پارت دویست و هفتم :

اما هنوز چند ثانیه نگذشته بود که آقا جون و ماه‌ پری با عجله خودشون رو به ما رسوندن.
آقا جون حتی یه لحظه هم مکث نکرد. جلو اومد، اردوان رو کنار زد و خودش دستم رو گرفت.
آقا جون_ بیا دخترم... آروم... آروم بابا جان.
دیگه واقعاً پاهای من توان نگه داشتنم رو نداشتن.
انگار تمام استخون‌ های بدنم یه ‌دفعه خالی شده بودن و فقط یه پوسته‌ی بی‌ جون از من مونده بود که با زور داشت سر پا می ‌ایستاد

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۴۱ دقیقه زمان میبرد.

این پارت دیروز تقدیم شما شده است.

شخصیت مهنا در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) مهنا
شخصیت مهسان در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) مهسان
شخصیت مرد مخفی در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) مرد مخفی
شخصیت نویان در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) نویان
تصویر شخصیت احتشام در رمان مرد فسیل مغز احتشام
تصویر شخصیت الیزا در رمان مرد فسیل مغز الیزا
تصویر شخصیت صابر در رمان مرد فسیل مغز صابر
تصویر شخصیت آرکا در رمان مرد فسیل مغز آرکا
تصویر شخصیت دلویس در رمان مرد فسیل مغز دلویس
تصویر شخصیت لاله در رمان مرد فسیل مغز لاله
تصویر شخصیت نیکا در رمان مرد فسیل مغز نیکا
تصویر شخصیت رافائل در رمان مرد فسیل مغز رافائل
تصویر شخصیت سهراب در رمان مرد فسیل مغز سهراب
تصویر شخصیت نونا در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) نونا
تصویر شخصیت نیک راد در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) نیک راد
تصویر شخصیت بهار در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) بهار
تصویر شخصیت ویولا در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) ویولا
تصویر شخصیت فرامرز و خشایار در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه فرامرز و خشایار
تصویر شخصیت مهبد در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه مهبد
تصویر شخصیت رادان در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه رادان
تصویر شخصیت اردوان در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه اردوان
تصویر شخصیت دلوین در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه دلوین
تصویر شخصیت داروین در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه داروین
تصویر شخصیت پونه در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه پونه
تصویر شخصیت بهراد در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه بهراد
تصویر شخصیت البرز در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه البرز
تصویر شخصیت هومان در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه هومان
تصویر شخصیت نوید در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه نوید
تصویر شخصیت نیواد در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه نیواد
تصویر شخصیت برهان در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه برهان
تصویر شخصیت نیکولو در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه نیکولو
تصویر شخصیت سونا در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه سونا
تصویر شخصیت رستا در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه رستا
تصویر شخصیت الورا در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه الورا
تصویر شخصیت یاسان در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه یاسان
تصویر شخصیت تصویر 4 برادر در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه تصویر 4 برادر
آخرین نظرات ارسال شده
  • 🕊️ سعیده

    0

    سلام سلام،وای بازم گذشته انگار همشون دست بیکی کردن دلوین نفهمه،،چقد بهراد نگران شد بیچاره دلوین کم بود نگران مادرشم شد😭،نگاه های اردوان فقط به نزدیک شدن بهراد 😁،این گیتی خانم و مازیار کی هستن که نباید بیان🤔 این ماجرای ۴تا داداش هم خیلی بامزه بود 😅،فقط این ۴تا داداش رابطشون با مهبد خیلی خوب حس شد

    ۲۳ ساعت پیش
  • 🕊️ سعیده

    0

    امیدوارم بعداً تو آینده با مهبد هم دست نباشن مخصوصا کوهیار🤨ازش حس خوبی نگرفتم 😒وای دلوینو فقط اردوان می تونه جمع کنه خیلی ترسش حساب بردنش از نگاه های اردوان قشنگه👌🏼وای اردوان اردوان پسرم خیلی خوبی تو،، چشم مرد مخفی کف پات😎اصلا اسمش میاد تو رمان دلم برای پسرم ضعف می ره🥰😍با بهراد مهربون باش 🤗

    ۲۳ ساعت پیش
  • سارا(منشی کیانا)

