آشوب به قلم حدیث بلیار
پارت صد و سی و هفتم :
| آشوب |
جرئتِ به عقب برگشتن نداشتم.
نمیدونم، شاید اسمشو جرئت هم نمیشد گذاشت.
تو حال و هوایی غرق بودم که مثلش رو تاحالا تجربه نکرده بودم.
وقتی نگاه خیرهی مهام و انتظارِ نگاهش برای پوشیدن کفشهام و سپس خروجم از خونه رو دیدم، لحظهای نگاهش رو ازم جدا کرد و به سمت عقب کشید.
درست به سمتی که منم دلم میخواست آخرین سهمِ نگاهم بشه، ولی... .
ولی نهایتِ مقاومتم با چرخش بÛ
مطالعهی این پارت کمتر از ۲۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۲ روز پیش تقدیم شما شده است.

حدیث بلیار | نویسنده رمان
تو کف حسین رفتیا قشنگ🤣🤣
۲ روز پیشنگار
0اره بچم ولی خب من تاکید میکنم فعلاا دارم روش فکرر میکنم🤣💙💙
۲ روز پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
چی بگم والا😂
۲ روز پیشنگار
0هیچی عزیزم.فقط دعا کن خدا منم شفا بده😂🤣💙💙
۲ روز پیشآتاناز دلارام
0فکر کنم شاهزاده سوار بر الاغ نگار این حسین خودمونه
۲ روز پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
🤣🤣
۲ روز پیشنگار
0هعیی دلارام از بس سینگل موندم به همین حسین الاغ سپارم راضیم😂😂تازه بچم پا چوبه داره اومدید وارم حداقل اعدام نشه😅😅💙💙
۳ ساعت پیشآتاناز دلارام
0انشالله حدیث امشب اونم آزاد می کنه فقط من لباس ندارم واسه عروسیتون بپوشم
۲ ساعت پیشنگار
0خدا از دهنت بشنوه🥰حدیث ببین حتی دلارام میخواد برا عروسی منو حسین چیزی بپوشه ها توروخدا بچمو آزادش کن😂🤣💙💙
۱ ساعت پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
حسین پر
۳۰ دقیقه پیشجد پفیوز اندرس
2تازه دقت کردم نوشته رمان برای بالای ۱۸ ساله(هیچکی نمیتونه سن منو حدس بزنه)🤦 ♀️😂
۲ روز پیشآتاناز دلارام
0پونزده سالته
۲ روز پیشجد پفیوز اندرس
0وای ننه چقدر دقیق گفتی😂😬🙏
۲ روز پیشآتاناز دلارام
0عهه جون من ..بین خودمون باشه پیش گویی رو از دعا نویس خانوادگی نگارینا حکیم یاد گرفتم
دیروزجد پفیوز اندرس
0وای خداای من🤣🤣
دیروز
حدیث بلیار | نویسنده رمان
انقدر که به ردهی سنی توجه دارید آدم شرمنده میشه😂🤦🏻
۲ روز پیشآمنه
0بانو خدا وکیلی بچه های این دوره زمونه رده سنی براشون نذارید اخه همه فن حریف هستن از همه چیز با خبر هستن ممکنه مشاوره بدهند
۲ روز پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
بخدا آره😂😂🤦🏻
دیروزآتاناز دلارام
0یه چیزی بگم من خودم وقتی می خوام شروع کنم به خوندن یه رمان اصلا رده سنی رو نگاه نمیکنم فقط ژانر هاشو نگاه میکنم ..هر چند من دیگه بزرگ شدم ولی چند سال پیش هم همین کارو میکردم
دیروزنگار
1آفرین دقیقا منم الان که دیگه بزرگم ولی خب ۹یا۱۰سالم بود اولین رمانی که خوندم رده سنیش واسه۱۸بود😁💙💙
۱۰ ساعت پیشآتاناز دلارام
