امیر بی گزند به قلم صبا سروین
پارت چهل و سوم :
زمان حال
محیا
نگاهم به امیرعلی بود و تکانش میدادم، اما انگار نه مرا میدید، نه صدایم را میشنید و نه چیزی حس میکرد.
زن عمو به سمتش آمد و با چشمهایی گریان دو دستش را بند لباس او کرد و صدایش زد: امیرعلی، چی گفتن پسرم؟ توروخدا بگو...
امیرعلی به خودش آمد و زنعمو را نگاه کرد.
- خوبه زنعمو، شما بمونید من میرم میام.
پاتند کرد که من هم همراهش دویدم، عمو هنوز ب
مطالعهی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.
این پارت دیروز تقدیم شما شده است.

صبا سروین | نویسنده رمان
صبر کن سرو...
۲۱ ساعت پیشسرو
1نمیتونم صبر کنم اگه میتونستم که اسمم صبری بود نه سرو
۲۰ ساعت پیش
صبا سروین | نویسنده رمان
واای قشنگ بود😅🤌👌
۲۰ ساعت پیشالی
1نویسنده مهربون شما که زود زود پارت میذارین یه کمم طولانیش کن دیگه
دیروز
صبا سروین | نویسنده رمان
چشم الی قشنگم♥️🫂
۲۱ ساعت پیشمهسا
1ازدواج کردن یعنی چه اتفاقی اتفاده تورو خدا صبا جون توکه هوامون رو داری نزار بیشتر از این تو خماری بمونیم
دیروز
صبا سروین | نویسنده رمان
خماری جزئی از این رمانه🤣
۲۱ ساعت پیشمریم
5وای دختر چه حوصله ای داری همه کامنتهارو جواب دادی خیلی ممنون تند تند پارت می زاری یه روز نزاشتی معذرت خواهی میکنی توچقدر خانمی درصورتی که من یه رمان دارم نویسنده بعداز ۲۰ روز اومده پارت گذاشته بدون یک کلمه عذرخواهی هرکی اعتراض کرده خیلی بد جواب داده
دیروزDarya
3واای دقیقا .. صبا کلا معرکه اس 😘❤️
دیروز
صبا سروین | نویسنده رمان
لطف داری دریای قشنگم😍😭
۲۱ ساعت پیش
صبا سروین | نویسنده رمان
قربونتون برم. شاید صبر هرکس متفاوته. شما به من لطف دارید عزیزای دلم♥️😍🫂
۲۱ ساعت پیشزهرا
1چه خوب که باهم ازدواج کردن خدا کنه نیلو حالش خوب بشه وآخرش قشنگ تموم بشه
دیروز
صبا سروین | نویسنده رمان
ایشالا
۲۱ ساعت پیشDarya
1خدای من یعنی ازدواج کردن 🥹🥹
دیروز
صبا سروین | نویسنده رمان
بله...
۲۱ ساعت پیشمریم
2آره به خدا ندیده خیلی دوسش دارم اینقدر با شخصیته
دیروز
صبا سروین | نویسنده رمان
منم دوستون دارم بخدا🫂♥️
۲۱ ساعت پیشلیلا
0به نظرم تو عقدن چون هردو خونه پدراشون هستن شاید ازدستشون دررفته نیلو حامله شده بعد بچه رو سقط کرده امیرعلی قهر شده باهاش
دیروز
صبا سروین | نویسنده رمان
صبر کنید
۲۱ ساعت پیش....
0عه چی شد مگه ازدواج کردن؟
دیروزهناسه
2بنظرم قبلش داشتن باهم لج میکردن.و این اتفاق افتاد. بنظرم همه ما گاهی شروع به لج کردن میکنیم و خودمون هم میدونیم بده و راه با جایی نداره اما بازم دست بر نمیداریم. اگه به این که خیلی زود دیر میشود و اتفاقی که دوست نداریم میفته ، فکر کنیم همه دنیا گل و بلبل میشد. زودتر خوب شو نیلوفر
دیروززهرا
3چرا وقتی گفت همسرش کسی چیزی نگفت یعنی باهم ازدواج کردن پس چی شده که قهر کردن وچراخبری از حاج بابا و عمه خانم نیست اونا کجا رفتن
دیروززهرا
0راستش احساس میکنم نیلوفر وامیر علی با هم رابطه داشتن حالا کی شده از هم جدا شدند و اینکه شاید نیلوفر باردار بوده البته حدس
دیروز
لطفا صبر کنید...

سرو
0فکرکنم نیلوفر حامله بوده بچه اش سقط شده بخاطر همین گفت همسرش بیاد تو فقط وایی چی گفت 😱😱