پارت دویست و پانزده :
✨دلوین✨
خونه اردوان همیشه یه جور عجیبی ساکت بود ولی من رسماً مأموریت شخصی نابود کردن این سکوت رو برعهده داشتم.
بالاخره هر خونه ای به یه عنصر مخرب نیاز داره و از اونجایی که اردوان با تمام ثروت و دبدبه و کبکبهش نتونسته بود یه آدم نرمال تربیت کنه، قرعه به اسم من افتاده بود.
روی فرش خیلی گرون قیمت وسط سالن ولو بودم، زانوهام رو جمع کرده بودم و با قیافه ای که سعی داشتم تا جای مÙ
مطالعهی این پارت کمتر از ۴۲ دقیقه زمان میبرد.
این پارت دیروز تقدیم شما شده است.
سارا(منشی کیانا)
2بچه ها استوری کیانارو دیدین؟💀💀
۵ ساعت پیشمرد مخفی
0گفتی کنجکاو شدم رفتم دیدم نکنه ارکا میاد دلوین میدزده بعدم بهش اهم اهم می کنه🥸🗿
۵ ساعت پیشالمیرا
0لعنتی نوشته روی تصویر و نخوندی؟ نوشته پارازیت سیاه. پارازیت سیاه لقب مخفیه😭.
۵ ساعت پیشمرد مخفی
0پس یعنی من اونکارارو میکنم😂🗿
۴ ساعت پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
اره عزیزم خودتو دست کم گرفتیا😂😂
۳ ساعت پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
به به دقت 😁👍
۳ ساعت پیشسارا(منشی کیانا)
0عه کیانا حق با المیرا بود؟ حاجی پشمام یعنی اون کارارو مخفی مبکنه😂🙂
۲ ساعت پیشسارا(منشی کیانا)
0خب اسم رمانه دیگه🥲
۲ ساعت پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
اون اهم اهم شامل هزار جور صحنه میشه ها😂
۳ ساعت پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
یکی از بچه ها از کلمه عه عه استفاده کرد😂
۳ ساعت پیشسارا(منشی کیانا)
0منم ذهنم سمت ارکا رفت مخفی🫠🫠
۲ ساعت پیشدنیا
0آره دیگه خواهر داره خبر ورودشو میده آقای پشمک خان 😒
۵ ساعت پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
آقای پشمک خان؟😂بهش کم لطفی میکنیا
۳ ساعت پیشسارا(منشی کیانا)
0پشمک صورتی😂😍
۲ ساعت پیشZahra
0بلاخره داره می رسه به اونجای داستان که خیلی منتظرش بودمم
۳ ساعت پیشسارا(منشی کیانا)
0این استوری کیانا هزار جوور فکروخیال و سناریو توی سرم کاشت زهرا😁😁
۲ ساعت پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
عزیزم😂😉
۳ ساعت پیش🕊️ سعیده
0سلام سلام ،وای چقد مهبد ترسناک بود ،نویان میخاد با قضیه داروین چیکار کنه انقد راحت قول میده چیزی رو پنهون نکنه😱الان که سرش تهش جمع شد اون موقع نویان خونش حلاله 😬،،وای خدا دلوین دلوین آخه کی با سگ کشتی میگیره😁دختر یک ثانیه آروم بگیر 😆،لب تاپ اردوان گرفته بازی کنه 😅
۱۷ ساعت پیش🕊️ سعیده
0چقد بچم مهربونه باسابقه ای که از دلوین می دونه بازم گذاشته جلوش،بیا باز فوضولی کرده کار برای پسرم درست کرده،،نمی دونم چرا دوست داشتم دلوین تنها بره ببینم اردوان باهاش چیکار می کنه خیلی دوست داشتم ببینم چجوری خون شو حلال می کنه😂عامل محدود کننده ی من وای چه اسمی 😍،مستند عاشقانه زنده😊خیلی عالی بود🌺
۱۶ ساعت پیشحنانه
3عامل محدود کننده اش خیلی خوب بود🤣🤣
۱۶ ساعت پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۳ ساعت پیشفائزه(زن صابر)
0من فقط نگران اینم داروین و مهبد و اردوان هم وارد مثلث عشقی بشن😭
۱۶ ساعت پیشدنیا
0من فقط منتظر روزیم که اردوان بفهمه دلوین کجا کار می کنه و کجا ها می ره و با کی می ره اونوقته که به قول ارسطو داستان جالب بَیه
۱۵ ساعت پیش🕊️ سعیده
