این رابطه باگ دارد به قلم ویدا چراغیان
پارت پنجاه و هشتم :
- امید جان لطفا خوب نگاه کن. فرض کن این اتفاق برای خواهر خودت میفتاد. غیرتت قبول میکرد بیخیال مردی بشی که به خواهرت خیانت کرده؟
لحن عامدانه ی هلنا صاف خورد به هدف. این پرسش برای پسری که هنوز قهرمانهایِ سینمایی برایش تعریفکنندهی مرزِ حق و باطل بودند، کلمهی «غیرت» مثل یک شنلِ سنگین و باوقار روی شانههای نحیفش نشست. حالا خودش را شوالیهای میدید که در این بازیِ بزرگ، وظیفهی خطÛ
مطالعهی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۶ روز پیش تقدیم شما شده است.

ویدا چراغیان | نویسنده رمان
🥰😁
۲ هفته پیششادان
0همش نگرانم الان دنیا بیاد و سناریو جدید بسازه واسه پشت دری ها
۲ هفته پیش
ویدا چراغیان | نویسنده رمان
خدا رحم کنه😁
۲ هفته پیششادان
0فقط امیدوارم هرچی بین ارین و هلناست تموم شه .. اصلا این لیاقت ارین رو نداره .. یعنی ببین قشنگ دلم برای هلنا میسوره که همچین تجربه ای داشته ..ولی خب ارین و دنیا یه ترکیب دیگه ان ..
۲ هفته پیش
ویدا چراغیان | نویسنده رمان
ترکیبن اونم چه ترکیبی پارتهای آینده خوندن داره🥰
۲ هفته پیشتمنا
0فقط میگم یا فاطمه ی زهرا😱😱😰😰😥😥یا صاحب نذر..خودت بخیر بگذرون
۲ هفته پیش
ویدا چراغیان | نویسنده رمان
امشب یمه جان چه بکنه!!🫣🫣😨
۲ هفته پیش
ویدا چراغیان | نویسنده رمان
امشب یمه جان چه بکنه!!🫣🫣😨
۲ هفته پیش
لطفا صبر کنید...

شادان
0عجب شانسی تو داری آرین خان.. حالا برو درو باز کن تا جهرمی خودش نرسیده