پارت هفده :
(پارت هفدهم: شکارِ نامها)
(سوم شخص: دانای کل)
خانه دیگر شبیه خانه نبود. انگار زمان در این چهار دیواری، نه در حال گذر، که در حال پوسیدن بود.
سایهها روی دیوارها کش آمده بودند؛ انگار هر کدام ردپای روحی بودند که همین چند دقیقه پیش، از تن صاحب خانه جدا شده بود. سکوت سنگینی روی دیوارها نشسته بود؛ سکوتی که نه آرامبخش، که غلیظ و خفهکننده بود.
تنها صدایی که در فضای
مطالعهی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۲ ساعت پیش تقدیم شما شده است.
زهــرا
0اون اسم اشنا هم ففککر میکنم اسم احمد بوده اما فکر نکنم اسم اوا باشه چون این اسما انگار مربوط به گذشته و پدر بزرگ و اینای سیاوش بوده اخه اوا که حتما سنی نداشته اون موقع. حالا واکنش یلدا چند پارت دیگه:آوا با آن سن کمش باعث نابودی اون سازمان و گم و گور شدن افراد شد 🤣
۱ ساعت پیشزهــرا
0یلدا کمر بستی سیاوشمو منفور و بد کنییاا ولی باید بگمم.. ننهه من هنوزم بچمو دوستت دارمم😁😁🤣
۱ ساعت پیشهانا
0احتمالا اسم اواست وسیاوش داره میره تا به شکل نا شناس با آوا ملاقات کنه
۱ ساعت پیشهانا
0احتمالا اسم اواست وسیاوش داره میره تا به شکل نا شناس با آوا ملاقات کنه
۱ ساعت پیشهانا
0احتمالا اسم اواست وسیاوش داره میره تا به شکل نا شناس با آوا ملاقات کنه
۱ ساعت پیشهانا
0احتمالا اسم اواست وسیاوش داره میره تا به شکل نا شناس با آوا ملاقات کنه
۱ ساعت پیش
لطفا صبر کنید...

سرو
0این اسم دو تا احتمال داره احمد وآوا که هر دوتاش ختم میشه به ملاقاتش با آوا