0آفرین منم وقتی دوازده یا سیزده سالم بود فکر کنم برداشتم به رمان مثبت هیجده خوندم البته مثبت هیجده منظورم ترسناکه هیچی دیگه من اینو خوندم یک هفته تمام تو اتاق بابا و مامانم می خوابیدم می دونی جالب اینه بعد از اینکه ترسم می ریخت بازم به رمان دیگه میخوندم 🤦🏻 ♀️🤦🏻 ♀️
۸ ساعت پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
حالا منو ببین، من کلاس هفتم بودم که یه رمانی رو خوندم که هیچی از ماجراهاش سر در نیاوردم...خودت متوجه منظورم بشو😂 بخاطر همین خیلی روی ردهی سنی تأکید دارم و دلم نمیخواد اون حسی که من حین خوندن اون رمان +۱۸ داشتم رو شخص دیگهای هم تجربه کنه
۸ ساعت پیشآتاناز دلارام
0عشقم نگران نباش چون تواین زمونه بالای هیجده سال یا کمتر از هیجده سال نداریم ماشاالله دیگه همه همه چیزو میفهمن به جون خروس همسایمون بعضی پونزده شونرده ساله ها هستن از من متاهل بیشتر میفهمن
۶ ساعت پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
حق 😂😂
۵ ساعت پیشنگار
0آی گفتی منم همینطور بودم ببین من بعد خوندنش میرفتم زیر پتو فکر میکردم اگه بدنم بخصوص پاهام معلوم باشه اون موجود ترسناکه مباد منو میخوره😂😂مشکل اینجاست آدمم نمی شدم یه مدت می گذشت دوباره میرفتم می خوندم😁😂💙💙
۳ ساعت پیشآتاناز دلارام
0پتو پناهگاهمون بود
۲ ساعت پیشنگار
0اره ولی برا تو بوده برا من فعلا هنوزم هست😅😁💙💙
۱ ساعت پیشآتاناز دلارام
0من الان یه جای امن تر پیدا کردم میرم رمان ترسناک میخونم یا فیلم ترسناک میبینم بعد میرم اونجا انقده حال میده
۲ ساعت پیشنگار
0عهه خوش به حالت فعلا من اگه بازم بترسم جایی جز پتو نمی مونه برام اصلا پتو بهترین یار برا من😂😂💙💙
۱ ساعت پیشآتاناز دلارام
0پس هرچه زودتر مخ حسین وبزن
۵۴ دقیقه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
باریکلا😐😂
۸ ساعت پیشآتاناز دلارام
0قربانت 🤣🤣🙄
۶ ساعت پیشنگار
0خدایی فقط میتونم بگم مخلصیم😁💙💙
۳ ساعت پیشنگار
0عهه بالای ۱۸سال بود؟خوو من تا اینجا اومدم با۱۶سال سن مخلصم هستم😂😂حدیث ببین برا ما بالای ۱۸سال همون ۱۶هستش، ۱۶ هم تا۱۰سال میتونیم بخونیم حداقل برا من که اینجوریه😁💙💙
۱۰ ساعت پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
الان زیر ۱۸ سالهها آدمو میخورن چه برسه به اینکه بخوان به ردهی سنی توجه کنن🤣
۸ ساعت پیشنگار
0عهه حدیث من به این خوبی😂😂💙💙
۳ ساعت پیشحسین شوهر نگار
0شوما عشق منی بیا بغلم عمر حسین
۴۷ دقیقه پیشآتاناز دلارام
1جون من شونزده سالته آقا یعنی چی من دیگه دارم بین شما احساس پیر بودن اَی خِداا
۷ ساعت پیشنگار
0قربونت برم تو از هممون جون تری عزیزم با اینکه نمی دونم چند سالته ولی دلت از یه دختر ۱۵ساله هم جون تره🥰💙💙
۳ ساعت پیشآتاناز دلارام
0فدات بشم من وای من بدون شماچیکار کنم ..
