پارت دویست و بیست و پنجم :

لیوان یک بار مصرف را میان دو صندلی گذاشت و بی معطلی ماشین را روشن کرد و از باغ خارج شد.
هرچه می گذشت حالم بهتر می شد.
ای کاش غرق شدنم در عالم بی خبری دائمی می شد.
ای کاش یک بار برای همیشه، این عضله ی توخالی سمت چپ سینه ام برای همیشه از کوفتن در سینه ام دست می کشید و من هم به آغوش پدر و مادرم می پیوستم.
قفسه ی سینه ام سنگین شده بود.
احساس می کردم نگاه دلخور پدرم که از آن بالا رویم

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۸۳۷ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • علیرضا

    0

    عالی

    ۲ سال پیش
  • ^_^

    21

    دقیقا منم امروز قصد داشتم همین سوالو بپرسم چرا کمیل باید حامی رو می فرستاده دزدی؟چه مدرکی می خواسته؟بعدش کمیل درباره حامی تحقیق نکرده که بفهم اون همون دزدی بود که انتخاب کرده بود برای خونه ارامش؟

    ۵ سال پیش
  • ؟

    4

    حامی از سمت خود کمیل نبود حامیم مامور شد *** اصلی ینفر دیگ بود فک کنم

    ۵ سال پیش
  • وانیا

    20

    به نظر من مدرک داخل شومینه تو خونه ارامش هستش

    ۵ سال پیش
  • $

    5

    عااااااااا ایول.... راست میگی😍 مدارک تو شومینه و خونه خود آرامشه

    ۵ سال پیش
  • بنده خدا

    16

    نه بابا ،اسم رمان شومینه است و چون حامی از شومینه رفت دزدی وباعث آشنایی با آرامش شدمدارک که تو شومینه نیست

    ۵ سال پیش
  • آیدا

    12

    میتونی نخونی نفس جون رمان که ظاهرا عالیه سلیقه شما خیلی کیشمیشیه 😎

    ۵ سال پیش
  • نفس

    3

    بدک نیست دیگه داره چرت میشه

    ۵ سال پیش
  • M

    23

    آخی آرامش داره گریه میکنه🥺💔کاش از زبون حامی باشه،تا بفهمیم از اینکه آرامش گریه میکرد چه حسی داشت😍😍😍

    ۵ سال پیش
  • اسراء

    14

    اصلا قایل پیش بینی شده ادم نمیتوانه حدس بزنه. تا اینجاس که نویسنده عالی پیش رفت، همینطور ادامه بده😍👌

    ۵ سال پیش
  • سونیا

    29

    اگ ماهرو ادم کمیل باشه و مدارک دست ماهرو باشه پس چه لزومی داش ک کمیل حامیو بفرسه دزدی اگ ماهرو ادم کمیل باشه ک هر وقت بخاد دستشه مدارک یکم با عقل جور درنمیاد بعضیاتون اینو گفته بودین

    ۵ سال پیش
  • بنده خدا

    21

    سونیا جان درست میگه شاید ماهرو بعداً که آرامش وحامی عاشق شدن بخواد انتقام بگیره و آدم کمیل بشه ولی الان نیست،با عقل جور درنمیاد.مدارک هم شاید تو خونه آرامش باشه🤔

    ۵ سال پیش
  • مریم

    14

    همه چی زیر سره ماهروعه حالا معلوم میشه خودشو زده به موش مردگی

    ۵ سال پیش
  • زهرا

    15

    ببین سونیا جون اون کاغذه دست ماهرو هست که کسی بهش شک نکنه بعدشم کمیل آدم فرستاد که بقیه مدرکهای مهمی که توی اون اتاق دوربین دار بوده رو بیارن تا اوناروهم نابود کنه و کارخونه و خونه .... رو بالا بکشه

    ۵ سال پیش
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

کپی شد!