گیان یعنی جان به قلم فاطمه اصغری
پارت صد و شصت :
*
نازنین خودش را روی صندلی پهن میکند. هر چند خودش از اضافه وزنش ناراضیست و مدام غر میزند اما برجستهتر شدن گونههایش به او میآید و با این آرایش و موهای روشنی که با فرهای منظمی پشت سرش آویزان شده دلبرتر به نظر میرسد. برای اینکه وزنش را پنهان کند، لباسی به رنگ سورمهای پوشیده اما باز هم شکمی که بعد از زایمان هنوز به عقب برنگشته تا حدودی از زیر لباسش پیداست. همین شکم اعتماد به نف
لطفا صبر کنید...

Fatemeh
0مبارکت باشه شیرین گیان ایشالله هم تو هم وحید یکم سر عقل بیاین