    3

    کوهیار میتونه شوهر مهسان بشه زوج خوبی میشن👍

    ۱۹ ساعت پیش
  • المیرا

    0

    وای قربون دهنت. چی گفتی. واقعا موافقم

    ۱۸ ساعت پیش
  • حنانه

    0

    سعیده به پسرت بگو انقدر روی بهراد حساس نباشه😂😍

    ۱۹ ساعت پیش
  • مرد مخفی

    0

    بابا من بدبخت یه هفته ست نبودم یه دوتا بارم به من می کنی چرا🗿

    ۱۲ ساعت پیش
  • 🕊️ سعیده

    0

    اختیار دارین شما 😍من با مردمخفی رمان بودم ،شما که گل سر سبد کامنتها هستی مخوف دوست داشتنی🤩

    ۵ ساعت پیش
  • فائزه (زن صابر)

    0

    هر چهارتاشون با مهبد و اردوان و بهراد خوبن فقط کوهیار عن اخلاقه عین مهسان😒وای دیدی اردوات چه قدر قشنگ روی دلوین حساس شد😂😍

    ۱۹ ساعت پیش
  • برکه

    1

    ما خواننده های پر و پا قرص و وفادارت کمی تا قسمتی گناه داریم، لطفاً مرحمت بفرما قسمتی از معماهای قبلی رو خودت برامون حل کن، با تشکر 😘

    ۸ ساعت پیش
  • المیرا

    0

    موافقم باهات

    ۷ ساعت پیش
  • المیرا

    0

    اینجوری که بوش میاد امشب هم پارت نداریم و باید بخوابیم 😭

    ۷ ساعت پیش
  • برکه

    0

    واای خدا کیانا دخترم چرا اینکارو می کنی با ما؟ معما رو معما؟ معماهای قبلی حل نشده معماهای جدید اضافه میکنی؟؟

    ۸ ساعت پیش
  • Sara

    0

    یعنی اقاجون چی به بهرادو اردوان گفت که اینطوری هردو عصبانی شدن؟

    دیروز
  • مریم

    3

    احساس میکنم راجب دلوین بود

    دیروز
  • Sara

    2

    ممکنه راجب این باشه که حق ندارن به دلوین نزدیک بشن و انقدر حساس بشن روش🤔

    دیروز
  • مریم

    2

    شاید هم گفته خیلی هواشو داشته باشید یا مثلا به پیشتازها نزدیک نشه ولی خبر نداره که دلوین رفته وسط پیشتازها😂😂

    دیروز
  • حنانه

    2

    اگه این باشه که ماجرا خیلی ترسناک تر میشه😂💔

    دیروز
  • مریم

    0

    پیشتاز ها واقعا ترسناکن ها ها ها😈😈

    دیروز
  • فائزه(زن صابر)

    4

    دادمهرها ترسناکن پیشتازها دارکن😂

    ۱۹ ساعت پیش
  • مرد مخفی

    0

    گفت رو دلوین کراشه🗿( خدایا من لعنت کن این چی بود گفتم)

    ۱۲ ساعت پیش
  • فاطمه✨

    2

    فقط موندم که دلوین فراموشی گرفته چیزخورش کردن یا به طور طبیعی اینجوری شده؟؟و اینکه در مواجهه با خاندان دادمهر کم کم داره حافظه ش برمیگرده..(یعنی خوشم میاد دلوین یه جوری از اردوان حساب میبره که فقط با دیدنش که از راه دور میاد تصمیم گرفت دسر بخوره😅)راستی این عکس ۴ برادر یعنی همون کوهیار وکیاراد.هستن؟

    ۱۷ ساعت پیش
  • یاس

    0

    بنظر منم یه اتفاقاتی افتاده که مجبورشدن حافظه ی دلوینو ازیه جایی به بعدباهیپنوتیزم پاک کنن

    ۱۵ ساعت پیش
  • سارا(منشی کیانا)

    0

    نه هیپنوتیزم نه اخه چرا باید یه همچین کاری باهاش بکنن😂

    ۱۴ ساعت پیش
  • یاس

    0

    همه چیزامکان داره😅

    ۱۳ ساعت پیش
  • سارا(منشی کیانا)

    0

    اره عزیزم قبلا کیانا بهمون گفته بود اسم این چهار برادر چیه. اره دیدی چه طور ازش حساب برد و کنار گذاشت😂😂

    ۱۴ ساعت پیش
  • سارا(منشی کیانا)

    0

    طی مذاکرات *** قبل که با بچه ها کردیم به این نتیجه رسیدیم که دلوین احتمالا طی یه صانحه تلخ یا سخت این بلا سرش اومده

    ۱۴ ساعت پیش
  • مرد مخفی

    0

    چهارتا پت و مت🗿

    ۱۲ ساعت پیش
  • المیرا

    3

    اونجایی که کوهیار داشت صحبت می کرد و کیاراد یهو سرفه کرد، حس کردم ی چیزی داره درمورد یک آدمی میگه که دلوین فراموش کرده مثلا مرد مخفی. آخه گفت داداشِ ار.. . من حس کردم منظورش داداش اردوانه

