پارت دویست و هفتم :
اما هنوز چند ثانیه نگذشته بود که آقا جون و ماه پری با عجله خودشون رو به ما رسوندن.
آقا جون حتی یه لحظه هم مکث نکرد. جلو اومد، اردوان رو کنار زد و خودش دستم رو گرفت.
آقا جون_ بیا دخترم... آروم... آروم بابا جان.
دیگه واقعاً پاهای من توان نگه داشتنم رو نداشتن.
انگار تمام استخون های بدنم یه دفعه خالی شده بودن و فقط یه پوستهی بی جون از من مونده بود که با زور داشت سر پا می ایستاد
مطالعهی این پارت حدودا ۴۱ دقیقه زمان میبرد.
این پارت دیروز تقدیم شما شده است.
🕊️ سعیده
0امیدوارم بعداً تو آینده با مهبد هم دست نباشن مخصوصا کوهیار🤨ازش حس خوبی نگرفتم 😒وای دلوینو فقط اردوان می تونه جمع کنه خیلی ترسش حساب بردنش از نگاه های اردوان قشنگه👌🏼وای اردوان اردوان پسرم خیلی خوبی تو،، چشم مرد مخفی کف پات😎اصلا اسمش میاد تو رمان دلم برای پسرم ضعف می ره🥰😍با بهراد مهربون باش 🤗
۲۳ ساعت پیشسارا(منشی کیانا)
3کوهیار میتونه شوهر مهسان بشه زوج خوبی میشن👍
۱۹ ساعت پیشالمیرا
0وای قربون دهنت. چی گفتی. واقعا موافقم
۱۸ ساعت پیشحنانه
0سعیده به پسرت بگو انقدر روی بهراد حساس نباشه😂😍
۱۹ ساعت پیشمرد مخفی
0بابا من بدبخت یه هفته ست نبودم یه دوتا بارم به من می کنی چرا🗿
۱۲ ساعت پیش🕊️ سعیده
0اختیار دارین شما 😍من با مردمخفی رمان بودم ،شما که گل سر سبد کامنتها هستی مخوف دوست داشتنی🤩
۵ ساعت پیشفائزه (زن صابر)
0هر چهارتاشون با مهبد و اردوان و بهراد خوبن فقط کوهیار عن اخلاقه عین مهسان😒وای دیدی اردوات چه قدر قشنگ روی دلوین حساس شد😂😍
۱۹ ساعت پیشبرکه
1ما خواننده های پر و پا قرص و وفادارت کمی تا قسمتی گناه داریم، لطفاً مرحمت بفرما قسمتی از معماهای قبلی رو خودت برامون حل کن، با تشکر 😘
۸ ساعت پیشالمیرا
0موافقم باهات
۷ ساعت پیشالمیرا
0اینجوری که بوش میاد امشب هم پارت نداریم و باید بخوابیم 😭
۷ ساعت پیشبرکه
0واای خدا کیانا دخترم چرا اینکارو می کنی با ما؟ معما رو معما؟ معماهای قبلی حل نشده معماهای جدید اضافه میکنی؟؟
۸ ساعت پیشSara
0یعنی اقاجون چی به بهرادو اردوان گفت که اینطوری هردو عصبانی شدن؟
دیروزمریم
3احساس میکنم راجب دلوین بود
دیروزSara
2ممکنه راجب این باشه که حق ندارن به دلوین نزدیک بشن و انقدر حساس بشن روش🤔
دیروزمریم
2شاید هم گفته خیلی هواشو داشته باشید یا مثلا به پیشتازها نزدیک نشه ولی خبر نداره که دلوین رفته وسط پیشتازها😂😂
دیروزحنانه
2اگه این باشه که ماجرا خیلی ترسناک تر میشه😂💔
دیروزمریم
0پیشتاز ها واقعا ترسناکن ها ها ها😈😈
دیروزفائزه(زن صابر)
4دادمهرها ترسناکن پیشتازها دارکن😂
۱۹ ساعت پیشمرد مخفی
0گفت رو دلوین کراشه🗿( خدایا من لعنت کن این چی بود گفتم)
۱۲ ساعت پیشفاطمه✨
2فقط موندم که دلوین فراموشی گرفته چیزخورش کردن یا به طور طبیعی اینجوری شده؟؟و اینکه در مواجهه با خاندان دادمهر کم کم داره حافظه ش برمیگرده..(یعنی خوشم میاد دلوین یه جوری از اردوان حساب میبره که فقط با دیدنش که از راه دور میاد تصمیم گرفت دسر بخوره😅)راستی این عکس ۴ برادر یعنی همون کوهیار وکیاراد.هستن؟
۱۷ ساعت پیشیاس
0بنظر منم یه اتفاقاتی افتاده که مجبورشدن حافظه ی دلوینو ازیه جایی به بعدباهیپنوتیزم پاک کنن
۱۵ ساعت پیشسارا(منشی کیانا)
0نه هیپنوتیزم نه اخه چرا باید یه همچین کاری باهاش بکنن😂
۱۴ ساعت پیشیاس
0همه چیزامکان داره😅
۱۳ ساعت پیشسارا(منشی کیانا)
0اره عزیزم قبلا کیانا بهمون گفته بود اسم این چهار برادر چیه. اره دیدی چه طور ازش حساب برد و کنار گذاشت😂😂
۱۴ ساعت پیشسارا(منشی کیانا)
0طی مذاکرات *** قبل که با بچه ها کردیم به این نتیجه رسیدیم که دلوین احتمالا طی یه صانحه تلخ یا سخت این بلا سرش اومده
۱۴ ساعت پیشمرد مخفی
0چهارتا پت و مت🗿
۱۲ ساعت پیشالمیرا
3اونجایی که کوهیار داشت صحبت می کرد و کیاراد یهو سرفه کرد، حس کردم ی چیزی داره درمورد یک آدمی میگه که دلوین فراموش کرده مثلا مرد مخفی. آخه گفت داداشِ ار.. . من حس کردم منظورش داداش اردوانه
۱۷ ساعت پیشحنانه
0شاید نخواستن دلوین بفهمه اردوان داداش داره قضیه این داداص اردوان قطعا یه مسئله ای پشتشه
۱۳ ساعت پیشالمیرا
0نمیدونم چرا حس کردم بهاره مریضه یا ی اتفاقی واسش افتاده. یاسین و مازیار و گیتی، اینا کی ان؟ با کوهیار حال نکردم،معلومه با بهراد هم تو زاویه است.
