گیلاس به قلم پریسا حصیری
پارت سی و یک :
سمیرا با اخم وارد آشپزخانه می شود و نگاهش را به نیلا می دوزد که مشغول تمیز کردن میز بود.
_نیلا!
نیلا سرش را بالا می آورد:
_جانم؟
سمیرا دست به سینه می ایستد و چند لحظه نگاهش می کند.
_بیا اینجا ببینم کارت دارم!
نیلا با تعجب دستمال را کنار می گذارد و به سمتش می رود.
_جانم، چیزی شده؟
سمیرا دستش را می گیرد و او را کنار می کشد.
_راستشو به
لطفا صبر کنید...
