پارت سی :

تمام تنم بوی سیب سبز می‌داد! دقیقا همان تصویری که روی لوسیون پمپی بود و کیمیا گفته بود بعد از حمام به خودم بمالم!
حالا با یک ربدوشامبر بلند و سفید که لبه‌های تور دوزی داشت، مقابل آینه‌ای قدی نشسته بودم.
چند زن اطرافم پرسه می‌زدند و اتاق پر شده بود از صدای یک موزیک و چند عطر مختلف زنانه!
- دوست دارین خودتون سایه چشم رو انتخاب کنید؟
از توی آینه چند لحظه‌ای به زن جوان زل زدم...

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت درسا در رمان سیاه زخم درسا
تصویر شخصیت هامون در رمان سیاه زخم هامون
تصویر شخصیت ساغر در رمان سیاه زخم ساغر
تصویر شخصیت همایون در رمان سیاه زخم همایون
تصویر شخصیت هومن در رمان سیاه زخم هومن
تصویر شخصیت درسا و هامون در رمان سیاه زخم درسا و هامون
آخرین نظرات ارسال شده
  • شادان

    0

    حس میکنم الان گیسو برای هامون شماره کارت میفرسته میگه حالا که عروس زیبا روی دیگه ای گرفتی پول دمنوش رو برام بزن

    ۱۷ ساعت پیش
  • شادان

    0

    یعنی گیسو عالی بود .. اخ چقد تبلیغ دمنوش هاشو کرد..🤣

    ۱۷ ساعت پیش
  • شادان

    0

    عجب عروسی شاهانه ای هم هامون خان تدارک دیدن..🤣🤣

    ۱۷ ساعت پیش
  • •مریم•

    0

    ولی اگه درسا عاشقش بشه و واقعا یک اتفاقی بیفته که هیچکس ندونه هامون زنده هست یا مرده..

    ۳ روز پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    ولی تو یه ذره هم که شده خوشحال میشی ها😂🤏🏻

    ۳ روز پیش
  • •مریم•

    0

    از مرگ هامون؟ نه

    ۲ روز پیش
  • Zar

    0

    جلوی گیسو زشت شداا😂

    ۲ روز پیش
  • Zar

    0

    همش دارم به حال هومن فکر میکنم

    ۲ روز پیش
  • Zar

    0

    اصلا من عاشق دعواهای زن و شوهری ام

    ۲ روز پیش
  • Malus

    1

    حالا لحن و طرز حرف زدن درسا اونقدرام بد نیست که..🥸

    ۲ روز پیش
  • ...

    1

    الکی بزرگش میکنن😂

    ۲ روز پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    شاید میگه حتی تند هم باهام حرف نزن که من آدم مهمی‌ام😐🤣

    ۲ روز پیش
  • ...

    0

    اگه اینطور فکر میکنه امیدوارم درساچند برابر بدتر باهاش حرف بزنه😂 دلم خنک شهه

    ۲ روز پیش
  • راحیل

    4

    والا ماهم به خورشید نرسه اقا هامون ما منتظر اون روز کام گرفتن و التماس کردنت به درسا هستیم 😋😁

    ۴ روز پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    منم منتظرم👀

    ۳ روز پیش
  • ابرا

    0

    من که خیلی دوست دارم درسا هامون عاشق هم بشن البته میشن کام گرفتن شونم می بینیم

    ۲ روز پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    دیگه با دعاهای شما... دعا کنید براشون😂

    ۲ روز پیش
  • حدیث

    0

    پس برای همین نمیتونه خانوادشو ببینه

    ۴ روز پیش
  • ...

    0

    دخترا من رمانای قبلیو نخوندم مگه شرایط درسا اونجا چطور بود؟

    ۴ روز پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    توی رمانای قبلی درسا اصلا حضور خاصی نداشته. همش در حد یکی دو سکانس به عنوان همسر هامون بوده که اصلا هم مهم نبودن

    ۳ روز پیش
  • ...

    0

    ممنون🫠 حتما به مهمیزم یه سری میزنم

    ۳ روز پیش
  • ...

    0

    میشه یکی بگه توی رمانای دیگه چه اطلاعاتی راجب سیاه زخم هست؟فقط میدونم تو مهمیز چیز زیادی نگفتن

    ۴ روز پیش
  • دیبا

    1

    نه چیز خاصی نبود از درسا توی قبلی ها

    ۳ روز پیش
  • ...

    0

    مرسی💞 بقیه که اشاره کردن فکر کردم یه بخشی از داستان قبلا گفته شده

    ۳ روز پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    نه بچه‌ها دارن از حس خودشون میگن ولی اگه دوست داشتی خیلی دقیق و کامل از قضایا سر در بیاری همون مهمیزهای سیاه که بهت گفتم. و امیدوارم دوسش داشته باشی😍

    ۳ روز پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    سیاه زخم خودش به تنهایی مستقله ولی اگه فرصت داشتی و دلت خواست حتما مهمیزهای سیاه رو بخون چون یه سری از پارت‌های سیاه‌زخم با مهمیز هماهنگه که اگه خونده باشی خیلی خیلی بیشتر درک می‌کنی اوضاع از چه قراره. ولی اگه بخوای تمرکزت فقط روی زوج هامون و درسا باشه و زندگی‌شون... که فقط توی سیاه زخم بهشون پرداخت

    ۳ روز پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    آره چون بی تربیته🤣💔

    ۳ روز پیش
  • محرابی

    0

    درسته ازمرگ نجات پیداکرد ولی این دوری ازهومن ازمرگ براش بدتره به نظرم. ممنونم زیبا بود خیلی خدا قوت

    ۳ روز پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    آره خیلی سخته😔

    ۳ روز پیش
  • لیلا

    1

    وایی پس بلاخره ازدواج کردن من ی جورایی خوشحال شدم چون از هامون یکم خوشم میاد اما با کاری با هومن و درسا کرد بعد دوباره از منتفر میشم🤣 نمیدونم با خودم چند چندم

    ۳ روز پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    عیب نداره نظرات مدام تغییر می‌کنه😂

    ۳ روز پیش
  • آمینا

    0

    بیچاره هامون که عروس زیبارو نمیتونه داشته باشه

    ۳ روز پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    حیف شد🤣

    ۳ روز پیش
  • sasha

    0

    میگه ادبو از که اموختی از بی ادبان😂

    ۴ روز پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    مرتیکه واسه خودش اشکال نداره🤣💔

    ۳ روز پیش
  • حدیث

    1

    گیسو منم خیلی شوکه شدم 🤣🤣

    ۴ روز پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    گیسو با وجود ماجرای دم نوش بابونه واقعا هم شوکه اس🤣

    ۳ روز پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️