مصلوب سراب به قلم فاطمه هاشمی
پارت سی و نهم :
سکوت کردم، وقتی نمیخواستم پیشنهاد دوستیش رو قبول کنم چه نیازی بود از مذهبم چیزی بهش بگم! و به احتمال نود و نه درصد اون همکیشم نبود و همین هم خودش دلیل محکمی برای نه گفتنم بود.
بلند شدم و اون هم سریعا بلند شد.
- بهم فرصت بده ثابت کنم عشقم الکی و گذرا نیست.
لبخندی زدم و دسته گل رو از روی میز برداشتم.
- ممنونم بابت همهچیز، شب به خیر.
مات و مبهوت نگاهم میکرد که رهاش کردم و Ø
لطفا صبر کنید...
