پارت سی و چهارم :
لیلیان_ مظلوم تر و بدبخت تر از اون دختر بیچاره پیدا نکردید که این طوری، دو نفری، دارین اذیتش می کنید؟
صداش در آخر لرزید.
لیلیان_ اون حتی بلد نیست از خودش دفاع کنه... ولی شما دو تا... به خصوص تو... انگار از ترسوندنش لذت می برید.
_ اون فقط یه برده است و باید تابع اربابش باشه.
لیلیان_ من چی؟... منم یه برده ام؟
جوابی براش نداشتم یا شاید داشتم و حوصلهی گفتنش رو نداشتم.
روÙ
مطالعهی این پارت کمتر از ۱۸ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
Ava
0سلام رمانتون خیلی خوبه از همه نظر ممنون❤️
۲ هفته پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
سلام گل قشنگم ای جانم😍بمونی برام قشنگم🤍💋
۴ روز پیشNalan
0حسابی منتظر پارت امشبم❤️🔥
۲ هفته پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
سر وقت منتشر میشه عزیزم
۴ روز پیشسارا ۸
0بچه ها جدا از اینکه خودمم دخترم و روی هم جنسای خودم حساسم ولی امیلیو ببینید باید خیلی ظالم باشی اون چهره معصومو ببینی و بازم ازارش بدی😫🥲
۲ هفته پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
کسی که به جای قلب توی سینه اش سنگ وجود داشته باشه دیگه معصومیت و مظلومیت روش تاثیری نداره
۴ روز پیشسارا ۸
0اخی امیلی🥺طفلک🥺چه قدر دلم براش سوخت🥺🥺
۲ هفته پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🥺🥺
۴ روز پیشسارا ۸
0غلط نکنم لیلیان هم از یه خاندان قدرتمنده💀
۲ هفته پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍
۴ روز پیشسارا
0اونجایی که لنزو به لیلیان گفت برای من سخنرانی نکن😂خیلی باحال بود
۲ هفته پیشسارا ۸
0این منم از این به بعد با همین لقبی که اونور بهم دادین اینجا کامنت میذارم بااون یکی سارا قاطی نشم😂
۲ هفته پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
کار خوبی میکنی عزیزم
۴ روز پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
زیادی داشت حرف میزد و نصیحتش میکرد😂
۴ روز پیشویان
0شاید مسخرم کنید اما دلم میخواست جای امیلی باشم😂😍اقا ماتئو خیلی خفنه😂
۲ هفته پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
خدا نکنه هیچکس جای امیلی باشه
۴ روز پیشمهری ماه
0یعنی پادت بعد چی میشه🥲ممکنه واقعا اون کارو بکنه
۲ هفته پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍
۴ روز پیشمهری ماه
3چه قدر حرفای لیلیان حق بود ولی خب خوب جلوی لنزو دلو جرات داشت💀😂
۲ هفته پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🥺👍
۴ روز پیشالمیرا هیتر ریچر
0لیلیان خیلی خیلی مشکوکه. اصلا ی دختر معمولی به نظر نمیاد. گفت که خودش میخواد تو عمارت بمونه و با لنزو کار کنه که این جای تامل داره واقعا چرا؟ نکنه چیزی خارج عمارت هست که زندگیش و تهدید میکنه؟ یا کلا از اول با نقشه به اتاق لنزو رفته بود؟ باید ببینیم چی میشه واقعا عجیبه این دختره
۲ هفته پیشAne
0شاید همون اماتو که دنبالش بود براش خطر داره توی عمارت مارچلوها مونده که قدرت جمع کنه و بخواد جلوی اماتو بایسته
۲ هفته پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍
۴ روز پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
همینطوره😉
۴ روز پیشسارا
0لعنتی این ماتئو هم عجب چیزیه😂😐
۲ هفته پیشالمیرا هیتر ریچر
0کراشم روش. اولین مرد این رمان که کراشم روش. استفان که دوقطبی روانیه. ریچر که حرومزاده ست. لنزو که وحشیه. بردیا اسکوله. مارسلو هم فعلا اطلاعات خاصی نداریم ازش ولی بدمم نمیاد ازش
۲ هفته پیشسارا
0من روی لنزو هم کراشم لنزو وحشیه ولی خب من خوشم میاد ازش خیلی باحاله
۲ هفته پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۴ روز پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
هر کدوم از مردهای داستان رو با یه کلمه خلاصه کردی😂
۴ روز پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۴ روز پیشAne
0بمیرم برات دلوین🥺 برای اینکه ثابت کنه اتفاقی نیفتاده داره تن به چیزی میده که از هرچیزی بیشتر میترسونتش
۲ هفته پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
خدا نکنه عزیزم
۲ هفته پیشالمیرا هیتر ریچر
0امیلی منظورت بود دیگه😭😂. قیمه ها رو ریختی تو ماستا
۲ هفته پیشAne
0آره آره😂😂آخه قبل اینکه بیام اینجا اونور بودم کامنت گذاشتم و پارتو خوندم حواسم نبود 😂😂
۲ هفته پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
اشکالی نداره عزیزم
۴ روز پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۴ روز پیشالمیرا هیتر ریچر
0من حسم میگه امیلی به ماتئو علاقه مند میشه کم کم. چون لنزو اصلا شخصیتی نیست که کسی بتونه بهش علاقه مند بشه🤣. حقیقا خودم شیپ ماتئو امیلی دوست دارم.
۲ هفته پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍
۴ روز پیشسارا
0چه قدر با این پارت اشک ریختم😭امیلی کوچولو داره خودشو ثابت میکنه لنزو عوضی کجایی کمکش کنی
۲ هفته پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🫠🥹👌
۴ روز پیش
لطفا صبر کنید...

مسعودی
0خوبه حداقل لیلیان پشت امیلی میگیره