۱۸ ساعت پیشدنیا
0وای دقیقا 😒 شبیه اون مهسان یوبسه
۱۶ ساعت پیشسارا(منشی کیانا)
0نه تنها با بهراد با دلوین بدبخت هم تو زاویه است مرتیکه
۱۴ ساعت پیشالمیرا
0دلوین: مثل اینکه دادمهرها اون قدر ها هم ترسناک نیست. دادمهر ها: درحال *** کردن خودشون و دشمناشون ⚰🩸
۱۷ ساعت پیشAva
2یاسین کیه؟ پسر عموشونه؟ وای هر چی از محشر بودن این رمان بگم کم گفتم❤️❤️
۱۸ ساعت پیشسپیده
1عجب پارتی بود🫠خسته نباشی کیانا جون خیلی از این چهار داداش خوشم اومد حتی از کوهیار یرج زهرمار هم خوشم اومد به نظرم با مهسان کاپلشون کن🫠😂
۱۸ ساعت پیشمینا
2یعنی ممکنه دلوین یه دادمهری باشه که اقاجون تا این حد هواشو داشت؟🥲
۱۸ ساعت پیشیگانه پیشتاز
0حالا بیشتر به این نتیجه رسیدیم که دلوین دادمهریه گیتی دیقیا کیه ؟فکر کنم دختر آقا بزرگ باشه چرا کوهیار وقتی داشت می گفت داداش ار منظورش اردوانه انگار کیاراد سلفه کرد انگار خواست جلوی ادامه حرفش رو بگیره و بعد یکی یه چیزی گفت و کوهیار گفت من نمی دونستم و به دلوین نگاه کرد ،شاید مسخره به نظر بیاد
۲۴ ساعت پیشفائزه(زن صابر)
0یاسین یه چیزی بهش گفت و بعد کوهیار گفت من نمیدونستم خیلی کنجکاوم بفهمم چی بهش گفت😭😭
۱۹ ساعت پیشحنانه
0کوهیار یعنی ممکنخ بعدا یه کاری بکنه🫠😒💔
۱۹ ساعت پیشحنانه
0کوهیار سگ😐چه طور دلت میاد با بچم اینطوری حرف بزنی ناکس😐
دیروزمریم
3یعنی هر کی میاد یه چی به دلوین میگه دلوین مظلوم عزیزم🥲🥲
دیروزحنانه
3والا خوب صبوری کرد🥲حتی باز هم خوب جوابشو داد قطعا اگه بهراد یا اردوان میشنیدن شر میشد
دیروزمریم
3انقد به دلوین گفتن دردسر ، نمیخواد باعث دعوا بشه🙃
دیروزشبو
0حسابی لذت بردم🫂❤️کلی دلم تو این دو شب برای رمانت تنگ شده بود ممنون که پارت گذاشتی عشقم
دیروزمریم
0نکنه بهار بیماری داره بخاطر همین سفرشون طول کشیده🥲 نه بهراد دیگه اینو تحمل نمیکنه🫠🫠
دیروزسارا(منشی کیانا)
0اصلا دلم نمیخواد بهش فکر کنم مریم وای نه😭
دیروزمریم
0اره واقعا نه من دلم کبابه برا بهراد این دیگه نه🥲🥲
دیروزشکیلا
0خدا نکنه🥲دیدی ارسلان چه قشنگ هواشو داشت🥲گفت اگه سرنا نخورده بود بیا یقه منو بگیر
دیروزمریم
0اره خدا کنه راست گفته باشه
دیروز
لطفا صبر کنید...

🕊️ سعیده
0سلام سلام،وای بازم گذشته انگار همشون دست بیکی کردن دلوین نفهمه،،چقد بهراد نگران شد بیچاره دلوین کم بود نگران مادرشم شد😭،نگاه های اردوان فقط به نزدیک شدن بهراد 😁،این گیتی خانم و مازیار کی هستن که نباید بیان🤔 این ماجرای ۴تا داداش هم خیلی بامزه بود 😅،فقط این ۴تا داداش رابطشون با مهبد خیلی خوب حس شد