پارت بیست و ششم :

ساره پوزخندی زد.
- دیوونه شدم... دیوونه ام کردن! داره حرف از آبرو می زنه پدر شوهرت که می خواد به زور منو عقد شوهرت کنه. تو چقد می خوای تحمل کنی؟
سوسن پلکش پرید و نگاهی به آقا کریم انداخت.
- چی کار کنم؟ باید به خاطر اون سه خاک بر سر و از ترس آبروی پدر مادرم بشینم. بهم گفتن با لباس سفید میری و با لباس سفیدم بر می گردی... یا تا میمیرم اینجام یا باید خودم خودمو بکشم. دست از سر منم بردار خود

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۰۶۵ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • N.a

    0

    عالیههههه مرسی نویسنده

    ۷ ماه پیش
  • اسمم ب ت چ؟

    0

    فقط اونجا ک میگ تو گوسفند بهت زل میزنه فکر میکنی عاشقته؟😂😂😂😂😂

    ۵ سال پیش
  • Asma

    13

    امممم...به نظرتون ویانا به فریاد میرسه یا آویز؟یا آویز به سوفیا میرسه یا ویانا؟یاسوفیابه فریاد میرسه یا آویز؟یا فریادبه ویانا میرسه یا سوفیا؟🤔🤔🤔

    ۶ سال پیش
  • حنانه

    5

    میخوای همینطوری ادامه بده ببین . عالی بود رمان مثله همیشه

    ۶ سال پیش
  • ...

    8

    این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

  • زینب

    1

    خودت فهمیدی چیشد؟؟؟؟؟؟؟🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣

    ۶ سال پیش
  • F

    4

    وااای فقط دعوای دوتا دخترااَاا🤣😂

    ۶ سال پیش
  • یه بنده خدا

    5

    کی به کی میرسه؟ مرا از خاموشی غفلت دربیاورید پلیز

    ۶ سال پیش
  • حنانه

    6

    فقط اونجای که هندی میرقصیدن عالی بود

    ۶ سال پیش
  • Mahdieh

    2

    خیلیی باحاله عالللیهههه😂❤💙❤💙😂

    ۶ سال پیش
  • شیلا

    17

    تیکه اخرش😂😂😂دخترا سر فریاد دعوا میکنن ضایس که😀اینم میخاد بره داخل شنیده...

    ۶ سال پیش
  • Azin.

    4

    منم دقیقاً همین فکرو میکنم چون نه با وجدانش حرف میزنه نه با سوفیا خیلی هاتون گفتین با سوفیا یا وجدانش حرف میزنه ولی شاید اینطور نباشه

    ۶ سال پیش
  • Azin

    9

    واقعاً این پارت خیلی عالی بود مشکلای مردم خیلی زیاده و آدم واسه همچین آدمایی تأسف می خوره ک طرز فکرشون اینجوریه ولی اون تیکه آخر کیا داشتن دعوا میکردن😂😂سر چی سر فریاد یا *** دیگه؟😂

    ۶ سال پیش
  • Azin

    6

    اون میگفت مال خودمه اون یکی هم میگفت گوسفند بهت نگاه کنه میگی عاشقمه واییییی😂😂😂ویانا رو بگو ب این فکر می کرد چیکارکنه ک فریاد شکست عشقی بخوره🤭🤣 تازه میگه خودمم آرزوی خیلیام اعتماد به سقفش تو حلقم

    ۶ سال پیش
  • Azin

    7

    یا شایدم نمیدونم فکر کنم ویانا بود داشت با وجدانش دعوا می کرد ولی نمیشه ک وجدانش ک نمیاد بگه فریاد مال منه یا چیزی حتماً داشت با یکی دیگه دعوا میکرد راستی چند روز آویز نیست کجاست🤔🧐؟ کی میاد؟

    ۶ سال پیش
  • گلی❤آریس

    7

    این ویانا باشه جنگ باوجدانشم چیز عجیبی نیس😂😂😂😂😂😂😂

    ۶ سال پیش
  • S

    1

    عالیه

    ۶ سال پیش
  • M

    0

    چهارتاشون یک از یک خوشگل تر بابا عجب چیزین😂

    ۶ سال پیش
  • ??????????

    45

    حرفم یه جوریه که تو دویست تا حرف جا نمیشه لعنت به اینجور مردا😖😤👊👊👊👊👊👊👊👊👊👊👊👊 ایشالا برن زیر تریلی بگو امین✔✔✔✔

    ۶ سال پیش
  • امنه

    2

    امین به حق پنج تن خخخ

    ۶ سال پیش
  • Azin

    2

    الهی آمینننننننن ولی تریلی کمه با انواع و اقسام وسایل شکنجه و اره برقی👊⚔️🗡️🔗💣🏹 و غیره.... و اینا جناب علامت سوال😂😂 ک نمیدونم دختری یا پسر ولی ب احتمال زیاد دختری بیشتر از اینا حقه شونه

    ۶ سال پیش
  • سعیده

    1

    عالی😂

    ۶ سال پیش
  • کیه کیه در میزنه؟؟

    1

    فکر کنم اخرش داشت توی خوابش با سوفیا به خاطر فریاد دعوا میکرد میکرد ولی این گریه های الکیش خیلی بامزس هههه این اخلاقش شبیهه دخترای سه سالست

    ۶ سال پیش
  • دخی بلا

    4

    عالیی👍👍 واقعا ز یه همچین مردایی متنفرم و براشون متاسف ایشالله وجودشون از هستی پاک شه و اما من حدس میزنم که ویانا با سوفیا دارن به خاطر فریاد دعوا میکنن این فقط یه حدسه زیاد هم مطمئن نیستم

    ۶ سال پیش
کپی شد!