آشوب به قلم حدیث بلیار
پارت صد و چهارده :
- کِی قراره تعریف کنی؟
به لیانایی که داشت از فضولی جون میداد، نگاه کردم و لیوان آبمیوه رو پایین آوردم.
لقمه رو قورت دادم و با حرص گفتم:
- میذاری یه لقمه کوفت کنم یا نه؟
- چقدر کوفت میکنی آخه؟ اونی که تو شکمته هنوز قد نخودم نیست که بخوای بگی دونفری و بخاطر همین زیاد میخوری.
حیرت زده به وراجی کردن لیانا خیره موندم.
لیوان رو به سرعت از مقابلم برداشت و با چشم غرهای ادا
مطالعهی این پارت کمتر از ۲۱ دقیقه زمان میبرد.
این پارت دیروز تقدیم شما شده است.

حدیث بلیار | نویسنده رمان
پارت بعدی رو بخونید
۴ ساعت پیشBiti
0من فهمیدم چیشدد بچه ها یادتونه اونی که قلبش و به آشوب دادن اسمش طناز بود؟ و اول های پارت خواهر مهراب می گفت حداقل میزاشتی از مرگ طناز بگزره حالا مهراب با دیدن این برق که از دست شوی طناز و دید یلخظع و آشوب بد فکر می کنه حالاا
۷ ساعت پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
قبلاً من اشارهای به این موضوع نکردم که قلب طناز به آشوب داده شده. اگر اینطور باشه تو پارت امروز بهش اشاره میشه وگرنه قبلها درموردش توضیح ندادم😁
۷ ساعت پیش🦢آواز قو🦢(زن اردوان)
0مهراب سگ چرا اسم طناز رو آوردی 🫤
دیروز
حدیث بلیار | نویسنده رمان
دلیل داره
دیروز🦢آواز قو🦢(زن اردوان)
0حساس کردن آشوب حتما 😂🤌
دیروز
حدیث بلیار | نویسنده رمان
نه بخاطر این نیست
دیروزیه بنده خدا
0فکر کنم اسم طنازو اورد چون اونو جای اشوب دید نه؟ چون اگه اشتبا نکنم یادمه یه بار اشوب جلوی اینه یکی دیگه را دید جای خودش شاید اینبارم همچین اتفاقی افتاده نه؟چون یه همچین جمله ای هم بود تو رمان که میگه با چشای مبهوت به صورتم نگا میکرد(یه چیزی تو این مایه ها بود دقیق یادم نیست😂😂)
۸ ساعت پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
دقیقاً همینطوره👏🏻 یه ساعت دیگه پارت جدید میاد، میخونیم چه اتفاقاتی افتاده
۷ ساعت پیشآمنه
0فکر کنم به خاطره نیروی که در آشوب دید و ممکنه قبلا طناز اون نیرو رو داشته یکهو اسم طناز اومد
۱۳ ساعت پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
آره شاید
۱۱ ساعت پیش....
0حدیث میدونی دارم ب چی فکرمیکنم این که ممکنه محافظ و طنازوآشوب.. ..من همینجوریشم کنجکاوم بدونم چی میشه وتحمل ندارم توهم اعلان ک میزاری بدترمیشه نکن دخترخوب🥰🥰
۸ ساعت پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
محافظ و طناز و آشوب چی؟ ممکنه هرتاشون خواهر باشن؟ البته خواهر بودن آشوب و محافظ که قطعیه ولی طناز...
