پارت صد و نوزده :


- دروازه‌های قصر همگی بسته بشه هیچکس حق نداره پاش‌و از اینجا ببره بیرون. تعداد سربازها رو بیشتر کنید به همه بگید توی حالت آماده باش بمونن هر مورد مشکوکی دیدن بدون ذره‌ای تردید دستگیرش کنن. جاسوس‌های جامین ممکنه هر جایی باشن... حتی شاید در لباس ارتش شاران.
- مشکلی پیش اومده؟ چرا یهو همچین دستوری می‌دین نشونه‌ای از جاسوسای جامینی دیدین؟
- به زودی می‌فهمیم فرمانده! فعلا کاری ک

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۳۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۰ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت پرچم نلین در رمان جغد انبار پرچم نلین
تصویر شخصیت نقشه جزیره در رمان جغد انبار نقشه جزیره
تصویر شخصیت پرچم جامین در رمان جغد انبار پرچم جامین
تصویر شخصیت پرچم شاران در رمان جغد انبار پرچم شاران
آخرین نظرات ارسال شده
  • اکرم بانو

    0

    اخیش بلاخره یکم نفسم جااومد

    ۲ روز پیش
  • مرحوم شیث کیمبر🕯🖤

    0

    کاج و عاج رو کشتیی نکنن اون بچه ها هول و لاشی و کثافتن اما قلبشون خیلی پاکه💔😂

    ۴ روز پیش
  • مرحوم شیث کیمبر🕯🖤

    0

    نکنهه بتین رو کشتیی خواهر زاده های آشر

    ۴ روز پیش
  • مرحوم شیث کیمبر🕯🖤

    0

    نکنهه حابیل رو کشتیی مظلوم ترین شخصیت رمان حابیلهه یا نکنه میترا روکشتیی کی رو کشتیی بگوو به کسی نمیگم😂آندرس رو نکشتی که اونو که خدایی اگه بکشی آیوار فنا با هم میریزیم سرت ایلیا رو کشتی هانا آشر کی تیفانی از اعضای کلوپ پله ای ایه پارت رو کی میزاری من فردا مدرسه دارم از کنجکاوی میمیرم تا ظهر

    ۴ روز پیش
  • مرحوم شیث کیمبر🕯🖤

    0

    وایی همینن الان حمیده تو *** گفت یه نفروو کشتهه یعنیی چیی دخترر بس کنن میخوای ما رو سکته بدی کل شخصیت ها رو کشتیی که قاتلل🔪🩸😭💔💔

    ۴ روز پیش
  • زهرا

    0

    الان فصل اول تموم شد؟

    ۴ روز پیش
  • هیتر هانا

    0

    بنظرم دقیقا وقتش بود که کلوپ پله ای ورود کنن .

    ۵ روز پیش
  • ادامه پیامه میگم من خودم خیلی

    11

    حمیده میخواستم یه انتقادی کنم از رمانت نکه بد باشه یا چیزی من به عنوان یه مخاطب وقتی میخونم و میبینم تو موقعیت های حساس و غیر حساس همش از احساس هانا میگه همش هانا با خودش حرف میزنه کلا این رمان شاید این پارت یک سومش اتفاق باشه بقیش هانا تو ذهنش چرت و پرت میگه این باعث میشه هیجان اون اتفاقه بره دیگه

    ۱ هفته پیش
  • حمیده خوشبخت | نویسنده رمان

    متوجهم عزیزم سعی میکنم درستش کنم🍓

    ۱ هفته پیش
  • ...

