کاراکال به قلم حدیثه شهبازی (saya)
پارت پنجاه :
| همدست / The Accomplice |
اسلحه چند سانتیمتر بالاتر از صورت دومینیکا ثابت مانده بود و انگشت میگل با لرزش ناشی از خشم و حیرت، روی ماشه قرار داشت. صورتش زیر نور پراکندهی چراغهای محوطه، پوشیده از قطرات خون و باران بود. هر بار که قفسهی سینهاش بالا میآمد، استخوانهای دنده و سمت چپ بدنش تیر میکشید؛ همان درد قدیمی که چهار پنج هفته بود دست از سرش برنداشته بود و حالا بعد از دویدن، اف
مطالعهی این پارت کمتر از ۳۳ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۵ روز پیش تقدیم شما شده است.

حدیثه شهبازی (saya) | نویسنده رمان
علیالظاهر نیکا گاردشو آورده پایینتر 👀
۲ هفته پیشثمین
1تاداا این پارته خدا بودد😂😂
۲ هفته پیش
حدیثه شهبازی (saya) | نویسنده رمان
😎♥️
۲ هفته پیشNina
1عجب پارتی بود به به! گفتگوشون مححشر. فضاسازیش خداا بود. یه جوری با جزئیات نوشتی انگار هفتصد بار وسط حمله به لهستانی ها گیر افتادی😭
۲ هفته پیش
حدیثه شهبازی (saya) | نویسنده رمان
پروازم امروز از لهستان نشست هانی 😎
۲ هفته پیشNina
1فقط من این وسط بوی گند گل و فاضلاب گرفتم حتما باید برم ***😭
۲ هفته پیش
حدیثه شهبازی (saya) | نویسنده رمان
بپر توی دریاچه 🤣
۲ هفته پیشNina
0(با بی رمقی ناشی از خونریزی، لب زد: - تادا!) نیکا یه سبک زندگیه🤣
۲ هفته پیش
حدیثه شهبازی (saya) | نویسنده رمان
😂😂 اینجا همه یه تخته کم دارن، میگل و دومینیکا بیشتر
۲ هفته پیشNina
1حس میکنم تو این پارت نیکا شیشه کشیده بود خیلی مشنگ میزد😭🤣
۲ هفته پیش
حدیثه شهبازی (saya) | نویسنده رمان
پاش رسیده لب مرز گفته عجب غلطی کردم بذار یه متاعی بزنم هیچی حالیم نشه 😂
۲ هفته پیشNina
0وای نیکا چقد سوال میپرسیی فکت درد نگرفت؟ هی حس میکنم الانه که میگل کلتو بکوبه به دیوار به خفه شو
۲ هفته پیش
حدیثه شهبازی (saya) | نویسنده رمان
حالا گیرش آورده بذار تخلیه اطلاعات کنه دیگه 😂
۲ هفته پیشNina
1اصلا هم ضایع نیست که داره مأموریت مدودفو انجام میده اصلاا
۲ هفته پیش
حدیثه شهبازی (saya) | نویسنده رمان
چقدرم موفقیتآمیز بوده 😑
۲ هفته پیشNina
1(سلیقه ات توی انتخاب مردا واقعا فاجعست!) لابد سلیقه تو خوبه شاسکولل
۲ هفته پیش
حدیثه شهبازی (saya) | نویسنده رمان
آفکورس که سلیقهاش حرف نداره... مثلا دومینیکا 😎🚬
۲ هفته پیشNina
0از این لحاظ که صدرصد! ولی وا نمیده کثاقت
۲ هفته پیشNina
0(بدون حرف، دستش را بلند کرد و انگشت وسطش را با تمسخر به او نشان داد) نیازمند همچین زنی تو زندگیمم🙏🏻
۲ هفته پیش
حدیثه شهبازی (saya) | نویسنده رمان
تو باید دنبال نمونهی مرد همین جنس باشی 😂
۲ هفته پیشNina
0نه دیگه مردا حق ندارن به یه خانوم محترم (که خودمم محض اطلاع) فاک نشون بدن فقط خانومیای جذاب میتونن👁👄👁
۲ هفته پیشNina
0(ابروهای میگل بالا پریدند و دستش بی اختیار جلو رفت. - هی..) اینجا پوکیدم🤣
۲ هفته پیش
حدیثه شهبازی (saya) | نویسنده رمان
خیلی دلم میخواست بنویسم هوووش ولی یادم افتاد ایران نیست :/
۲ هفته پیشNina
0ولی همون وایبو دادد🤣
۲ هفته پیشNina
0(واسه یه بارم که شده، قبل از اینکه خودتو بندازی وسط این گُه کاریا، فکر کن که کی قراره جمع و جورت کنه!) الهی بپاچم و جمع و جور کننده ام تو باشی😔
۲ هفته پیش
حدیثه شهبازی (saya) | نویسنده رمان
این خودش همه رو به کشتن میده بابا
۲ هفته پیشNina
0اشکال نداره من خودم وحشیم
۲ هفته پیشNina
0(اولین باری که جرأت کردم برم طرفش، نزدیک بود منو توی دریاچه ی پشت خونشون غرق کنه!) ای جانم میگل صاحب خاطره ساز ترین لحظات😔
۲ هفته پیش
حدیثه شهبازی (saya) | نویسنده رمان
بچم خیلی رمانتیکه 👀
۲ هفته پیشماهی🌱
1اووم بالاخره از اون گه دونی بیرون زدن.. آخییش.. من همش بوی فاضلاب تو بینیم بود.. من بیشتر چندشم شد.. عالی مثه همیشه..☘️
۲ هفته پیش
حدیثه شهبازی (saya) | نویسنده رمان
فکر میکردم فقط خودم حس بویاییمو داغون کردم با نوشتن این اپیزود...
۲ هفته پیشNina
0(- حسودیت میشه؟ - به کارای مهد کودکیت؟ خیلی) دهنتون سرویس🤣
۲ هفته پیش
حدیثه شهبازی (saya) | نویسنده رمان
سطح کلکل بالای سی ساله 😂
۲ هفته پیشNina
0(مهم نیست چند بار ببینیش، هیچوقت به مردن آدمات توی بغلت عادت نمی کنی) الهی بمیرمم
۲ هفته پیش
حدیثه شهبازی (saya) | نویسنده رمان
🥹💔
۲ هفته پیشNina
0(من همین الان تیمم رو به خاطر نقشه های بوق چند تا بوق از دست دادم، وینیکا)وایی دلم تنگ شده بود واسه وینیکا گفتنش😭🤏🏻
۲ هفته پیش
حدیثه شهبازی (saya) | نویسنده رمان
یه لحظه فکر کردم واقعا تبدیل شده به بوق :/
۲ هفته پیشNina
1(اما دومینیکا هیچوقت هرکس دیگری نبود و مشکل، دقیقا همین بود) این مشکل نیست که عزیزم نعمت جدید زندگیته! فقط یکم مغزش زابکوفیه نیاز به نظافت داره
۲ هفته پیش
حدیثه شهبازی (saya) | نویسنده رمان
باید بفرسته واسه تعویض پلاک ^^
۲ هفته پیش
لطفا صبر کنید...

لیا
2نیکاا تازگیا تریاک میکشه؟اخه با نیکای پارت های قبل فرق داشت قبلا میگل زر میزد این حوصله نداشت الان دومینیکا داره شجره نامشو درمیارهه بنده خدا رو ولی اون تادا عه آخرشش وایی من اصلا خیلی باحال تصورش کردم🤣🤣