0برای منم جالبه اون روز ولی اگه دلوین دست پیش میگیره خاطرت جم🖐🏼😊
۱۵ ساعت پیشدنیا
0اون که صد در صد وای اینکه اردوان قبول کنه یا نه مهمه🙂🤌🏻
۱۳ ساعت پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
دقیقا
۳ ساعت پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
یه اسپویل بکنم؟ نمیتونه این حرکت رو بزنه متاسفانه چون طی یه صحنه نه چندان جالب اردوان متوجه قضیه میشه :)
۳ ساعت پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
اینم طی چند پارت اینده منتشر میشه عزیزم
۳ ساعت پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍
۳ ساعت پیشژارک
0عجب مادر شوهری هستیا😂دلوین میرفت سگ اصلی میخوردتش😂😂
۱۶ ساعت پیش🕊️ سعیده
0آخه فک کن هنوز دلوین اردوان باهم یک عاشقانه قشنگ نداشتن همش در حد کل کل بوده یک تعریف زیر پوستی ،بالاخره یا بخورش یا بزنش یا بوسش کنه ،یا بمالش همینجور خشک خالی این همه مدته که خونه پسرم داره زندگی می کنه ،درسته فسیل مغزه ولی 🤏🏼دیگه اشکال نداره منکه مادرشم اجازشو دادم این مادربزرگش خیلی سختگیره😫
۱۵ ساعت پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
عروس قشنگم یعنی چی خونه هم زندگی میکنن باید ...😂😐عه عه عه تربیت پسرمو خراب نکن
۳ ساعت پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
پسرت رو خیلی خوب تربیت کردی بهت تبریک میگم
۳ ساعت پیشسارا(منشی کیانا)
0منم واقعا برام سواله که چه طور قضیه داروینو بهش میگه🤦 ♀️
۱۶ ساعت پیش🕊️ سعیده
0یک درصد فک کن نگه دوباره مهبد خودش بفهمه😬 ،این نویان خل وضع که عقلش به این قد نمی ده که اینا شاید یک آشنایت دوری با هم داشته باشن😔😒
۱۵ ساعت پیشالمیرا
4ولی سعیده میدونی چیش جالبه؟ داروین خیلی ترسناک نویان و میشناسه، همه رفتار و عادت هاشو. نکنه داروین خیلی وقته داره نویان و استاک میکنه؟ در هر صورت پایان این ماجرا نویان بدبخت میشه
۱۳ ساعت پیشمریم
0اره نویان آسیب میبینه چون بهراد به مهبد گفت یادت رفته چه بلایی سر نویان آوردن
۱۲ ساعت پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
اسیب؟ اسیب فقط یه لحظشه :) حالا صبر کنید میفهمید چه طور همه چی به یکباره بهم میریزه
۳ ساعت پیشمریم
0وای 😑 لعنت به دست پشت ***😐😐
۲ ساعت پیشحنانه
0فکر کنم قربانی این رمان نوبان باشه
۲ ساعت پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
اصلا شناختش بی دلیل نیست
۳ ساعت پیشحنانه
0ولی من خوشم میاد💀فکرشو بکن یکی از ناکجااباد پیداش بشه و حتی بدونه بعد گوشت خوردن باید از ادامس استفاده کنی💀💀
۲ ساعت پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
احمقانه ترین کاردنیا میتونه پنهان کاری باشه اونم از کسی که از همه بهت نزدیک تره
۳ ساعت پیشویان
0حق با توهه کیانا جان پنهون کاری سمه تو رابطه
۲ ساعت پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۳ ساعت پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
سلام به روی ماهت. میبینی چه قدر پسرت رو حرص میده؟
۳ ساعت پیشمریم
0ولی من تعجب کردم اردوان گفت شام منتظرتونم😂
دیروزتیام
4خب دلوین اردوانو حسابی توی رودربایسی انداخت😂😂💔
دیروز
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
همینطوره
۳ ساعت پیش🕊️ سعیده
