پارت بیست :

پرده را به آرامی کنار میزنم، نگاهم از گوشه پنجره، روی حیاط مینشیند. مهلقا چادرش را محکم بر کمر می‌بندد، با جدیت تمام میوه ها را توی حوض را آبکشی میکند و میسپارد به دست فرخنده ای که با غرغر کردن های همیشگی اش، خسته از کار، ابرو در هم میکشد. زری سبد سبد برنج آب کش میکند و عباس با چهره ای که نمیشود درونش اندکی حال خوش دید، دیگ بزرگ را روی آتش میگذارد. انگار در
خنکای نسیم مهر، درونم را برف Ù

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۳ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴ ساعت پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت خورشید در رمان خورشید شب برفی خورشید
تصویر شخصیت ایمان در رمان خورشید شب برفی ایمان
تصویر شخصیت زن عمو زری در رمان خورشید شب برفی زن عمو زری
تصویر شخصیت داریوش حشمتی در رمان خورشید شب برفی داریوش حشمتی
تصویر شخصیت ملوک سلطان در رمان خورشید شب برفی ملوک سلطان
تصویر شخصیت آمنه در رمان خورشید شب برفی آمنه
تصویر شخصیت ایمان و خورشید در رمان خورشید شب برفی ایمان و خورشید
تصویر شخصیت اکبر در رمان خورشید شب برفی اکبر
آخرین نظرات ارسال شده
  • لیلا

    1

    سمانه من مغزم هنگ کرده من رسماً الان هیچی نمیتونم بگم

    ۲ ساعت پیش
  • فاطیما

    1

    لیلا دیدی شوشوی خوشگلم و اومد خواستگاری 🤣

    ۲ ساعت پیش
  • فن خورشید🌝

    1

    فاطیما یعنی کل بچه های رمان گیرت بیاریم خفه شدنت قطعیه💀

    ۲ ساعت پیش
  • لیلا

    0

    اینو خوب اومدی🤣😐

    ۱ ساعت پیش
  • لیلا

    0

    فاطی من اون شوشوی تورو میکشم از دست همین داریوش چندش اعصابم خراب شد مردک پیر سگ صفت رفته موهاشو رنگ کرده پیر خرفت کثافت یعنی دلم میخواد با همین دستام خفش کنم کلا مغزم هنگ کرده بیشعور کثافت میگه بانو بمیره داریوش هول چندش

    ۱ ساعت پیش
  • نسترن

    1

    منم رسما رد دادم😑🤝🏻

    ۲ ساعت پیش
  • لیلا

    0

    ببین تورو خدا آخه چطوری اومده میخواد خورشیدو بگیره نفهم هم سن دخترته آخه چجوری میشهه

    ۱ ساعت پیش
  • سهیلا (ناظم گروه)

    1

    وای فکر کن عباس بدبخت خواست دوکلام عین آدم حرف بزنه نذاشت مهرعلی کثافت😡

    ۲ ساعت پیش
  • لیلا

    0

    آره همه چی اول از گور همین مهرعلی عوضیه یعنی انقد دعا میکنم اما ن مهرعلی ن حشمتی کثافتا چیزیشون نمیشه در عوض فقط من سر درد می گیرم

    ۱ ساعت پیش
  • سمانه حسینی | نویسنده رمان

    حق دارید به خدا💔

    ۲ ساعت پیش
  • لیلا

    0

    اصلا اون ایمان گور به گوری کجاست دل بچمو شکست رفت اگه نمیخواستی بمونی از اول نباید میومدی چقدر بدم میاد از اینجور پسرها از احساسشون مطمئن نیستن فقط این وسط دخترها بیچاره میشه اول حرف های عاشقانه بعد میگه منو تو به درد هم نمیخوریم عوضیاا

    ۱ ساعت پیش
  • فن خورشید🌝

    1

    واه واه مادرش از اوناست😶

    ۲ ساعت پیش
  • نسترن

    1

    دقیقا مامانشم از اون زنای بدجنسه حس میکنم

    ۲ ساعت پیش
  • فن خورشید🌝

    1

    بیچاره خورشید مجبوره این مرتیکه رو تحمل کنه

    ۲ ساعت پیش
  • فن خورشید🌝

    1

    چقدر حرفای منیژه قشنگ بود بهش🥺💔

    ۲ ساعت پیش
  • فن خورشید🌝

    1

    ممنون بانو جانم و درد بی دوا درمون😡

    ۲ ساعت پیش
  • فن خورشید🌝

    1

    اون تحفه بخوره تو سرت مرتیکه شغال😡

    ۲ ساعت پیش
  • سهیلا (ناظم گروه)

    1

    وای چه پارتی بود😶 خدایا باورم نمیشه

    ۲ ساعت پیش
  • نسترن

    1

    سهیلا دلم میخواد بزنم این داریوش و خاندانش و😭

    ۲ ساعت پیش
  • فاطیما

    1

    اونایی که مثل من داریوش و دوست دارن لایک کنن😁

    ۳ ساعت پیش
  • ندا (تلفن چی)

    1

    ارهه بشین تا لایکت کنن بگیرم بزنم تو رو فاطیما😶🤣

    ۳ ساعت پیش
  • فاطیما

    1

    به خدا ندا این خط این نشون ببین اگه همه تون عاشق داریوش نشدید😆

    ۳ ساعت پیش
  • نسترن

    2

    عمرا عاشقش نمیشه شاید داریوش عاشقش بشه ولی خورشید عمرا

    ۳ ساعت پیش
  • سهیلا (ناظم گروه)

    1

    چهار هزارتا لایک منفی🤪

    ۲ ساعت پیش
  • فاطیما

    1

    قربون شوهرم برم که اومده خواستگاری🤣

    ۳ ساعت پیش
  • شیما (فن ایمان)

    1

    مرده شور این شوهرت و ببرن عزیزم🤣

    ۳ ساعت پیش
  • فاطیما

    1

    دلت میاد شیما به شوشوی من میگی😔🤣

    ۳ ساعت پیش
  • ندا (تلفن چی)

    1

    دستم به این شوشوی تو برسه خفه اش میکنم🤗

    ۳ ساعت پیش
  • شیما (فن ایمان)

    1

    به خدا ندا دلم میخواد *** اش کنم

    ۳ ساعت پیش
  • نسترن

    1

    به خدا فاطی میزنمتا😩

    ۳ ساعت پیش
  • فاطیما

    1

    نسترن آخه چلا میخوای من و بزنی😔🤣

    ۳ ساعت پیش
  • سهیلا (ناظم گروه)

    1

    وای فاطیما چجوری خفه ات کنم ای خدا

    ۲ ساعت پیش
  • فاطیما

    1

    بچه ها من مطمئنم خورشید عاشق داریوش میشه😌

    ۳ ساعت پیش
  • ندا (تلفن چی)

    1

    آره بشین تا عاشقش بشه😛

    ۳ ساعت پیش
  • نسترن

    1

    فاطی بخوابونم دهنت 🤣

    ۳ ساعت پیش
  • نسترن

    1

    خدا تیکه تیکه ات کنه مهرعلی جدی جدی داره این دختر و شوهر میده

    ۳ ساعت پیش
  • فاطیما

    1

    بچه ها ببینید داماد چه دست و دلبازه برای دخترمون لباس فرستاده🤩

    ۳ ساعت پیش
  • ندا (تلفن چی)

    1

    خبرش بیاد با این تحفه فرستادنش

    ۳ ساعت پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️