پارت دویست و بیست و پنجم :



می دونین، تقصیر من و آویز بود که این حرف ها رو می شنیدیم فقط نمی دونم چرا باید اخلاق این دو تا اینجوری می بود. ما هر چی پلیس دیدیم تو رمانا عصا قورت داده بودن و وقتی جواب یکی رو می دادن کوتاه و مختصر اما اینا میل زیادی به کلکل داشتن.
شاید هم مشخصه ای که از یه پلیس بهمون داده می شد درست نبود.
به هر حال با جوابای اونا در کل در نظر نگرفتم که این پلیسه می گیرتم می کنم تو گونی، می برتم

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۲ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۸۵۶ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • غزل

    0

    اقا خواهشا اسم اصلی ویانا رو بگید دهنم داره سرویس میشه اینقدر که دنبال سریال هایی که بازی کرده بیوگرافیش دارم میگردم پس لطفاااا اسم اصلی ویانا رو بگید مرسیییی

    ۵ سال پیش
  • آمنه آبدار | نویسنده رمان

    دویگو یتیش

    ۵ سال پیش
  • فاطمه

    20

    *** مغز گازون 🤣🤣 ترانکش ناموفق🤣

    ۵ سال پیش
  • آرام

    21

    ففط اونجاش تراکنش ناموفق😂😂

    ۵ سال پیش
  • مری

    20

    اخه *** مغز گازون؟؟؟ 😂😂😂😂😂😂😂ویانا دهنت سرویس با این چیزایی ک یهویی میگی🤣🤣😂

    ۵ سال پیش
  • هستی

    25

    😂😂😂😂حرف حق جواب نداره 😂😂😂😂😂*** مغز گازون افرین بر ویانا😂😂😂😂😂😂

    ۵ سال پیش
کپی شد!