پارت دویست و سی و چهارم :

با دهانی نیمه باز به جای خالی اش نگاه کردم.
تازه متوجه حرف هایی که زدم شدم.
چه دلیلی داشت باز هم جایگاهم را به رویش بیاورم؟
مگر قرار نبود رسما و شرعا همسرش شوم؟
دیگر این حرف ها چه معنی ای داشت؟!
- آرامش؟ نمی خوای پیاده شی؟
سرم را چرخاندم.
با دیدن هستی و حامی کنار هم، مجبور شوم خودم را عادی نشان دهم و پیاده شوم.
ولی در دلم غوغایی به پا بود.
جلوی در رسیدم.
هستی با

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۸۲۷ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • مادمازل

    1

    وا خب وقتی آرامش و دوست نداره از سر دلسوزی و کمک اومده جلو چرا ادامه میده؟ حامی سر قبر پدرش به آرام گفت که برام دلسوزی نکن خوشم نمیاد بعد حالا خودش داره همین کار و میکنه... 😒 💔 والا این حامی هم یه چیزی اش هست اصلا الان به تصادفی بودن دزدی و اینا هم شک دارم😂

    ۳ ماه پیش
  • مریم

    7

    تنها حرفی که میتونم بگم هیچی از پارت حالیم نشد، 😐😐😐

    ۵ سال پیش
  • Za_hraw

    18

    ای بابا این حامی عاشقه آرامشه ولی نمیخواد قبول کنه😐اخه چرااااا حامی چراااااا با آرامش ابن کارو نکن 😑

    ۵ سال پیش
  • ....................

    19

    خدایی من خسته شدم از رمانه چون حامی وقتی تظاهر میکنه ک دوسش داره دلم برا ارامش می سوزه و این ک من ارامش قبلی رو میخوام ن ارامش خجالتی😐😐😐💔

    ۵ سال پیش
  • زهرا

    9

    من که رمانو دوست دارم ممنون

    ۵ سال پیش
  • بهار

    7

    میگم نکنه حامی پلیس باشه به قول دوست عزیزمون رمان به هرچی میخوره الا پلیسی ترو خدا نرگس جون یا شاید خود آرامش پلیس مخفی هست که میخواد دست عموش رو کنه آخه بابای و مامان آرامش پلیس بودن🤔

    ۵ سال پیش
  • زهرا

    21

    رمان دیگه هیجان و طنز قبلی و نداره و این بده کاش حامی اول از حسش مطمئن میشد بعد خواستگاری میکرد الان اگه آرامش بفهمه ضربه بدی بهش میخوره در ضمن حامی شوخ خوب بود ولی الان. لطفاً پارتا رو هم طولانی کن

    ۵ سال پیش
  • بهار

    21

    اصلا میدونین چیه کاش همون موقع حامی رو انداخته بود جلو ببرش ا نو خورده بود آخه این چه وضعش هست در کل داره از اصل رمان دور میشه آخه آرامش قبلی کجا رفت اون حامی رو دیگه کجا دلم بزارم فقط بیچاره واهرو🥴

    ۵ سال پیش
  • Sana

    19

    موضوع رمان جالبه ولی تعداد پارت ها و خوده پارت ها خیلی کمه تا میای بخونی تموم شده🤧🤐لطفا یکم حجم پارت هارو بیشتر کنین. تو *** که بود خیلی بهتر بود

    ۵ سال پیش
  • آرام

    23

    من فکر میکردم اول حامی عاشق آرامش شه دوست داشتم اینجوری شن تا اینکه از رو دلسوزی این پیشنهاد و داده هققق🥺

    ۵ سال پیش
  • طنین

    38

    دلم برای آرامش میسوزه وقتی بفهمه همه اینا از سره دلسوزی بوده🥺🥺

    ۵ سال پیش
  • malikeh

    38

    واااااای جییییغ اما حامی واقعا با چه عقلی همچین پیشنهادی داده وقتی هیچ حسی نداره

    ۵ سال پیش
  • ث

    35

    دلم میسوزه 🥺 واقعا اگه همش از رو دلسوزی باشه خیلی ا تباه میکنه حامی، اسنمه سال آرام خودش از پس خودش بر اومده دیگه دلسوزوندن چیه. هم خودش رو بدبخت میکنه هم آرامش رو

    ۵ سال پیش
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

کپی شد!