۲ ساعت پیشآتاناز دلارام
0من بیست و سه سالمه دارم پیر میشم
۲ ساعت پیشنگار
0واا میام میزنمتا تو به این جونی گلم🥰💙💙
۱ ساعت پیشنگار
0قربونت برم عشقم🥰💙💙
۱ ساعت پیشلیلا
2حدیث با این رمان و مخصوصا رفتار مهراب به آشوب تصمیم گرفتم زود واسه خودم یکیو پیدا کنم حدیث🤣🤣حالا موندم مث مهراب میشه یان
۲ روز پیشنگار
2هعیی خودت دست نزار رو دلم که خونه لیلا می دونی چرا؟هیچی دیگه منم از وقتی مهراب آشوب رو دیدم قصد ازدواج پیدا کردم و میخوام از سینگلی در بیان ولی خب چه فایده هر چی میکردی یه شوبر مثل مهراب نمیتونه پیدا کنی یعنی فعلا که من نتونستم😂😂💙💙
۲ روز پیشنگار
0البته بین خودمون بمونه دارم به حسینم فکر میکنم🤣😂💙💙
۲ روز پیشلیلا
0آره نگار🤣🤣منم آرمان واسه خودم میگیرم🤣🤣حالا اگه پا داد لیانا که نتونست منم میخوام تلاشمو کنم
۲ روز پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
واسه آرمان نقشه نکشید😂☠️
۲ روز پیشلیلا
0عه حدیث من آرمانو میخوام🤣🤣
۲ روز پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
اگه لیانا تورش نکرده باشه مال تو✨
۲ روز پیشلیلا
0🤣🤣میدونم لیانا همون روز مخشو زد بخدا اما نمیتونم ثابتش کنم 🤣حالا اشکال ندارم منم تلاشمو میکنم
۲ روز پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
منم شک دارم😂
۲ روز پیشآمنه
0بانو عجب فضل و بخشد شدید من که میدونم فقط سر آرمان بیچاره هست اگه مهراب بود اخم میفرستادید میگفتید برای خودم ای آرمان بدبخت
۲ روز پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
🤣🤣
دیروزآرمان
0لیانا کیه من فقط عاشق یه نفرم اونم تویی عشقم
۲ روز پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
چشمم روشن!😂😂
۲ روز پیشلیلا
0🤣🤣ببینم کیه تو نکنه نگاری یا ی بنده خدا
۲ روز پیشآرمان
0هیچ کدوم ..اگه گفتی من کیم
۲ روز پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
دلارامه😂
۲ روز پیشآتاناز دلارام
0عهه حدیث چرا گفتی 🤣🤣
۲ روز پیشلیلا
0🤣🤣چشم حتما
۲ روز پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
غیرتم به درد اومد
۲ روز پیشآتاناز دلارام
0اصلا من قهلم دیگم نمویام
۲ روز پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
عههه
۲ روز پیشآتاناز دلارام
0وای نه خیلی دوست دارم نمیتونم باهات قهر کنم
۲ روز پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
عشق منی
۲ روز پیشنگار
0وایی🤣😂اشکال ندارد پس تو برا آرمان تلاش کن منم ببینم این آقا حسین چی میشه😂🤣💙💙
۱۲ ساعت پیشحسین
0منم همیشه به فکرتم عشقم بین خودمون باشه من از مهراب هم مهربونم ترم هو خوشگلتر حالا بیا به بوس بده
۲ روز پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
عه بچهها 🤣🤣🤣
۲ روز پیشنگار
0حدیث میبینی دارن با احساسات من بازی میکنن🥺😂🤣(شوخیه)💙💙
۱۱ ساعت پیشنگار
0شرط می بندم به احتمال هفتاد درصد دلارامی😂😂💙💙
۱۱ ساعت پیشآتاناز دلارام
0دلارام باشم بوس نمی دی 🤣🤣
۷ ساعت پیشنگار
0دیدی گفتم خودت بودی😂😂💙💙
۳ ساعت پیشلیلا
0آره واقعا نگار یعنی ببین چقد خوب باهاش رفتار میکنه حالا ما که شوهر کنیم فک کن وقتی ناراحتیم میگه خداروشکر حداقل ی روز راحتم خاکک 🤣🤣
۲ روز پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
حقققق😂😂
۲ روز پیشنگار
0هعیی خدا اره واقعا آشوب آخ بگه مهراب جونش در میاد بعد مای بدبخت داریم می میریم هیچکی نیست بگه:عشقم نفسم دردت به جونم خوب میشی،حالا شوهرم بکنیم بازم فرق نمیکنه هعیی آشوب عجب شانسی داشته😂🤣💙💙
۱۰ ساعت پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
توقعتون خیلی بالا رفتهها🤣🤣🤣
۸ ساعت پیشنگار
0حدیث دست نزار رو دلم که خونه از وقتی ما این مهراب رو با آشوب دیدیم کلا توقاتمون رفته رو هزار😌هر چند به قول دلارام بازم شازده سوار بر الاغ من همین حسینه هعیی خدا😞😅💙💙
۳ ساعت پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
منم یه ساله دارم تلاش میکنم هنوز موفق نشدم
۲ روز پیشلیلا
0آره لامصب پیدا نمیشه 🤣🤣
۲ روز پیشنگار
0هعیی شوهر مثل مهراب پیدا شدنی نیست😞😂💙💙
۱۱ ساعت پیشجد پفیوز اندرس
0خیر مهراب تکه!
