پارت دویست و چهل و یک :

نگاه هر سه رویم ثابت شد.
هرچقدر هم وضعیت خراب بود، نمی توانستم اجازه دهم هستی و سمیه خانم آواره شوند.
خبر داشتم از اوضاعشان.
نگاه حامی بیشتر از همه رویم سنگینی می کرد.
اما طوری رفتار می کردم که انگار اصلا توجهی به او ندارم.
هستی اشک هایش را پاک کرد و گفت :
ممنونم زنداداش، کم مزاحم شما نشدیم این مدت.
از شنیدن لفظ زنداداش، دلم حالی به حالی شد.
چه زنی؟ چه کشکی؟ زن سوری

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۹ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۸۲۰ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • تینا

    12

    تا حالا تو رمانا پسری بهتر از حامی ندیدم انقدر با حیا میگه اگه نامحرم بودیم نمی تونستم بهت نزدیک شم هر کی دیگه بود با پول و خود ارامش زندگی میکرد مص باربد. ارامش فقط بلده الکی شلوغش کنه یکم کمک بگه

    ۵ سال پیش
  • آهوو

    9

    ببین تینا جون یعنی بد بودن از نظر تو فقط اینکه دنبال پول طرف بودن..یعنی اینکه یه نفرو بازی بدی هر چند با نیت کمک غرورش رو خورد کنی بد نیست؟.من اگه جای آرامش بودم نمی تونستم خامی و به این راحتی ببخشم

    ۵ سال پیش
  • .

    2

    عالی بود☺ولی باید دوباره یه ماه صبر کنم تا حداقا ۲۵ تا پارت بخونم اینجوری بیشتر کیف میده😎😎😎

    ۵ سال پیش
  • تینا

    5

    مثلا بگه چته حامی؟؟ واسه چی اینطوری دردت چیه؟ غمت چیه بیفته دنبال درمونش. حامی که چه محرم بود چه نامحرم همیشه خوب بود ن خدایی بدی بود اصن عمارت با وجود اون تازه جون گرفت به نظرم باید همدلی پیدا

    ۵ سال پیش
  • .

    12

    حامی خیلی پرو هستش با این حرفهای دروغی که گفته تازه میخواد آرامش باش مثل عاشقا رفتار کنه

    ۵ سال پیش
  • خجسته

    28

    صبر کنید روزی میرسه که حامی به پای آرامش میفته ...

    ۵ سال پیش
  • بهار

    19

    آخ که فقط گل گفتی خجسته جون اینقدر دلم میخواد که این حامی چلمنگ به آرامش التماس کنه که نگو بعد هم آرامش در کمال آرامش حامی رو بندازه جلو ببرش نوش جونت کنه یا اون مار بوا زرده بود بشه شام شبش چه شود😁

    ۵ سال پیش
  • بهار

    17

    خوب خیالم از بابت ماهرو راحت شد خدایی منم عذاب وژدان داشتم ولی فقط کار خدا هست که مادر حامی بیا خونه آرامش حتما حامی دلش برا آرامش میشه🤲 ولی خوب هنوز کار زیادی داره اما درست میشه از دست این حامی 🍀🦋

    ۵ سال پیش
  • .

    26

    کار خدا نیست کار نویسنده اس 😂🧡

    ۵ سال پیش
  • pinar

    29

    دمت گرم نویسنده جان پارتا طولانی تر شدن مرسی 🌷

    ۵ سال پیش
  • ؟

    38

    این پارت زیاد ادمو وادار نمیکنه ک برای روز بعد منتظر بمونه🙁

    ۵ سال پیش
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

کپی شد!