0این همه تغییر حالات اردوان همش از دلوین برمیاد🤣 مجبورش کرد حرف دلوین تأیید کنه،،چه جالب که ضایع ش نکرد😎
۱۶ ساعت پیشسارا(منشی کیانا)
0سعیده میببنی پسرت چه قدر تغییر کرده؟😂😍لعنتی چه قدر هم حرصش میدن بیچاره😂💔
۱۶ ساعت پیش🕊️ سعیده
0حالا خدا کنه سارا جونم داره می ره تو خونه باز عصبیش نکنه حداقل اون زبونش کوتاه باشه 😎
۱۵ ساعت پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
انشالله ولی بعید میدونم
۳ ساعت پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
خیلی وقته تغییر کرده پسرمون
۳ ساعت پیشفائزه(زن صابر)
0دو ماه از زندگی پسرت عقب افتاد با این عروست🤣
۱۶ ساعت پیش🕊️ سعیده
0والا با پیام دیشب کیانا جان بعید می دونم عروسم بشه ،معلوم نیست چی میشه 😫😭خدا این رادان لعنت نکنه 😔🤨😒
۱۵ ساعت پیشالمیرا
0کدوم پیام؟ کیانا مگه چی گفته؟
۱۳ ساعت پیش🕊️ سعیده
0همینکه گفت نمدونم تهش دلوین به کدومشون بدم دیگه از قرار معلوم نصیب رادان بشه بیشتره😭چون الان با اون بیشتر پیش رفته 😏
۹ ساعت پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
نه این دلیل نمیشه تهش حتما برای رادان بشه فعلا مونده پیچ و خم داستانشون زیاده
۳ ساعت پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
جواب چت های قبلی رو میگه توی یکی از جواب هام یه خورده قضیه رو توضیح دادم
۳ ساعت پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
حالا خواهی دید😉😎
۳ ساعت پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۳ ساعت پیشژارک
0اره واقعا😂اردوان و مورفی تو اون خونه خیلی صبورن😂
۱۶ ساعت پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۳ ساعت پیشمریم
0آدم *** پسرعموشو ضایع نمیکنه که🤭🤭
۱۲ ساعت پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
نکته خیلی خیلی ضریفی بود😂😂😂😂
۳ ساعت پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
دقیقا😂👍
۳ ساعت پیشسارا(منشی کیانا)
3منم انتظارشو نداشتم😂فکر کردم الان ضایع میشه😂💔ولی همینکه گفت برای شام منتظرتونم فهمیدم نه بابا پسرمون تغییر کرده😂😍
۱۶ ساعت پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
بله دیگه
۳ ساعت پیشفائزه(زن صابر)
3بدبخت تو رودربایستی گیر افتاد😄
۱۶ ساعت پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۳ ساعت پیشژیلا
3عزیزم فرداش حسابشو میرسه😂💔حالا میبینی
۱۶ ساعت پیش🕊️ سعیده
0ببینیم تعریف کنیم خدا کنه🤣🤣
۱۵ ساعت پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۳ ساعت پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍
۳ ساعت پیشمرد مخفی
0اردی بیچاره مگه می تونه مخالفتم کنه در مقابل دلوین😭🗿
۵ ساعت پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
دقیقا😁
۳ ساعت پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
یه چیزی داریم به اسم قرار گرفتن بین منگنه🤭
۳ ساعت پیشالمیرا
0استوری کیانا رو دیدم و آب قند لازم شدم. وایی😎
۵ ساعت پیشالمیرا
0امیدوارم این بزودی خیلی زود بیاد چون صبر ندارم واقعا😂. امشب هم که پارت نداریم😭
۵ ساعت پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
قرار بود براتون پارت بذارم پارت شاه نشین تاریکی اجازه نداد🥲
۳ ساعت پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
