پارت پنجاه :

حالا فقط من بودم و اون.
توی یه فضای بسته، با فاصله ‌ای که برای فرار کردن ازش کافی نبود.
ضربان قلبم کمی اوج گرفت.
ازش خجالت می کشیدم به خاطر همین رومو ازش گرفتم و صورتم رو به سمت پشتی صندلی که روش دراز کشیده بودم برگردوندم.
سعی کردم وانمود کنم حضورش برام هیچ اهمیتی نداره.
انگار نه انگار که همین چند دقیقه پیش، فاصله‌ی بینمون به طرز عجیبی کم شده بود.
انگار نه انگار که برای

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۲۰ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۲ ساعت پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت ریموند در رمان دختران ربوده شده | نسخه اصلی ریموند
تصویر شخصیت ریچر در رمان دختران ربوده شده | نسخه اصلی ریچر
تصویر شخصیت خاویر در رمان دختران ربوده شده | نسخه اصلی خاویر
تصویر شخصیت پرنیا در رمان دختران ربوده شده | نسخه اصلی پرنیا
تصویر شخصیت بردیا در رمان دختران ربوده شده | نسخه اصلی بردیا
تصویر شخصیت امیلی در رمان دختران ربوده شده | نسخه اصلی امیلی
تصویر شخصیت استفان در رمان دختران ربوده شده | نسخه اصلی استفان
تصویر شخصیت آدریانا در رمان دختران ربوده شده | نسخه اصلی آدریانا
تصویر شخصیت ابیگیل در رمان دختران ربوده شده | نسخه اصلی ابیگیل
تصویر شخصیت مارسلو در رمان دختران ربوده شده | نسخه اصلی مارسلو
تصویر شخصیت ماتئو در رمان دختران ربوده شده | نسخه اصلی ماتئو
تصویر شخصیت لیلیان در رمان دختران ربوده شده | نسخه اصلی لیلیان
تصویر شخصیت لیلو در رمان دختران ربوده شده | نسخه اصلی لیلو
تصویر شخصیت لنزو در رمان دختران ربوده شده | نسخه اصلی لنزو
تصویر شخصیت آماتو در رمان دختران ربوده شده | نسخه اصلی آماتو
آخرین نظرات ارسال شده
  • ثنا

    0

    کاش میتونستم حرفای دل امیلی رو یه جوری به لنزو برسونم شاید باهاش مهربون تر بشه😭

    ۱ ساعت پیش
  • مادر 3فرزند

    0

    وای بیچاره امیلی،واقعا دلم واسه بی کسی و محبتی که ندیده سوخت 😔😔

    ۱ ساعت پیش
  • دنیز

    0

    کیانا بازم میگم لطفا مراقب امیلی باش چیزیش نشه

    ۱۰ ساعت پیش
  • حنانه

    0

    بمیزم برای دلت🥺🥺میگه اخه لنزو واقعا ازم متتفر بود🥺🥺متنفر نیست امیلی کوچوو متاسفانه خشن و عصبیه همین🥺

    ۱۰ ساعت پیش
  • حنانه

    0

    به خدا که لنزو حسابی نرم و مهربون شده😍

    ۱۰ ساعت پیش
  • حنانه

    0

    هنوز روی حرفمم بدجور روی لنزو کراشم

    ۱۰ ساعت پیش
  • شایسته

    0

    درسته خوشحالم لنزو عاشق امیلی بشه اما ماتئو این وسط چی؟ نمخوام درگیر شن باهم😭

    ۱۰ ساعت پیش
  • شایسته

    0

    انگار لنزو داره احساساتش رو پشت دیوار خشونت و بیرحمی پنهون میکنه😁

    ۱۰ ساعت پیش
  • سارا

    0

    فکر کنم لنزو میخواد حتی امیلیو از ماتئو هم دور کنه و پنهونش کنه امیدوارم لیلیان بره به ماتئو گزارش بده😬

    ۱۱ ساعت پیش
  • سارا

    0

    لیلیان درود به سجاعتت👌

    ۱۱ ساعت پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️