پارت سی و نهم :

اول باورم نشد و فقط نگاه کردم.
سریع برگشتم، امیرحسین رفته بود و ماشینش نبود.
دوباره نگاهش کردم و زمانی که باورم شد همه‌چیز واقعیست، خودم را در آغوشش انداختم.
محکم‌تر از همیشه مرا بغل گرفته بود و عمیق‌تر از همیشه سرم را می‌بویید.
من نیز دم عمیقی از عطرش گرفتم و جانم تازه شد.
سرم را کمی جابه جا کردم و روی قلبش گذاشتم. صدای تپشش را که شنیدم،
همه چیز برای دقیقه‌ای ایستاد

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۸ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۶ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت امیرعلی در رمان امیر بی گزند امیرعلی
تصویر شخصیت امیرعباس در رمان امیر بی گزند امیرعباس
تصویر شخصیت محیا در رمان امیر بی گزند محیا
تصویر شخصیت امیرحافظ در رمان امیر بی گزند امیرحافظ
تصویر شخصیت نازنین در رمان امیر بی گزند نازنین
تصویر شخصیت محدثه در رمان امیر بی گزند محدثه
تصویر شخصیت امیرحسین در رمان امیر بی گزند امیرحسین
تصویر شخصیت نیلوفر در رمان امیر بی گزند نیلوفر
آخرین نظرات ارسال شده
  • سارا

    4

    وای رو دل منم مونده بود اینا هم رو ببوسن ممنون صبا جون که رو دلمون نزاشتی بمونه😘

    ۶ روز پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    عزیزم💋😍

    ۲ روز پیش
  • رویا

    3

    من چقدر زود باور بودم که فک میکردم حافظ واقعا نیلو رو میخاد و چی شیرین تر از این که دوتا قلب برای هم میتپه از ته دل میخام که برای هم شن

    ۶ روز پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    ایشالا رویا

    ۲ روز پیش
  • ستاره

    3

    مرسی بابت پارت شیرین و دلچسبت بانو 🌹عالی بود 🌸

    ۶ روز پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    خواهش میکنم ستاره جان

    ۲ روز پیش
  • Darya

    3

    واای خدا چه گوگولی 🥹🥹❤️ و برای بار هزارم الهی خیر نبینی حاج بابا 😭

    ۶ روز پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    ایشالااا

    ۲ روز پیش
  • زهر ا

    3

    بینظیر بینظیر بینظیر😍😍

    ۶ روز پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    ممنونم لطف داریی😍♥️

    ۲ روز پیش
  • راز

    5

    این دوتا قشنگو رو کدوم خیر ندیده از هم جدا کرد ک اونجوری نیلو افتاد رو تخت بیمارستان

    ۶ روز پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    شایدم جدا نشدن

    ۲ روز پیش
  • فرزانه

    5

    وای عالی بود 🥰😍🤩قلبم اکلیلی شد ی پارت دیگه هدیه بده

    ۶ روز پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    چشم😂♥️

    ۲ روز پیش
  • زهرا

    3

    صباجونی تو از کجا می دونستی ما منتظر مثبت ۱۸این دوتا بودیم 🤭🤭

    ۵ روز پیش
  • سرو

    2

    آخی قلبم اکلیلی شد خدایی رودل همه مون میموند اگه نمیبوسیدش وای خدا حیف این دوتا این همه مصیبت بکشن

    ۵ روز پیش
  • Z.k

    3

    نمیدونم چرا روی دل همه مونده بود 😅😅

    ۶ روز پیش
  • لیلا

    2

    آره به خدا خیلی چسبید 😅🤣😂

    ۵ روز پیش
  • مهسا

    2

    من مردم برای این عشقولانه 🥰😍🤭

    ۵ روز پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️