این رابطه باگ دارد به قلم ویدا چراغیان
پارت شصت و پنجم :
آرین دستی لای موهایش کشید، کمی روی دوزانو جابجا شد و با همان زبان تخصصی و تحلیلیِ خودش، انگار که دارد برای سرمایهگذارِ سرسخت، طرح توجیهی ارائه میدهد، تاکید کرد:
- ببینید حلیمهخانم، بیایید سیستماتیک به این قضیه نگاه کنیم. صورتمسئله کاملاً واضحه؛ شما نگران وضعیت دنیایی، که کاملاً هم حق با شماست. ولی برگردوندن دنیا به اهواز، کلِ سیستمِ آیندهش رو دچار ارور میکنه. اگه فردا صبØ
مطالعهی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۳ روز پیش تقدیم شما شده است.

ویدا چراغیان | نویسنده رمان
خدا بخیر کنه 😁 این حلیمه خانم تا خون به جیگر این بچهها نکنه ول کن نیست 🤦🏽♀️😁
۲ روز پیش
ویدا چراغیان | نویسنده رمان
خدا پدرتون رو حفظ کنه چه مثل جالبی بود 🥰
۲ روز پیششادان
0عجب ترکیبی بشه .. فکر کنم دیگه هرروز یمه با عفت سادات برنامه بریزن و خوش باشن..🤣🤣
۳ روز پیش
ویدا چراغیان | نویسنده رمان
کارشون دراومد . حالا مگه این یمه جان میذاره اینا آب خوش از گلوشون پایین بره؟🤦🏽♀️😂
۳ روز پیششادان
0رسالت حضورش همینه دیگه ..🤣🤣 حالا خدایی مادر آرینم میومد سری به جیگرگوشه اش میزد اون موقع اوج چالش رو میدیدیم 🤣🤣
۳ روز پیش
ویدا چراغیان | نویسنده رمان
خدارو چه دیدی شایدم اومد🤣🤣
۲ روز پیششادان
1اخیش ..خیالم راحت شد..
۳ روز پیش
ویدا چراغیان | نویسنده رمان
😂😂
۳ روز پیششادان
0تازه یکی دیگه از فواید موندن یمه اینکه میتونه ببینه آرین خودش چه آپشن های خوبی برای دامادیش داره 🤣🤣
۳ روز پیش
ویدا چراغیان | نویسنده رمان
والا پسر به این خوبی😁
۳ روز پیش
لطفا صبر کنید...

تمنا
1خب پسس..کی اینطور🫢موندنی شد اونم چه موندنیی😬خدا بخیر کنه .ازفردا مگه میشه آرین سر بلند کنه نگا کنه چ برسه به شوخی..یاد پدرم افتادم خدا حفظ ش کنه اون یمه ای برا خودش ایشون یه اَبی هستن درنوع خودش.نیدونم عرب ها بوآ میگن ابی میگن کاکو میگن.خلاصه خدابخیر کنه من میدونم دنیا چی میکشه😁😅🫠