۲ روز پیشسارا
0ای الهی جز جیگر بگیری لهراسبی از اول تا اخر اگه نبود ولی همیشه وحود نحسش حس میشد انشالا برای همشون خیره 💚
۲۲ ساعت پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
دقیقاً 🤦🏻
۲۲ ساعت پیشماهی
0این چه کینه مسخره ای بود تو زن داشتی اونوقت توهم کینه به دل گرفتی عجب جونوری بخداا😐😒
دیروز
حدیث بلیار | نویسنده رمان
کینه، کینهست دیگه
۲۲ ساعت پیشجد پفیوز اندرس
0یه بنده خدا بنظرم بریم با همدیگه عرفان رو تبدیل به ادویه کنیم. یا باهم یا هیچکس🙏
۲ روز پیش.....
0خوشم میاد فن های آیوار همه جا حضور داره
۲ روز پیشجد پفیوز اندرس
0چرا هرجا میرم یکی هست که منو بشناسه؟ 🤣🤣
۲ روز پیشتوت فرنگی از باغ مرحوم شیث
0وا منم هستم
۲ روز پیشجد پفیوز اندرس
0واا توت فرنگی توعم اینجا بودی و رو نمیکردی کلک😱🤣
دیروزآتاناز دلارام
0از بس معروفی سیسی حالا یه امضا میدی
دیروزجد پفیوز اندرس
0من مغرورم امضا نمیدم🤣
دیروزآتاناز دلارام
0منم میام 🪓🪓
دیروزفاطمه ❤️
1خدا لعنت کنه لهراسبی رو که به خاطر یه کینه اینهمه خرابی به بار آورده 😡😤 حدیث جان عزیزم خانم 💜😘❤️بیا آشا رو نکش بیا بزرگی کن به ما ببخش بچه رو😂
دیروز
حدیث بلیار | نویسنده رمان
ببینید این کینه و کدورت چیه که چندین ساله زندگیشونو نابود کرده...
دیروزمحیا
0حدیث جون من کانالتو نه تو *** نه تلگرم پیدا نمیکنم آخه😟 یه بار دیگه آی دی شو بگو😘
دیروز
حدیث بلیار | نویسنده رمان
آیدی رو بفرست تو سیو مسیج عزیزم، @etela_hadisbelyar
دیروزمحیا
0قبلنا درخواستمون از حدیث جون این بود که مهراب رو نکشه الان میخوایم آشارو زنده نگه داره پلیز🙏🙏😘😘🫣🫣😟😟❤️❤️
دیروز
حدیث بلیار | نویسنده رمان
🥲🥲🥲
دیروزجد پفیوز اندرس
1اینا رو ببین روی آرمان و حسین نقشه میکشن😏(بنده فقط به فکر مهراب و صدرا هستم بعد از مهراب یه کراش سگی روی صدرا جان دارم😻)
۲ روز پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
جاست مهراب🙂برای خود من تا ابد هیچ کاراکتری مثل مهراب نمیشه
۲ روز پیشجد پفیوز اندرس
1حدیث واقعا این مهراب چیه که تو خلق کردی روح و روان نذاشته برامون😭🙏
۲ روز پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
یه ارسلان هم توی کتونی سفید داشتم که اینطوری بود🫠 البته به پای مهراب نمیرسید ولی خب...اونم خیلی دوست داشتیم
۲ روز پیشآتاناز دلارام
0وای ارسلان و پوریای قشنگم دلم براشون تنگه
۲ روز پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
آره🫠 حالا مهرابم بهش اضافه کنید
۲ روز پیشآتاناز دلارام
0وای نه حدیث 🤧🤧من بدون مهراب چی کار کنم ..بذارید من برم یکم گریه کنم بیام
۲ روز پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
انشالله یکی مثل مهراب یا شاید بهتر از مهراب در راهه
۲ روز پیشآمنه
0خدا وکیلی ۱۵سالت هست داری با بزرگترت سر پسر مردم چونه میزنی اون هم با کی حدیث بانو الان میتوانه مهراب رو حذف کنه تا اینقدر عاشق پیشه نداشته باشه
