پارت چهارده :

***
یکی از پلاستیک‌های خریدی که لیلی صندلی عقبِ ماشین گذاشته بود رو برداشتم و روی پام گذاشتم.
وضع لباسام افتضاح بود؛ تیشرت سفید و شلوارک مشکی! قُله‌های مد و فشن رو رسما فتح کردم!
یکی از کراپ تاپ‌های مشکی و دامن مشکی و بلند تابستونی‌ای که خریده بودم تا باهاش ست کنم رو از توی نایلون بیرون کشیدم.
- شیشه‌ها دودیه؟
لیلی نیم نگاهی بهم انداخت و سرش رو تکون داد و به خاطر همین با خ

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱ ساعت پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • پنجه زرشکی

    0

    وایی خداا این پارت بی نظیر بود ✨ مگان جون به شدت منتظر پارت بعدی ام 😁 امیدوارم همیشه بدرخشی 🤍🫂

    ۳ دقیقه پیش
  • ...

    3

    وای شت جر حاتم ؟ وای موردم از خنده فک کنم خیلی کونش از حرفش سوخت . حاتم 🤣🤣

    ۳۸ دقیقه پیش
  • یلدا(خدازده)

    2

    مگان دادا عالی بود جدی بعد مدرسه خیلی خوب بود

    ۵۱ دقیقه پیش
  • یارا

    4

    عالیی بود😭😍 مخصوصاً آنجا که آترین به الارا گفت لوس ننر🤣🤣 من عاشق این کل کلاشونم🤣🤣😩🫴🏻

    ۱ ساعت پیش
  • یارا

    3

    گویا اولین نفرم که میخونمش😁 برم تو کارش🤣🤣

    ۱ ساعت پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️