    ۱۷ ساعت پیش
  • حنانه

    0

    شاید نخواستن دلوین بفهمه اردوان داداش داره قضیه این داداص اردوان قطعا یه مسئله ای پشتشه

    ۱۳ ساعت پیش
  • المیرا

    0

    نمیدونم چرا حس کردم بهاره مریضه یا ی اتفاقی واسش افتاده. یاسین و مازیار و گیتی، اینا کی ان؟ با کوهیار حال نکردم،معلومه با بهراد هم تو زاویه است.

    ۱۸ ساعت پیش
  • دنیا

    0

    وای دقیقا 😒 شبیه اون مهسان یوبسه

    ۱۶ ساعت پیش
  • سارا(منشی کیانا)

    0

    نه تنها با بهراد با دلوین بدبخت هم تو زاویه است مرتیکه

    ۱۴ ساعت پیش
  • المیرا

    0

    دلوین: مثل اینکه دادمهرها اون قدر ها هم ترسناک نیست. دادمهر ها: درحال *** کردن خودشون و دشمناشون ⚰🩸

    ۱۷ ساعت پیش
  • Ava

    2

    یاسین کیه؟ پسر عموشونه؟ وای هر چی از محشر بودن این رمان بگم کم گفتم❤️❤️

    ۱۸ ساعت پیش
  • سپیده

    1

    عجب پارتی بود🫠خسته نباشی کیانا جون خیلی از این چهار داداش خوشم اومد حتی از کوهیار یرج زهرمار هم خوشم اومد به نظرم با مهسان کاپلشون کن🫠😂

    ۱۸ ساعت پیش
  • مینا

    2

    یعنی ممکنه دلوین یه دادمهری باشه که اقاجون تا این حد هواشو داشت؟🥲

    ۱۸ ساعت پیش
  • یگانه پیشتاز

    0

    حالا بیشتر به این نتیجه رسیدیم که دلوین دادمهریه گیتی دیقیا کیه ؟فکر کنم دختر آقا بزرگ باشه چرا کوهیار وقتی داشت می گفت داداش ار منظورش اردوانه انگار کیاراد سلفه کرد انگار خواست جلوی ادامه حرفش رو بگیره و بعد یکی یه چیزی گفت و کوهیار گفت من نمی دونستم و به دلوین نگاه کرد ،شاید مسخره به نظر بیاد

    ۲۴ ساعت پیش
  • فائزه(زن صابر)

    0

    یاسین یه چیزی بهش گفت و بعد کوهیار گفت من نمیدونستم خیلی کنجکاوم بفهمم چی بهش گفت😭😭

    ۱۹ ساعت پیش
  • حنانه

    0

    کوهیار یعنی ممکنخ بعدا یه کاری بکنه🫠😒💔

    ۱۹ ساعت پیش
  • حنانه

    0

    کوهیار سگ😐چه طور دلت میاد با بچم اینطوری حرف بزنی ناکس😐

    دیروز
  • مریم

    3

    یعنی هر کی میاد یه چی به دلوین میگه دلوین مظلوم عزیزم🥲🥲

    دیروز
  • حنانه

    3

    والا خوب صبوری کرد🥲حتی باز هم خوب جوابشو داد قطعا اگه بهراد یا اردوان میشنیدن شر میشد

    دیروز
  • مریم

    3

    انقد به دلوین گفتن دردسر ، نمیخواد باعث دعوا بشه🙃

    دیروز
  • شبو

    0

    حسابی لذت بردم🫂❤️کلی دلم تو این دو شب برای رمانت تنگ شده بود ممنون که پارت گذاشتی عشقم

    دیروز
  • مریم

    0

    نکنه بهار بیماری داره بخاطر همین سفرشون طول کشیده🥲 نه بهراد دیگه اینو تحمل نمیکنه🫠🫠

    دیروز
  • سارا(منشی کیانا)

    0

    اصلا دلم نمیخواد بهش فکر کنم مریم وای نه😭

    دیروز
  • مریم

    0

    اره واقعا نه من دلم کبابه برا بهراد این دیگه نه🥲🥲

    دیروز
  • شکیلا

    0

    خدا نکنه🥲دیدی ارسلان چه قشنگ هواشو داشت🥲گفت اگه سرنا نخورده بود بیا یقه منو بگیر

    دیروز
  • مریم

    0

    اره خدا کنه راست گفته باشه

    دیروز
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️