۲ روز پیشآتاناز دلارام
0کی من پونزده سالمه نه به جون خروس همسایمون من بیست و سه سالمه
دیروزتارا
1دلم برای لحظات مهراب وآشوب اکلیلی شد مهام چه بامزه شده انگار شب و توی آب نمک خوابیده😅😅
۲ روز پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
😁👌🏻😂
دیروزفاطیما
0کاش بعد این همه اتفاقات و مصیبت ، آشا زنده بمونه ، خسته نباشی خوشگلم❤️❤️
۲ روز پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
ببینیم چی میشه توی پارت امروز
دیروزفاطیما
0واقعا زبونم بند اومد. عالیی بود من عاشق رمان های پیچیده ام و عاشق معما های جذاب این رمان شدم ، به به . خیلی ناراحتم که آشوب داره تموم میشه ، هیچوقت رمان به این قشنگی رو فراموش نمیکنم . قلم نویسنده محشره و کشش بالایی داره طوری که خواننده رو تا انتهای داستان میکشونه. از الان ذوق پارت فردا رو دارم❤️
۲ روز پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
ممنون از محبتت فاطیمای قشنگم🫠♥️
دیروزآمنه
0عجب مصیبتی بوده داستان زندگی اینها پس معلوم شد همه مصیبتها گذشته به خاطره عشق احمقانه الهام بوده که کور کورانه ناصر رو دوست داشته و میخواسته باهاش ازدواج کنه
۲ روز پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
بله درسته
دیروزیه بنده خدا
1عمر مهراب:) وواایی ننهه😭✨🛐منن یه مهرابب میخوامم 😭
۲ روز پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
مهراب توانایی اینو داره که با یه کلمه همهمونو بکشه😂
۲ روز پیشجد پفیوز اندرس
1اصلا هر پارتی که مهراب توش هست من از ذوق غش میکنم🫠
۲ روز پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
پسرمه دیگه 😭
۲ روز پیشجد پفیوز اندرس
1وایی شمتبمیتبنبکلن😭🛐
۲ روز پیشیه بنده خدا
0ددقییققاا. راستی شیطونن بهمون رسیدییاا افریینن واقعاا خسته نباشیی و اینکه خب خوشگل موشگل بگو ببینم نظرت الان درباره ی عرفانِ.. چیه؟؟
۲ روز پیشجد پفیوز اندرس
0بنظر خودت نظرم درباره ی این دیوث چی میتونه باشه🤣🤣(از تنفر فراتر)
۲ روز پیشیه بنده خدا
0به نظر خودم دلت میخواد این اشغاله عوضیه رو مخ و زشت پلشت نکبت نحسه پفیوززهه کثافته و..(ادامه تا بینهایت)را قیمه قیمه کنی و تبدلیش کنی به یه ادویه ی بد ممززهه ی گوه که هیج جا استفاده نمیشه(یعنی در حد ادویه کوچیک و ریزش کنی)😁(البته که این کار و هدف خودمم هست)
۲ روز پیشآتاناز دلارام
0😳😳من به جای عرفان گرخیدم
۲ روز پیشیه بنده خدا
1🤣🤣ححییححیی انرژی زنانه رو حال میکنی سیسی؟ 🤣
۲ روز پیشآمنه
0انرژی زنانتون در حد لالیگا بالا هست
۲ روز پیشآتاناز دلارام
0خیلی انرژی زنات ماشاالله اینقدر بالاست میترسم چند سال بعد با تبر بری خوابگاه پسرونه
دیروزجد پفیوز اندرس
0وایی واقعا عین سگ دلم میخاد همین کارو با دیوث اعظم بکنم😻
۲ روز پیش
لطفا صبر کنید...

نگار
0خدایی از حسینمون خبری نشد حدیثث میخوام باهاش بیشتر آشنا شم🤣🤣(خدایا برا بار صد هزارم.منو شفا بده.همه باهم آمینن🤲🏻)💙💙