پارت شانزده :

با حضور یافتن او ارکیده به آرامی رو گرفت و به رقص برف در بادی که آرامش را از هوای نیمه‌شب زمستانی گرفته بود خیره شد. خاموش‌تر از او باربد بود که بالاخره بند خیرگی نگاهش را برید و قدمی که عقب کشید، غرق افکاری مرتبط با جنونی که ارکیده از او حس کرد، بی‌آنکه پاسخ لبخند محو حنانه را دهد قصد رفتن کرد.
رنگ تعجب پاشیده شده بر بوم چشمان حنانه، او که گمان می‌کرد باربد شب را کنار ارکیده خواهد ما

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۳ دقیقه زمان میبرد.

این پارت دیروز تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت دهکده متروکه در رمان امکان غیرممکن دهکده متروکه
تصویر شخصیت ویلای سرخ در رمان امکان غیرممکن ویلای سرخ
تصویر شخصیت ارکیده بردبار در رمان امکان غیرممکن ارکیده بردبار
تصویر شخصیت باربد در رمان امکان غیرممکن باربد
تصویر شخصیت شهاب در رمان امکان غیرممکن شهاب
تصویر شخصیت افسون در رمان امکان غیرممکن افسون
تصویر شخصیت ویلای سیاه در رمان امکان غیرممکن ویلای سیاه
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️