خورشید شب برفی به قلم سمانه حسینی
پارت نهم :
با دلی که همچون سیر و سرکه میجوشد، از پشت در کنار میروم. در آشپزخانه که باز میشود، مهلقا در حواس پرت ترین حالت ممکن، با دیدن من هین کشان دست بر دهان میگذارد
_ وای تو اینجایی دختر! ترسوندی من و! چرا وایستادی!؟ بدو یه فنجون چایی ببر واسش و حرف و ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما
متاسفانه به خاطر کندی سرعت اینترنت، پارت به صورت کامل بارگذاری نشد. لطفا پارت را مجدد بارگذاری کنید
بارگذاری مجدد پارتبا تشکر از صبر و شکیبایی شما
مطالعهی این پارت حدودا ۱۴ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۲۰ روز پیش تقدیم شما شده است.
نسیم
0دیوونه کنی تو🤨🤨
۱ هفته پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
دیگه باید صبر کنی گره ها باز بشن😁🙈
۱ هفته پیشبهار
1خیلی خیلی متفاوته رمانت سمانه جون واقعا دوستش دارم خدا کنه عباس دل ایمان و نشکنه
۳ هفته پیشبهار
1سمانه جون کشته شدیم رسما قلبم اومد بیرون دختر با این شازده🥲
۳ هفته پیشراحیل(پیامبر گروه)
2سیسیها ، اقایون ،داداشام ایا همگی ایمان اوردید به من؟ سجده کنید نه تنهابغل دوتا ماچ هم کرد اونم از نوع هات من گفتم علم غیب دارم با از ما بهترون در ارتباطم 😆😆
۳ هفته پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
دیگه بلاخره پیامبر گروهی دیگه😁🤝🏻
۳ هفته پیششیما (فن ایمان)
1نهه باریکلا نهه باریکلا بابا واقعا ایول داری عجب پارتی بود ولی🤤
۳ هفته پیشندا (تلفن چی)
1وای دختر عجب پارتی بود همین اول کاری سمانه گل و کاشت اونم چه گلی🤤 ایمان از امیرعلی بدتره
۳ هفته پیشراحیل (پیامبر گروه)
1به نظرم با این وضعیت آسید ، پروژه افتتاح تونل هم خیلی زود اتفاق بیفته 😅😅
۳ هفته پیشهانیه (شرور گروه)
1ایمان❌️ فاتح تونل های از پیش تعیین شده✅️
۳ هفته پیششیما (فن ایمان)
1بچم از امیرعلی امیرعلی تره🤣
۳ هفته پیشستاره
1وای فداش بشمه منه🤣
۳ هفته پیشپرنیا
1سید نگو بلا بگو 😁
۳ هفته پیشنسترن
1ایمان قشنگ زده رو دست امیرعلی 😁 خورشیدم که ماشالا آماده ست کاملا😁
۳ هفته پیشلیلا
1وایی نسترن تصور کن جای خورشید تو بودی چیکار میکردی خب ایمانو از خودت جدا میکردی معلومه ن🤣🤣
۳ هفته پیشنسترن
1نه خدایی لیلا با سنجاق قفلی میزدمش به خودم🤣
۳ هفته پیشمعصومه
2چقدر کامنتای خفن و باحالی میذارید دمتون گرم خدایی😆
۳ هفته پیشلیلا
1نداا گل گفتی بخدا منم همینو گفتم 🤣🤣باز خوبه امیرعلی یکم اولش طاقت آورد اما ایمان از همون کارو تموم کرد ماشاالله 🤣🤣
۳ هفته پیشندا (تلفن چی)
1امیرعلی بدبخت یه عمر صبر کرد ایمان ولی یهو وارد شد😂
۳ هفته پیشهانیه (شرور گروه)
1برید کنار من قلبم مال خودم نیست مردم براشون😭🥲
۳ هفته پیششقایق
1خدایی دمت گرم زدی تو هدف 👌🏻😁
۳ هفته پیششقایق
1حالا من میترسم بره با عباس حرف بزنه بگن نه🥲
۳ هفته پیششیما (فن ایمان)
1وای نه ترو خدا من طاقت ندارم این بچه نه بشنوه😭