ای جانم😍😎زوج رقصندمون وارد رمان بشه که دیگه هیچی😂
۳ ساعت پیشمهری ماه
0باورم نمیشه مهبد تا این حد ترسناک باشه به خدا که از قضیه داروین خبردار بشه همه رو بدبخت میکنه
۸ ساعت پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍
۳ ساعت پیشمهری ماه
0فقط قسمتی که دلوین داشت خودشو به اون راه میزد و رنگ ناخنشو نگاه میکرد🤣🤣💔
۸ ساعت پیشفائزه(زن صابر)
0مهری ماه میگم تو توی دختران ربوده شده هم هستی؟
۸ ساعت پیشمهری ماه
0اره عزیزم منم اونور😂
۸ ساعت پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
قضیه مهمیه خب😂
۳ ساعت پیشمعصومه
0دلوین اخرشب که مهبد اینا رفتن یه فکری به حال خودت کن که بقول خودت اردی جون رو عصبانی کردی😂
دیروزمریم
0تا آخر شب انشالله عصبانیت اردوان میخوابه😂😂
دیروز
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
عصبانیت شاید بخوابه اما حافظه قویه😎
۳ ساعت پیشحنانه
3تا خاموشی ستاره ها مهمون دارن🤣
دیروز
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۳ ساعت پیشسارا(منشی کیانا)
0کارش تمومه😂
۱۶ ساعت پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۳ ساعت پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
انتقام سختی در راه است😂
۳ ساعت پیشالمیرا
3مهبد داستان داروین و بفهمه زندگی نویان و سیاه میکنه
دیروزالمیرا
3مهبد واقعا خطرناک تر و تاکسیک تر از چیزیه که فکرش و میکردیم. دروغ چرا نگران آینده نویانم. و اینو منی میگم که با نویان حال نمیکنم
دیروزمریم
3مهبد پارت های قبل میگفت مگه دوست پسر سمی هستم که بهم نگفتی من از همینجا میگم اره داداش هستی خیلی هم سمی هستی😂😐
دیروزحنانه
0نه واقعا سمی نیست مریم💀😭حق داره عصبی بشه ولی حس میکنم قضیه داروینو بفهمه سمی میشه💀💀💔
دیروزمریم
0زمینه سمی شدنو داره😂😂
دیروزحنانه
4اره😂دوست پسر ایرانی😂👌
۱۶ ساعت پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۳ ساعت پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
دقیقا :/ تازه بدتر از سمی
۳ ساعت پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
نه خب یه سری از رفتاراش واقعا سمی میشه
۳ ساعت پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
خودشو یه لول بالاتر از سمی میبینه شاید😂
۳ ساعت پیشسارا(منشی کیانا)
0منم نگران نویانم قطعا از سهراب گذشت اما متوجه داروین بشه دیگه نویان ببخشید و عذرخواهی و.. مهبد حالیش نمیشه
۱۶ ساعت پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍
۳ ساعت پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
تازه کجاشو دیدی :/
۳ ساعت پیشحنانه
0وای اره🥺🫢خیلی بده بهش گفت من هرچی باشم تو باز باید به من متعهد باشی😐💀💀
دیروزمریم
0خب این سمی نیس پس چیه😐😂
دیروز
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۳ ساعت پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🫠🥹👌
۳ ساعت پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
همینطوره :)
۳ ساعت پیشگلاله
4مورفی تو اون خونه امنیت جانی نداره😂طفلک برفی🥺دستشو زخمی کرده🥺سگ بد🥺
دیروزسارا(منشی کیانا)
0مورفی بیچاره برفی هم اضافه شده
۱۶ ساعت پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
هیییع
۳ ساعت پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