    0

    فدات بشم 💋 بهترین نویسنده دنیا

    ۶ روز پیش
  • یلدا

    1

    خب دیگه من رفتم شب بخیر

    ۶ روز پیش
  • یلدا

    15

    میشه بخاطر عید نوروز که پنج ماه دیگس فصل پنج تکنیکا رو بنویسی

    ۱ هفته پیش
  • حمیده خوشبخت | نویسنده رمان

    وای یا مادر مقدس

    ۱ هفته پیش
  • یلدا

    0

    حمیده توروخداا حمیده حمیده به خدا اگه شروع نکنی حلالت نمیکنم اون دنیا از پل سراط هلت میدم پایین حمیده جان مدیونی فکر کنی چیزی کشیدم یا رو دراگ بودم میشه به مناسبت تولد سه قلو ها که تو آبان یا آذر بود فصل پنج تکنیکا رو شروع کنی به ابلفض میرم کارزار فصل پنج تکنیکا میزنم

    ۶ روز پیش
  • یلدا

    1

    یا *** های مادر مقدس حاجی نمیدونم چرا از مادر مقدس بدم میاد

    ۶ روز پیش
  • یلدا

    1

    حمیده جان من به فکر اینم که کم کم برم بخوابم کاری نداری

    ۶ روز پیش
  • یلدا

    0

    اگه کاری داشتی تک زنگ نزن کامل زنگ بزن دربست میگیره میام خوابگاهت من شارژ ندارم گرون شده پول ندارم

    ۶ روز پیش
  • ...

    5

    چقد چرت اههعع انقد بدم اومد ایلیا هم یه ربطی به پیدا شدن بتین داشت نقشه رو اون کشیده بودد پوفف حمیده ایلیا رو فدا یه کوفتی بکن بمیره😭

    ۱ هفته پیش
  • دیزی

    9

    😐😐بیشعور چیکار بچم داریی

    ۱ هفته پیش
  • زهــرا

    6

    وات؟ منظظورتت چییهه؟ چیکار داری با بچم؟ چه هیزم تری بهت فروخته اخه؟جز خوبی و عشق ما دیگه چی از این بدبخت دیدیم که حالا چیزش مییگیی؟ گوناهه دارههععه😭😭

    ۱ هفته پیش
  • حمیده خوشبخت | نویسنده رمان

    مردممممم😂😂😂😂

    ۱ هفته پیش
  • جد پفیوز اندرس

    1

    چطوری دلت میاد اینو بگی زنیکهه😭

    ۱ هفته پیش
  • توت فرنگی از باغ مرحوم شیث

    6

    خدایی?جدی الان ؟من نمی فهمم ازهانا بدتون میاد از ایلیا بدتون میاد از آشر و زاویرم بدتون میاد فک کنم تنها شخص دوست داشتنی اینجا براتون حمیده اس

    ۷ روز پیش
  • حمیده خوشبخت | نویسنده رمان

    خیالت تخت از منم بدشون میاد😂😂😂😂😂

    ۷ روز پیش
  • توت فرنگی از باغ مرحوم شیث

    0

    این بد ،هعیی داغ دارمون کردی زن منه ی بوته توت فرنگی بدبخت تنها مث ملکه ی قشنگم ی گوشه افتادم اصلا من قهرم تو رمان خیلی راجب من کم حرف زدی

    ۷ روز پیش
  • جد پفیوز اندرس

    5

    من پارت میخامم

    ۱ هفته پیش
  • Reyhane

    13

    کاش خواهر ایوانف هم زنده بود میشه زنده باشه؟ مثلا هاووک همونطور حواسش به ایلیا بوده حواسش به اونم بوده و یه جا مخفی کرده نمیدونم حمیده از تو برمیاد یکاری کن اینهمه بدبختی که برای ایلیا اوردی یجا یه حال بده بهش😭

    ۱ هفته پیش
  • رویایی ترین رویا

    3

    چقدر من خودمو جر دادم حمیده الیماهم زنده کن اما به هیچجاش نگرفت💔من که میدونم اون آیزاک ایوانف دیوث زندست اما ایلماهو کشتهه💔شیث کشت💔دایانا رو کشت💔پدرو رو کشت💔راشا رو کشت💔

    ۱ هفته پیش
  • زن الون

    0

    یک پارت از ایلیا خوشم میاد یک پارت دیگه ازش متنفر میشم اخه یعنی چی اهه😭😭

    ۱ هفته پیش
  • یکی

    2

    ایلیا و هانا شدن دوتا نقطه متقابل هر چی برای رسیدن به هم تلاش میکنن شرایط نمی زاره ولی با این وجود ذره ای از عشقشون نسبت به هم کم نمیشه

    ۱ هفته پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️