سراسیمه به قلم الهه محمدی
پارت سیزده :
برای بار دوم دستش را روی دگمه آیفون گذاشت .اینبار زیاد طول نکشید اما جای باز شدن در توسط دستگاه،آقای پارسا در چهارچوب درظاهر شد .
سروین نگاهی به عمو انداخت . از وجنات ایشان متوجه شد اوضاع قمر در عقرب است اما به روی خود نیاورد و گفت :
-سلام عمو ....آیفون خراب شده ؟
آقای پارسا گفت :
-علیک ...اونی که خرابه ذات توئه بچه .
سروین سرش را کج کرد و گفت :
-یا تمام امامزاده ها ....Ø
لطفا صبر کنید...
