پارت صد و چهل و پنجم :

وحشیانه میز غذای جلویش را با پا به جلو هل داد. از سمت دیگر به پهلویش کوبیده شد و به همان سمتی افتاد که میز را هول داده بود. روی میز یک سینی فلزی بود و قیافۀ خودش را در انعکاس سینی دید. روی سینی نوشته شده بود «شش».


یک نفر کمرش را لگد کرد. درست ته پایش وسط‌ ستون فقرات فرشته را لگد کرده بود. جیغ فرشته این بار با دردناک‌ترین حالت در تیمارستان پیچید. سید رضا عربده زد: فرشته! اون بالا چه Ø

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت دیروز تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت فرشته در رمان هلگورد فرشته
تصویر شخصیت هلگورد در رمان هلگورد هلگورد
آخرین نظرات ارسال شده
  • دلارام

    0

    واقعا خداروشکر که بالاخره خلاص شد از اون وضعیت😿

    ۱۴ ساعت پیش
  • Nana

    1

    آخیش بالاخره تموم شد

    ۲۲ ساعت پیش
  • فاطی

    0

    بیچاره فرشته دلم میسوزه براش چه زجری رو تحمل کرد اما بالاخره موفق شدن خدا کنه سید بتونه براش کاری کنه اروم بشه

    دیروز
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️