پارت پنجاه و هشتم :

***
دستی به موهای کرلی شده‌اش کشید و نگاهش را به پیست رقص سپرد.صدای بلند آهنگ کم‌کم داشت روی اعصابش خط می‌کشید و این سردردی هم که به جان شقیقه‌هایش افتاده بود، بدتر حالش را بهم می‌زد.عروسیِ یکی از همکلاسی‌های دانشگاهش بود و تمام کلاس هم دعوت بودند. البته علاوه بر همکلاسی‌هایش، پدرام که رابطه‌ی خوبی با داماد که همان دانشجویش بود داشت هم دعوت بود و این دلیل حضور کیمیا در آنجا بود وگ

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۷ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت کیان در رمان یادگار اولین مرگ کیان
تصویر شخصیت آذر - کیمیا در رمان یادگار اولین مرگ آذر - کیمیا
تصویر شخصیت عاطفه - النا در رمان یادگار اولین مرگ عاطفه - النا
تصویر شخصیت مژگان - نوشین در رمان یادگار اولین مرگ مژگان - نوشین
تصویر شخصیت عارف - پرهام در رمان یادگار اولین مرگ عارف - پرهام
تصویر شخصیت هاتف - پدرام در رمان یادگار اولین مرگ هاتف - پدرام
آخرین نظرات ارسال شده
  • فخری

    0

    تنبونش شله تقصیری نداره.سپاس فروان به هر دو بانوی خوش قلم خسته نباشید قلمتون مانا🌸🍀🌸🍀🌸🍀🌸🍀🌸🍀

    ۲ روز پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    خیلی شله دیگه

    ۲ روز پیش
  • معصومه علیایی | نویسنده رمان

    مرسی🥰

    ۲ روز پیش
  • طرفدار

    0

    وای وای چقدر پورو این پدرام با این که زن و بچه داره بازم چشش دنبال کیمیا خوبه ب پرهام هم قول داد ک دنبال کیمیا نره آدم اینقدر هول نوبره 😂

    ۳ روز پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    بنده خدا عاشق شده دیگه😔😂

    ۲ روز پیش
  • معصومه علیایی | نویسنده رمان

    همون هاتف صد سال پیشه یه ذره هم عوض نشده

    ۲ روز پیش
  • طرفدار

    0

    واقعاً عشق میکنم با این رمان مخصوصاً شخصیت کیمیا دم نویسندگان عزیز گرم با این رمان اما میترسم در آخر کیمیا بازم عاشق پدرام بشه و پدرام هم پشیمون از کاری ک قبلا کرده واقعا کیمیا رو بخواد چون پایین هر نفرتی ب عشق ختم میشه 👍

    ۶ روز پیش
  • معصومه علیایی | نویسنده رمان

    ممنون ازتون، فکر نکنم با کاری که هاتف با آذر کرد دوباره بتونه بهش دل ببنده

    ۶ روز پیش
  • طرفدار

    0

    اما بنظرم عشق هیچ وقت خبر نمی ده ک کی دل بسته ی ن زمانش مشخص نیست

    ۶ روز پیش
  • معصومه علیایی | نویسنده رمان

    آره خب عشق بی سر و صدا میاد ولی نه وقتی که طرف مقابلت بدترین بلای ممکن رو سرت آورده و باعث اون اتفاقا توی گذشته شده

    ۶ روز پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    مطمئن باشید واسه پدرام و کیمیا صدق نمی‌کنه این اصل

    ۶ روز پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    عاشق پدرام بشه؟ امکان نداره

    ۶ روز پیش
  • نگار

    0

    این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    کیمیا رو بازی نمی‌ده، واقعا ازش خوشش اومده

    ۷ روز پیش
  • نگار

    0

    خوو داداش بر فرض که واقعا خوشش هم اومده باشه بازم نمیشه تعهدی که نسبت به زنش و خصوصا بچش داره رو نداده بگیره میشه؟😌💙💙

    ۷ روز پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    خیر نمی‌شه

    ۷ روز پیش
  • نگار

    0

    قربون کلامت بشم خو منم همینو میگم پدرام آدم نیست عشقم 😂💙💙

    ۶ روز پیش
  • معصومه علیایی | نویسنده رمان

    این دو روز دیگه دلش برا یکی دیگه میلرزه نگران نباش

    ۷ روز پیش
  • نگار

    0

    اره خدایی روزی عاشق یکی میشه😂💙💙

    ۶ روز پیش
  • معصومه علیایی | نویسنده رمان

    بذار فکر کنه مخ کیمیا رو زده😂

    ۷ روز پیش
  • نگار

    0

    اره والا آرزو بر جوانان عیب نیست بزار فکر کنه اره من مخشو زدم💙💙

    ۶ روز پیش
  • مهدیه

    0

    اینجور پارتا که اون عوضی خودشو نشون میده دلم میخاد هرچی فوش خار مادر داره نصیبش کنم چون لیاقتشه از اون بدااهاا حیف که نمیشه مردیکه بی فانوس بوقق فقط خودمون دوتارو کوفت لجن خاک برسر گوسفند توعه لاشی به کم قانع نیستی اگه دستات باز بود با همه دخترای اونجا یه دور قر میدادی بوقلمون گاو 😑

    ۷ روز پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    🤣👏🏻

    ۷ روز پیش
  • نگار

    0

    یعنیی عاشقتمم ببین اگه خواستی فوش خار مادر بدی فقط روش مهراب،اونم اینه:مرتیکه *** خار مادرش.. دیگه بماند همین کافیه ولی چون من لیانا رو دوست دارم بهش میگم مرتیکه *** الان میام خشتکتو پرچم میکنم😌☺️💙💙