مورفی از اول هم امنیت جانی نداشت😂
۳ ساعت پیشدنیا
0تنها نقطه ی مشترک منو دلوین اینه که منم وقتی همسرم از دستم عصبانی میشه سریعاا مهمون دعوت میکنم معمولا یا مامانم اینارو دعوت میکنم یا داداشم اینا که شب خونمون بمونن و تا وقتی که اونجا هستن اوضاع آرومه بعدش که میرن اونی که عصبانی میشه کیه ؟! من حالا چرا عصبانی میشم چون مهمون دعوت کرده😂😂💔
۱۹ ساعت پیشسارا(منشی کیاناl
0تو هم خطرناک هستیا دنیا😂دو روز دیگه بچه دار میشی😂💔
۱۶ ساعت پیشدنیا
0😂😂بخدا خیلی جوابه کاملا درکش میکنم
۱۵ ساعت پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
😂
۳ ساعت پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
خیلی هم عالی😂
۳ ساعت پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
حال نی نی های خوشگلت چه طوره؟
۳ ساعت پیشفاطمه✨
0دلم برای دلوین و اردوان تنگ شده بود🥺🥲 ای دلوین خرابکار چرا کلا فایل رو حذف کردی اخه!!؟ یعنی اردوان واقعا صبوره اخه بدون هماهنگی مهمون دعوت میکنی دلوین؟!! خدا بهت رحم کنه😅
۱۸ ساعت پیشسارا(منشی کیانا)
0به قول خودش مهمون دعوت کرد که مثلا مراسم اعدامش به تعویق بیفته😂😂💔
۱۶ ساعت پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۳ ساعت پیشفائزه(زن صابر)
0گند زده نتونسته درستش کنه از بیخ و بن زده حذف کرده😂
۱۶ ساعت پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۳ ساعت پیشحنانه
0ناخواسته از برهان و آرکا حمایت کرده😂😬
۱۶ ساعت پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
دقیقا 🤭
۳ ساعت پیشنفسی
0عزیزم اردوان از خجالتش در خواهد امد😂
۱۶ ساعت پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍
۳ ساعت پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
بالاخره عزیزم باید یه طوری گندی که بالا اورده رو ماسمالی می کرد😂چی بهتر از فشردن دکمه دلت
۳ ساعت پیشبیتا
4به نظرم هیچکس به اندازه دلوین نمیتونه برای کسی اسمای خفن انتخاب کنه.. مرد فسیل مغز.. عامل محدود کننده.. کوه یخ هیمالیا.. و..😁😉😂
دیروزسارا(منشی کیانا)
0اره خدایی😂این خیلی خوبه
۱۶ ساعت پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۳ ساعت پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
دقیقا 🤭
۳ ساعت پیشیلدا
0دنیا یه دلوین توی زندگی من بهم بدهکاره😂این دختر تو زنوگی هرکی باشه پیر نمیشه
دیروزمریم
4اره پیر نمیشه چون انقد حرص میخوره آخر سکته میکنه میمیره😂😂
دیروزیلدا
3اینم هست🤣😂به قول بچه ها ناخواسته کارش به نفع هومان و اکیپش شد
۱۶ ساعت پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭😂👍
۳ ساعت پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
اینم حرفیه 🤭
۳ ساعت پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
ای جانم خدا یکی بهت بده ایشالله
۳ ساعت پیشگلاله
4طفره رفتن دلوین از عاشقانه های مهبد و نویان🤣رنگ لاکش😆😆
دیروزفائزه(زن صابر)
0رنگ لاکش عالی بود🤣🤣
۱۶ ساعت پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۳ ساعت پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۳ ساعت پیش
لطفا صبر کنید...

هدا
0سلام به نویسنده محبوبم💋ماچ بهت که تااین حد خوبیی کاش امشبم برامون میذاشتی ولی خب اشکالی نداره😫