پارت هجده :
پارت هجدهم: رایحهِ سایه
(سوم شخص: دانای کل)
خواب، لایهای ضخیم و سیاه بود که آوا رو در خودش بلعیده بود؛ اما هیچ دیواری، حتی دیوارهای ناخودآگاه، نمیتونست جلوی نفوذ اون رایحه رو بگیره.
بوی سرد و مسموم؛ بوی فلز گداختهای که توی خون خشکیده فرو رفته باشه. بوی درمانگاههای خالیِ وسط میدان جنگ؛ جایی که ید و باروت در هم میآمیختند و بوی مرگی قدیمی رو به جا میگذاشتند. بو
مطالعهی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.
این پارت دیروز تقدیم شما شده است.
بلوبری 🫐
0سیاوش چش خاکستری خودمون بوداا 🌝🎀🥹🔪
۳ ساعت پیش...
0تنها کسی که میتونه اینقد دارک باشه سیاوش و تنها کسی که میتونه همچین عطری داشته باشه هم سیاوش انگار که شَرِ مطلقِ چرا یه نفر باید اینقد ترسناک باشه؟😐😐
۱۱ ساعت پیش
یلدا ابوالفتح زاده | نویسنده رمان
باهوشای من. 🤍✨ راستی سیاوش اصلا ترسناک نیست ... شما تازه دو سه پارت از سیاوش داشتید ... اگه بیاید جلو کههه
۸ ساعت پیشآرامش
0هر چی ترسناک تر جذاب تر پسر باید ترسناک باشه پسر تیتیش مامانی کنسله
۴ ساعت پیشطرفدار
0فکر کنم آدما سیاوش بوده چون سیاوش بیش از حد مغروره ک خودش بیاد کشیک آوا رو بده
۹ ساعت پیش
یلدا ابوالفتح زاده | نویسنده رمان
از کجا میدونی کشیک میداد؟
۸ ساعت پیشتارا
0سیاوش بود فکر کنم 🤔🤔
دیروز
یلدا ابوالفتح زاده | نویسنده رمان
عاممم... نمیدونم
۱۳ ساعت پیشزهــرا
0ععرر علاقه ای که داشتم و دلم میخواست اتفاق بیوفته افتادد😭✨بچم از تو تاریکی داشت اوا را نگا میکردد😭نه یک شب نه دو شب.. چند ششبب ✨😂روانی هم خودتونید ایشش😒😂🤣🤣
دیروز
یلدا ابوالفتح زاده | نویسنده رمان
نه اتفاقاً تو خیلی هم سالمی که همچین حسی داره. 🍓🩷
۱۳ ساعت پیشاَسماء
0حتما اینم از طرف سیاوشه
دیروزنرگس
0یعنی اون موتوری یا هرکسی دیگه وارد خونش شده وایی بعد من میگم شاید اون موتوری سیاوش باشه
دیروز
لطفا صبر کنید...

طرفدار
0چون ک همیشه مراقبشه اون از اون روز ک با موتور از کنارش رد شد این هم از الانش ک جلو ساختمون وایستاده و آوا رو دید میزنه