۳ هفته پیشسهیلا (ناظم گروه)
1راحیل من استرس گرفتم این بره عباس گند بزنه تو حالش🤦🏻 ♀️
۳ هفته پیشندا (تلفن چی)
1توانایی خفه کردن عباس و دارم اگه این اتفاق بیفته🤝🏻😑
۳ هفته پیشلیلا
1گند بزنه خودمم میکشمش
۳ هفته پیشمعصومه
1آخ چقدر ایمان اقاست😭 چقدر شخصیت قشنگی داره😭 هنوز کامل وارد قصه نشده من عاشقش شدم😭
۳ هفته پیشراحیل (پیامبر)
1بابا ذوق کن اکلیلی شو در لحظه زندگی کن من که تو نشیمن گاهم عروسیه از این بوسه
۳ هفته پیشهانیه (شرور گروه)
1من که اصلا اینجا نیستم من تو بغل ایمانم جای خورشید دیگه بقیه اشم به خودمون مربوطه 🤣🤣
۳ هفته پیششیما (فن ایمان)
1کوفتت بشه هانیه تک خوری نکن🤣
۳ هفته پیشلیلا
1هانیه من گفتم که ایمان مال منه نمیدمم🤣🤣
۳ هفته پیشهانیه (شرور گروه)
1تقسیمش میکنم عاقا به همه برسه برید ته صف🤣
۳ هفته پیشسهیلا (ناظم گروه)
1خب من از حالت استرس خارج شدم الان تو ما تحت منم عروسیه🤣
۳ هفته پیشراحیل
1ایشالله همیشه تو ماتحتت عروسی باشه خواهر 😄😄
۳ هفته پیشسهیلا (ناظم گروه)
1فدات شم همچین تو ماتحت همه🤣
۳ هفته پیشلیلا
1سمانه جونن من مردم دختر دقیقا مثه امیرعلی خودمونه 🤣🤣من گفتم که ایمانو دیگه بر میدارم واسه خودمه سمانهه🤣🤣
۳ هفته پیش
سمانه حسینی | نویسنده رمان
ایمان واسه همه ست متاسفانه 😁
۳ هفته پیشراحیل )
1اسباب زحمت چراغ هارو خاموش کن بچه ها برن بخوابن اوضاع بد خطریه میترسم نصف شبی کار دست خودشون بدن همه هم سینگل دیگه خیلی بد میشه😃😃
۳ هفته پیشسهیلا (ناظم گروه)
1چراغا که هیچی گاز و هم ببندی و آب و هم قطع کنی اینا درست نمیشن دیگه تموم شد🤣
۳ هفته پیشسارا
1همه هم از دم سینگل🤣
۳ هفته پیشنسترن
1دیگه این جمع سینگل با این پارت جمع بشو نیستن 🤣
۳ هفته پیشلیلا
1وایی گل گفتی 🤣🤣
۳ هفته پیشنسترن
1از اونورم آسد مالک گفت یکی و واسه ایمان سراغ داریم اوف خدا این دوتا رو از هم جدا نکن🤦🏻 ♀️
۳ هفته پیشنسترن
1ولی منم واقعا دلم شور زد نکنه عباس بزنه تو پر این بچه
۳ هفته پیشنسترن
1ای تو روحت بچه الان وقت گریه کردن بود آخه این مهلقام با این بچه اش🤨
۳ هفته پیشنسترن
1سمانه جان به آتیش کشیدی پارت و دختر😁
۳ هفته پیشنسترن
1عاقا من جا موندم صبر کنید🤣
۳ هفته پیشراحیل
1والا حامد که شبکه چهاری بود برای خودش مثبت بود رادمهر و امیر علی و سید خوبن مخصوصا امیر علی و سید
۳ هفته پیشماهی
1سید میزنه رو دست امیرعلی آقا این خط این نشون😁
۳ هفته پیشراحیل
1قربون دستت حضرت یار رو از خواب بیدار کن پس 😃😃 کنار دستته به دادت برسه
۳ هفته پیش
لطفا صبر کنید...

نسیم
0ای سمانه ای سمانه قشنگ ازین پارت معلومه که چه ها در پیش داریم🤦🏻 ♀️🤦🏻 ♀️ معلومه قصد سقط شدن من یکی رو داری😂😂 خب بریم سر مطلب اصلی این خورشید میدونه که میخوان براش خواستگار بیارن؟ و اینکه اون حقیقتی که نمیتونست به ایمان بگه چی بود و اینکه زری درباره ۲مطلبی که فقط یکیشو گفت 😐😐 میخوای ادمو