پارت بیست و هشتم :

نفس عمیقی کشیدم و در رو بستم ولی خیلی محکم کوبیده شد و صداش توی اتاق پیچید. خودم تند از جا پریدم و نگاهی بهش انداختم. از ترس اینکه پیش این چیزی بهم بگه، زود رفتم در رو باز کردم و آروم بستم.
لبخند دستپاچه ای زدم و چند بار سرم رو تکون دادم.
- چیزی نیست، چیزی نیست.
آویز با انگشت اشاره کنار لبش رو خاروند.
- چیزی نیست فقط کم مونده بود درو بشکنی و دیوارای اتاقم باهاش رو سرمون خراب کنی

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۰۸۷ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • N.a

    0

    آویز و ویانا بهم میرسن فکر کنم

    ۸ ماه پیش
  • ...

    16

    به چهره ویانا نمیاد که در این حد چل بزنه😂😂😂😂البته به آویز میخوره

    ۶ سال پیش
  • .

    5

    اتفاقا ی فیلم هست ک این دختر بازی می کنه توی همون فیلمم همش خنک بازی در میاره خیلی بامزس

    ۶ سال پیش
  • مژده 17

    4

    اتفاقا تو فیلم عسق ارژانسی خیلی خنگ بود ویانا

    ۶ سال پیش
  • رمان دوست

    11

    خدا کنه ویانا و آویز بهم برسن

    ۶ سال پیش
  • یه بنده خدا

    6

    جایی که میخندی خیلی باحاله😂 آشغال بپر تو سطل آشغال هار هار هار 😂😂😂😂😂

    ۶ سال پیش
  • حنانه

    8

    این ویانا باز بلند فکر کرد

    ۶ سال پیش
  • زهرا

    30

    نویسنده لطفا فریاد و ویانا بهم برسن ، ترخدااااااااااااااااا

    ۶ سال پیش
  • ریحانه

    11

    عزیزم تو خلاصه گفته که اون دوتا خبر نگار خرابکاری میکنن اما اول اسم آویز و گفته به نظر من اگه ویانا و فریاد بهم برسن خیلی خیلی چرت میشه و بیشتر ام آویزتو رمان پیش ویاناست پس عاشقانه برای آویر و ویانا

    ۶ سال پیش
  • یه ادم بیکار

    5

    اره اصولا تو رمانا اونایی که بیشتر به هم دعوا دارن بهم میریم❤❤❤

    ۶ سال پیش
  • M.S

    3

    همیشه که نباید رمانا مثله هم باشن

    ۶ سال پیش
  • گلی❤آریس

    21

    وایی خدایااا اول درو محکم میبنده بازدوباره باز مبکنه یواش میبنده ازاین خنگ ترم داریم مگه😂😂😂اییش قسمت دماغش وخنددناش😂😂😂🤣🤣

    ۶ سال پیش
  • Asma

    14

    نه جووون مننن این ویانا چقده باحاله بیچاره آویز من بجاش خجالت کشیدم خدایی روخ این ویانا و آویز شاد😂😂😂

    ۶ سال پیش
  • مفتش

    9

    ممنوووووون نویسنده جون که لبخند رو لبامون میشونی💖

    ۶ سال پیش
  • :(:

    10

    مرسی خانم آبدار این رمانتون هم مثل رمان نیاز عاشقی😶 عشق آمازونی😍 دختر نقاب دار☻ مجرم عاشق😍.......... عالیهههههههههههههههه😍

    ۶ سال پیش
  • امنه

    11

    دمت گرم نویسنده خیلی از رمانت خوشم میاد یکی از بهترین رماناییه که تا حالا خوندم

    ۶ سال پیش
  • FA.85

    5

    خیلی عالیه رمان تون خانم ابدار💕

    ۶ سال پیش
  • یه بنده خدا

    17

    نههههههه دیگه چی؟ آویز و ویانا بیشتر به هم میان تا اون فریاد بی صدا😂

    ۶ سال پیش
  • K

    10

    خدا کنع ویانا با فریاد شه 😂عکسشون رو ببینین کنار هم گذاشتن بدشم تو طالع دریا هم فریاد و نیاز با هم کنار همن و دنیز و نیاز 😁و در خلاصه هم اگه بار دیگه بخونین متوجه میشین نوشته دو همکار جدید 😉

    ۶ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️