پارت بیست :

کسی در یک جایی از رستوران پیانو می‌نواخت.
میزی درست کنار پنجره‌های بلند قامت رزرو کرده بود.
شهرِ زیر پاهایش شبیه به دریایی از چراغ‌های چشمک‌زن بود.
چشم دوخته بود به آن بیرون...
شیشه‌های بلند قامت همزمان که تصویر پر نور شهر را نشانش می‌داد، انعکاسی از سالن رستوران را هم در خودش داشت.
- میل دارید تا رسیدن مهمان چیزی براتون سرو بشه جناب؟
سر چرخاند به سمت پیشخدمتی که کنØ

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴ ساعت پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت درسا در رمان سیاه زخم درسا
تصویر شخصیت هامون در رمان سیاه زخم هامون
تصویر شخصیت ساغر در رمان سیاه زخم ساغر
تصویر شخصیت همایون در رمان سیاه زخم همایون
تصویر شخصیت هومن در رمان سیاه زخم هومن
تصویر شخصیت درسا و هامون در رمان سیاه زخم درسا و هامون
آخرین نظرات ارسال شده
  • لیلا

    0

    بمیرم برا هومن این هامونم واقعنی بچه رو فرستاده واسه خودش دنبال عشق حاله

    ۶۰ دقیقه پیش
  • شادان

    0

    دلم واقعا برای هومن میسوزهه .. قشنگ مشخصه چه فشاری روشه..

    ۲ ساعت پیش
  • شادان

    0

    به به استاد بزرگ پوکر رو هم باهاشون اشنا شدیم..

    ۲ ساعت پیش
  • محرابی

    0

    ممنون زیبا ودوست داشتنی بود خدا قوت. عجب آدم مزخرف به دردنخوریه این همایون. احتمال میدم انقدرهومن رو تحریک میکنه برعلیه هامون تاخیانت میکنه به عموجانش

    ۲ ساعت پیش
  • حدیث

    0

    یعنی امکانش هست هامون از گیسو خوشش بیاد؟؟

    ۳ ساعت پیش
  • حدیث

    0

    عزیزم همایون جان جای ویدا رو تئو گرفته 🤣🤣

    ۳ ساعت پیش
  • Asal

    0

    دهنت سرویس هامون. کثافت میگه من که میدونم تو برداشتید مادرسگ.یعنی من عاشقشم خیلی خوبه هامون

    ۳ ساعت پیش
  • Asal

    0

    اشتباه شد چپکی چرا نوشتم اقبال فکر کرده هامون برداشته بچه به این مظلومی

    ۳ ساعت پیش
  • Asal

    0

    نمیشه اینو حذفش کنم😂😂چرا چپکی نوشتم البته در این عاشق هامونم هیچ شکی نیست این بشر خیلی خوبه ولی خوب اون بی تقصیره

    ۳ ساعت پیش
  • حدیث

    0

    نه اقبال تو بچگی به هامون گفته اینو

    ۳ ساعت پیش
  • Asal

    0

    میدونم برعکس نوشتم یعنی اشتباه نوشتم بعدش اصلاحش کردم

    ۳ ساعت پیش
  • Asal

    0

    همایون عالی توی هیز بازی لاشی.بدتر هیزم میریزه رو آتیش هومن .این همینجوری خسته است کم آورده همایون همش زر میزنه

    ۳ ساعت پیش
  • حدیث

    0

    هامون چقدر جنتلمنه😍😍 البته بخاطر سال ها تجربس😂😂

    ۳ ساعت پیش
  • Asal

    0

    هومن از اینکه ته همه چی میرسه به هامون ناراحته

    ۳ ساعت پیش
  • حدیث

    0

    همایون چقدرر تو مخه بندازش بیرون از خونه 😒😒

    ۳ ساعت پیش
  • حدیث

    0

    اخ اخ هومن داره خودشو گم می کنه و دوست داره جای هامونو بگیره

    ۳ ساعت پیش
  • حدیث

    0

    هامون چه بچگیه سختی داشته 😢 حس میکنم خیلی تنها بوده

    ۳ ساعت پیش
  • Asal

    0

    حافظه ی هامون چقدر خوبه. این بازیکن همه چیش خوبه لعنتی

    ۳ ساعت پیش
  • Asal

    0

    قربون اردشیر خان چی یاد داده به خواهرزاده اش

    ۳ ساعت پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️