پارت سی :

شهربانو انگشتان کشیده و ظریف دست‌هایش را در هم قلاب کرد تا لرزش‌شان کمتر شود. زبان روی لب کشید و با اینکه از واکنش جمشید دلهره داشت، آرام و شمرده گفت: الان روژان برای همه یه دختر بدنام شده و میگن معشوقه‌ی پسرعموشه، سروش که از ازدواج باهاش منصرف شده، همه‌ هم می‌دونیم با این اوضاع و احوال، حتی اگر همه‌ی اینا حرف و تهمت باشه، بازم کسی برای ازدواج با این دختر پا پیش نمی‌ذاره.
مکثی کرد

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲ ساعت پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • رویا

    0

    روژان بیچاره چه سرنوشتی داشت

    ۵۸ دقیقه پیش
  • آناهیل

    0

    آخ اخ چه خوابی برا روژان دیدن ، امان از وقتی بخت با کسب یار نباشه😢

    ۲ ساعت پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️