دشت پروانهها به قلم آوینا بابایی (مگان)
پارت چهارده :
***
یکی از پلاستیکهای خریدی که لیلی صندلی عقبِ ماشین گذاشته بود رو برداشتم و روی پام گذاشتم.
وضع لباسام افتضاح بود؛ تیشرت سفید و شلوارک مشکی! قُلههای مد و فشن رو رسما فتح کردم!
یکی از کراپ تاپهای مشکی و دامن مشکی و بلند تابستونیای که خریده بودم تا باهاش ست کنم رو از توی نایلون بیرون کشیدم.
- شیشهها دودیه؟
لیلی نیم نگاهی بهم انداخت و سرش رو تکون داد و به خاطر همین با خ
مطالعهی این پارت حدودا ۱۷ دقیقه زمان میبرد.
این پارت دیروز تقدیم شما شده است.
آرامش
2من اینقدر هاتم که بهم میگن حاتم وای جرر ..وای مسابقه من عاشق سرعتمم
۸ ساعت پیشآترین
0پارت خیلی بامزه ای بود😭
۲۴ ساعت پیشآوینا
2واایی عالییهه دخترر عاشقتمم
۱۹ ساعت پیشNazanin
1اترین داره از حسودی میمیر نیک تروخدا نزدیک الارا شو
۲۰ ساعت پیشسار🎀
1ای کاش زودتر پارت بزاری😭
۲۲ ساعت پیشHawa
1مثل همیشه عالی بود..❤️
۲۳ ساعت پیشنیلوفر ابی
1وای معرکه بود ممنون خسته نباشید پارت زیبایی بود تشکر
دیروزمعصومه
1وای نیک بیا یه پیشنهاد به الارا بده *** اترین بسوزه ببینم اترین یا حاتم😂😂
دیروززهــرا
0عااششقق کل کلاشونمم خخیلیی باحالنن دستت درد نکنه مگان جونم💖🦋✨
دیروزارغوان
1دیوانه چو دیوانه ببیند، خوشش آید 😈😈ممنون دستت طلا
دیروزپنجه زرشکی
4وایی خداا این پارت بی نظیر بود ✨ مگان جون به شدت منتظر پارت بعدی ام 😁 امیدوارم همیشه بدرخشی 🤍🫂
دیروز
آوینا بابایی (مگان) | نویسنده رمان
قربونت برم عزیزمم
دیروز...
4وای شت جر حاتم ؟ وای موردم از خنده فک کنم خیلی کونش از حرفش سوخت . حاتم 🤣🤣
دیروز
آوینا بابایی (مگان) | نویسنده رمان
انقدر هاته ک بهش میگن حاتممم🗣
دیروزیلدا(خدازده)
4مگان دادا عالی بود جدی بعد مدرسه خیلی خوب بود
دیروز
آوینا بابایی (مگان) | نویسنده رمان
قربون شماا
دیروزیارا
6عالیی بود😭😍 مخصوصاً آنجا که آترین به الارا گفت لوس ننر🤣🤣 من عاشق این کل کلاشونم🤣🤣😩🫴🏻
دیروز
آوینا بابایی (مگان) | نویسنده رمان
کلا هی از استینشون جواب در میارن
دیروزیارا
3گویا اولین نفرم که میخونمش😁 برم تو کارش🤣🤣
دیروز
لطفا صبر کنید...

یه آدم تنها...
0خیلیی خوبب بودد