یک جنایت عاشقانه | تیغ به قلم صبا سروین
پارت هشتم :
"چهار سال قبل"
"نیلین"
گوشوارهی حلقهای بزرگم رو توی گوشم انداختم و سعی داشتم با دو انگشت قفلش رو ببندم.
دستی روی پیراهن ساتنم کشیدم. قدش تا زیر زانو بود و از نظرم برای مهمونی امشب کاملا مناسب بود.
یقهی ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما

لطفا صبر کنید...

هلیا
0خیلی خوب بود فقط باید بازم سکه بدیم؟ به خدا که سکه ندارم ولی باز هم دستت طلا عالی بود عالی هر چی بیشتر پیش می ره عالی تر می شه واقعا ارزش خواندن داره و ممنون از نویسنده عربی فقط یه سوال کیان واقعا نیلین رو دوست داره؟