مقبره خدایان مترجم طیبه حیدرزاده
پارت نوزده :
فصل بیستم
تو مقبره، کاپیتان آیدن گاسویک و چهار نفر از مرداش دنبال رد خون تو تونلهای پرپیچوخم میرفتن. هر چند قدم، سرخیای دیوارها رو خط میانداخت.
رسیدن به تالاری که رد خون اونجا به برکهای بزرگ از خون میرسید. مثل کف یه کشتارگاه به نظر میرسید. بوی احشا به گاسویک هجوم آورد.
یه جفت چکمه و بخشی از یه یونیفرم خاکی پاره نزدیک خون رها شده بود.
کوئیگ گفت:
لطفا صبر کنید...
