پارت هفتاد و ششم :
- من برای خوشبختی مهیاس از هیچی دریغ نمیکنم اینو بهتون قول میدم.
در جوابم، دستم را آرام فشرد و لبخند زد. سکوت کوتاهی حاکم شد و بعد با سری پایین افتاده، گفتم: من همهی تلاشمو کردم، هیچکدوم از اعضای خانواده راضی نشدن باهام بیان، بهجز عَمومهردادم که تازه از شهرستان اومده. اگر اجازه بدین، فرداشب با ایشون بیام برای حرفهای نهایی و قولوقرارمون.
لبخندش پررنگ شد.
- خیلی عجولی Ø
مطالعهی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۳ ساعت پیش تقدیم شما شده است.
لطفا صبر کنید...

میم
2چقدر دیار داره تخته گاز می ره،البته بیشتر عجلش بخاطر تنهایی مه یاسه،خدا کنه عمو مهردادش آدم خوبی باشه اونم صدتا ایراد از وضع زندگی اینا نگیره 🤭🙏🏻