پارت دوازده :

داشتم به حرفاش گوش می‌دادم که یکهو حباب بزرگی حدود هزار متر جلوتر، روی سطح آب شکل گرفت.

موج عظیمی همراهش اومد و .... یه مار عظیم، یا شاید یه اژدها، از آب بیرون زد. شناور توی هوا، با چشم‌های سیاه و براقش بهم خیره شد و اون دهان بزرگش با نیش‌های بلنده بیرون زده از اون و باز کرد. نیازی به فکر نبود... قصدش رو فهمیدم.

چشم‌هامو ریز کردم، زل زدم بهش.

نعره‌ی مهیبی کشید.

چش

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱ ساعت پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️