پارت چهل و سوم :

زمان حال

محیا

نگاهم به امیرعلی بود و تکانش می‌دادم، اما انگار نه مرا می‌دید، نه صدایم را می‌شنید و نه چیزی حس می‌کرد.
زن عمو به سمتش آمد و با چشم‌هایی گریان دو دستش را بند لباس او کرد و صدایش زد: امیرعلی، چی گفتن پسرم؟ توروخدا بگو...
امیرعلی به خودش آمد و زن‌عمو را نگاه کرد.
- خوبه زن‌عمو، شما بمونید من می‌رم میام.
پاتند کرد که من هم همراهش دویدم، عمو هنوز ب

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت دیروز تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت امیرعلی در رمان امیر بی گزند امیرعلی
تصویر شخصیت امیرعباس در رمان امیر بی گزند امیرعباس
تصویر شخصیت محیا در رمان امیر بی گزند محیا
تصویر شخصیت امیرحافظ در رمان امیر بی گزند امیرحافظ
تصویر شخصیت نازنین در رمان امیر بی گزند نازنین
تصویر شخصیت محدثه در رمان امیر بی گزند محدثه
تصویر شخصیت امیرحسین در رمان امیر بی گزند امیرحسین
تصویر شخصیت نیلوفر در رمان امیر بی گزند نیلوفر
آخرین نظرات ارسال شده
  • سرو

    0

    فکرکنم نیلوفر حامله بوده بچه اش سقط شده بخاطر همین گفت همسرش بیاد تو فقط وایی چی گفت 😱😱

    دیروز
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    صبر کن سرو...

    ۲۲ ساعت پیش
  • سرو

    1

    نمیتونم صبر کنم اگه میتونستم که اسمم صبری بود نه سرو

    ۲۱ ساعت پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    واای قشنگ بود😅🤌👌

    ۲۱ ساعت پیش
  • الی

    1

    نویسنده مهربون شما که زود زود پارت میذارین یه کمم طولانیش کن دیگه

    دیروز
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    چشم الی قشنگم♥️🫂

    ۲۲ ساعت پیش
  • مهسا

    1

    ازدواج کردن یعنی چه اتفاقی اتفاده تورو خدا صبا جون توکه هوامون رو داری نزار بیشتر از این تو خماری بمونیم

    دیروز
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    خماری جزئی از این رمانه🤣

    ۲۲ ساعت پیش
  • مریم

    5

    وای دختر چه حوصله ای داری همه کامنتهارو جواب دادی خیلی ممنون تند تند پارت می زاری یه روز نزاشتی معذرت خواهی میکنی توچقدر خانمی درصورتی که من یه رمان دارم نویسنده بعداز ۲۰ روز اومده پارت گذاشته بدون یک کلمه عذرخواهی هرکی اعتراض کرده خیلی بد جواب داده

    دیروز
  • Darya

    3

    واای دقیقا .. صبا کلا معرکه اس 😘❤️

    دیروز
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    لطف داری دریای قشنگم😍😭

    ۲۲ ساعت پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    قربونتون برم. شاید صبر هرکس متفاوته. شما به من لطف دارید عزیزای دلم♥️😍🫂

    ۲۲ ساعت پیش
  • زهرا

    1

    چه خوب که باهم ازدواج کردن خدا کنه نیلو حالش خوب بشه وآخرش قشنگ تموم بشه

    دیروز
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    ایشالا

    ۲۲ ساعت پیش
  • Darya

    1

    خدای من یعنی ازدواج کردن 🥹🥹

    دیروز
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    بله...

    ۲۲ ساعت پیش
  • مریم

    2

    آره به خدا ندیده خیلی دوسش دارم اینقدر با شخصیته

    دیروز
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    منم دوستون دارم بخدا🫂♥️

    ۲۲ ساعت پیش
  • لیلا

    0

    به نظرم تو عقدن چون هردو خونه پدراشون هستن شاید ازدستشون دررفته نیلو حامله شده بعد بچه رو سقط کرده امیرعلی قهر شده باهاش

    دیروز
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    صبر کنید

    ۲۲ ساعت پیش
  • ....

    0

    عه چی شد مگه ازدواج کردن؟

    دیروز
  • هناسه

    2

    بنظرم قبلش داشتن باهم لج میکردن.و این اتفاق افتاد. بنظرم همه ما گاهی شروع به لج کردن میکنیم و خودمون هم میدونیم بده و راه با جایی نداره اما بازم دست بر نمیداریم. اگه به این که خیلی زود دیر میشود و اتفاقی که دوست نداریم میفته ، فکر کنیم همه دنیا گل و بلبل میشد. زودتر خوب شو نیلوفر

    دیروز
  • زهرا

    3

    چرا وقتی گفت همسرش کسی چیزی نگفت یعنی باهم ازدواج کردن پس چی شده که قهر کردن وچراخبری از حاج بابا و عمه خانم نیست اونا کجا رفتن

    دیروز
  • زهرا

    0

    راستش احساس میکنم نیلوفر وامیر علی با هم رابطه داشتن حالا کی شده از هم جدا شدند و اینکه شاید نیلوفر باردار بوده البته حدس

    دیروز
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️