به طعم خون - VIP به قلم مرجان فریدی
پارت هفتم :
-اینجا آشپزخونشه کابینتا ام ملامینه است میبینید ک نو ساز و شیکه.
مامان دستی به گردنش کشید و رو به بنگاه دار گفت:
-اتاقاش فقط خیلی کوچیکه.پنجره ام نداره نور گیرش خیلی کمه.
آویسا از اتاق خواب خارج شد و با چهره آویزون گفت:
-اتاقه یا انباری!
مامان به اویسا علامت داد ساکت شه.
بنگاه دار اخمی کرد و دستی به پیرهن چهارخونش کشید:
-خانوم این اخرین خونست اگر نمیپسندید ک بریم هوا اÙ
مطالعهی این پارت کمتر از ۸ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۹۴۱ روز پیش تقدیم شما شده است.
هلن
0چطوری تبلیغ ببینم سکه بگیرم
۳ سال پیشs
0.
۳ سال پیشثنا
0عالی
۳ سال پیشاسما
0ترسیدم الان پنجره اتاقم بشکنه 😳😳😳بابا دختر آروم باش 😂😂
۳ سال پیشLeila
0اوه مای پشم
۳ سال پیشستاره
1پشماممم😐😐😐🍃🍃🍃🍃❤❤❤❤❤
۵ سال پیش¥
1کرک و پرام
۵ سال پیشMehrsh
2وااااای ایووووول😶❤✌✌✌✌✌
۵ سال پیشYalda
1پرامممم🥶 پشماممم🤐عالیییی بود😍♥️🩸
۵ سال پیشElina
1خب،پرامممم!ترکوندی😍🤩عالی بود👌🏻☺
۵ سال پیشرومینا
2واییی این پارت خیلی هیجانی بود😍😍😍
۵ سال پیشMAHSA
3عالیییی بود❣🩸 شیشه ها شکستن! پرااام! خسته نباشی🤍
۵ سال پیشfatem
2عالیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی .😍🤤🍷🦇
۵ سال پیشzizi
2پراام
۵ سال پیش
لطفا صبر کنید...

.
0.