هلگورد به قلم آرزو مهاجر
پارت صد و چهل و پنجم :
وحشیانه میز غذای جلویش را با پا به جلو هل داد. از سمت دیگر به پهلویش کوبیده شد و به همان سمتی افتاد که میز را هول داده بود. روی میز یک سینی فلزی بود و قیافۀ خودش را در انعکاس سینی دید. روی سینی نوشته شده بود «شش».
یک نفر کمرش را لگد کرد. درست ته پایش وسط ستون فقرات فرشته را لگد کرده بود. جیغ فرشته این بار با دردناکترین حالت در تیمارستان پیچید. سید رضا عربده زد: فرشته! اون بالا چه Ø
لطفا صبر کنید...

دلارام
0واقعا خداروشکر که بالاخره خلاص شد از اون وضعیت😿