    ۷ روز پیش
  • معصومه علیایی | نویسنده رمان

    پدرام چیکار کردی با اعصاب ما😂😂

    ۷ روز پیش
  • نگار

    0

    واقعا اعصاب نداشته برامون این مرتیکه اصلا جوری که دیگه فوش هایی که میخوام بهش بدم از کنترلم خارج شده😂😂💙💙

    ۶ روز پیش
  • نگار

    0

    کثافت با اینکه دلخوشی از نوشین یا مژگان ندارم ولی واقعا واقعا پدرام عوضیه آخه تو زن داریی تو بچه تو شکم زنت داری عوضیی وای خدا چقدر این مرتیکه بی شرفه🤬💙💙

    ۷ روز پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    عاشق شده داداش‌مون😞😂

    ۷ روز پیش
  • نگار

    0

    وای اصلا عاشق شدن داریم تا عاشق شدن آخه پدرامم؟؟مگه عاشق نوشین یا مژگان نبود؟؟😂😂💙💙

    ۷ روز پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    دوران نوشین تموم شد

    ۷ روز پیش
  • نگار

    0

    واقعا برا پدرام همه یه دورانی دارن😞متاسفم براش اصلا نمیتونم بهش چیزی بگم هر چی بگم کم گفتم حدیث جونم💙💙

    ۶ روز پیش
  • معصومه علیایی | نویسنده رمان

    دلش دریاست آخه😂

    ۷ روز پیش
  • نگار

    0

    دریا چی چیه اقیانوس آرامه اصلا همه داخلش جا میشن😂💙💙

    ۶ روز پیش
  • معصومه علیایی | نویسنده رمان

    اصلا ذره‌ای به این چیزا اهمیت نمیده

    ۷ روز پیش
  • نگار

    0

    اهمیت چیه اصلا فکر نکنم بدونه این چیزا چی هست😅💙💙

    ۶ روز پیش
  • مارال

    0

    هر چقدر جلوتر میریم خوشحالم که امتیاز شاهکار رو به این رمان دادم واقعا کارتون عالی هست و از هردوتون متشکرم🥰

    ۶ روز پیش
  • معصومه علیایی | نویسنده رمان

    عزیز دلی شما مارال جان

    ۶ روز پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    لطف داری مارال جان🙏🏻

    ۶ روز پیش
  • مارال

    0

    ماهاهم از مدل پدرام زیاد دورو برمون داریم چه بسا حتی اون دختر زشت تر از زنش هم باشه بازم دل که دله باشه بازم نمیتونه بگذره هر چقدر اون زمان آذر و این زمان نوشین بد باشن بازم یه مرد باید افسار دلش رو بگیره و نذاره این *** هر جا بره حس بدیه امیدوارم کسی تجربه نکنه😔😔

    ۶ روز پیش
  • معصومه علیایی | نویسنده رمان

    همه چیز برمیگرده به ذات آدم واقعا

    ۶ روز پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    احسنت👏🏻

    ۶ روز پیش
  • محیا

    0

    من تو این انتقام نگران کیمیا هستم که آسیب میبینه😟😟❤️❤️

    ۶ روز پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    نگران پدرام باش😉😂

    ۶ روز پیش
  • معصومه علیایی | نویسنده رمان

    به قول حدیث نگران پدرام باشید😁

    ۶ روز پیش
  • Z.k

    0

    اینجاست که باید گفت پدرام هول هول هول 😁

    ۶ روز پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    هول کلمه‌ی خوبیه براش😑

    ۶ روز پیش
  • معصومه علیایی | نویسنده رمان

    توصیف قشنگی بود😂

    ۶ روز پیش
  • راز

    0

    پدرام شتر از خوشی داره دولا دولا میره

    ۶ روز پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    😂😂

    ۶ روز پیش
  • معصومه علیایی | نویسنده رمان

    وای دختر😂😂

    ۶ روز پیش
  • نرگس

    1

    مردک عوضی اگه سینگل به گور بشم حاضر نیستم حتی یه لحظه همچین مردی رو ببینم حتی در حال ارواح🤣😂

    ۷ روز پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    حق

    ۷ روز پیش
  • معصومه علیایی | نویسنده رمان

    😂😂

    ۷ روز پیش
  • محرابی

    1

    مردک هول بی چشم ورو مگه هرکس اززنت خوشگل تربود باید بری دنبالش وخیانت کنی. هرپارت داره بیشتر از پدرام بدم میادوبدبختی اینجاست که اسم پسرم پدرامه وسختمه همچین شخصیتی بااین اسم میخونم ودعا میکنم پسرم مثل این مردک نشه😉😄 . ممنونم زیبا بود خیلی خدا قوت.

    ۷ روز پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    وای خدا😂🤦🏻 نه عزیزم هیشکی نمی‌تونه به پای پدرام برسه، نگران نباش😂😂

    ۷ روز پیش
  • معصومه علیایی | نویسنده رمان

    این همون هاتف صد سال پیشه هنوزم، نه بابا این چه حرفیه این پدرام ساختگیه😂

    ۷ روز پیش
  • Fatemeh

    1

    دقل بازی سیر مونی نداره😐

    ۷ روز پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    قراره در آینده حال‌مون بیشتر از پدرام بهم بخوره

    ۷ روز پیش
  • مهدیه

    0

    هوس بازیش تمومی نداره کثافط لجن😑

    ۷ روز پیش
  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    کمه که هنوز😂

    ۷ روز پیش
  • معصومه علیایی | نویسنده رمان

    🤦‍♀️🤦‍♀️

    ۷ روز پیش
  • مریم

    0

    این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

  • حدیث بلیار | نویسنده رمان

    بله آقا پدرام رفت سراغ خوشگذرونیش

    ۷ روز پیش
  • معصومه علیایی | نویسنده رمان

    مرسی عزیزم🥰

    ۷ روز پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️