۷ ساعت پیشنگار
0و اما از هر چی بگذرم از غیرتی شدن آشوب که نمیتونم بگذرم آخرین باری که آشوب با نیروش یه دختر رو زد (البته آشوب هر کی رو زده فکر کنم دختر بودن همشون ،همشون هم بخاطر عرفان زده)بخاطر عرفان بود (همون دختر خالش نه؟)ولی اینکه نسیم رو زد اونم برا مهراب اومم خب جای تعجب داشت برام🫠💙💙
دیروز
حدیث بلیار | نویسنده رمان
آره دخترخالهی عرفان رو زد
دیروزنگار
0کلا آشوب بخاطر عرفان دخترا رو زده یکی ارغوان یکی اون پرستاره تو بیمارستان یکی هم دختر خاله عرفان😅😂💙💙
۱۰ ساعت پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
و این بار هم نسیم رو زد بخاطر مهراب🤝
۹ ساعت پیشنگار
1بمیرم برا فندوقم آخه آشوب این چه گناهی داشت تو مهراب اون دفعه با عرفان اشتباه گرفتی اینو درست کردید به این فندوق من چه ربطی داره چطور دلت میاد بگی ازش متنفری اصلا مگه گناه پدر رو برا بچش می نویسم🤧 فندوق خوشگلم اشکال ندارد من جا همه تورو دوست دارم نترس خوشگلم🥰💙💙
دیروز
حدیث بلیار | نویسنده رمان
دائمی شدن عقدو از چشم بچه میبینه
دیروزنگار
0قربون فندوق بشم،ولی من مطمئنم یکمی که بگذره آشوب از فندوق خوشش میاد بلاخره مادر و یه مادر نمیتونه از *** تنش متنفر بمونه و ولش کنه🫠💙💙
۱۰ ساعت پیشنگار
0وا من گفتم( *** تن )چرا سانسور کرد😅💙💙
۱۰ ساعت پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
امیدوارم
۹ ساعت پیشفن مهراب
0فککر کنم اونی که قلبشو به آشوب پیوند زدن طناز بوده و نیروی اون حالا وارد بدن آشوب شده
۱۱ ساعت پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
بله بله ممکنه
۹ ساعت پیشآمنه
0پس انرژی طناز هست که وارد بدن آشوب شده و الان بیا و مشکل رو حل کن حالا اون زن با آشوب نصبت داره یا با طناز الان لازمه بگم آقا مهراب گل بود به سبزه آراسته شد این حرفت رو غیرتی که آشوب برات داشت و الان اسم یک زن اوردی واویلا
۱۳ ساعت پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
امروز میفهمیم ماجرای طناز چیه
۱۱ ساعت پیشYana
2فک کنم همونجوری که لهراسبی رفت تو جلد مهراب طنازم رفت تو جلد اشوب😂
۲۱ ساعت پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
وای که اگه اینجوری باشه...
۲۱ ساعت پیش...
0هرچی ک هست حسی بهم میگه محافظ وطناز و آشوب ب هم وصلن ولی دلیلشونمیدونم
۲۱ ساعت پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
هوممم الان شدن سه نفر، بله شاید همینطور باشه که شما میگی
۲۱ ساعت پیش...
0من الان کیج شدم مگه اشوب ب جز انیل ی خواهر دیگه نداره (همون محافظ)اگه محافظ قدرتی داره پس دراصل طناز ک مرده وقلبش ب اشوب رسیده خواهرشه چون محافظ ی پسرخانواده دار داشته وخب بنظرم ب عنوان دوتاخواهر خیلی اختلاف سنی بینشونه
۲۱ ساعت پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
یعنی خواهرش قبلاً زن سوری مهراب بوده؟
۲۱ ساعت پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
آقا...یعنی محافظ همین طنازه؟ آخه طناز که مُرده🤦🏻 تازه، طناز جوون بود، محافظ نوه داره!
۲۱ ساعت پیشNana
0طناز؟ فک کنم قلب طنازو به آشوب دادن درسته؟
۲۳ ساعت پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
بله ممکنه
۲۳ ساعت پیشمحرابی
0ممنون عزیزم زیبا بود خدا قوت. ای بابا نسیم چه خاک برسره چراانقدر خودتو کوچیک میکنی دخترجان. واما طنازکیه نکنه اسم خواهرآشوب هست
۲۴ ساعت پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
خواهر آشوب؟ طناز زنِ سوریِ مهراب، خواهر آشوب باشه؟!🤔
۲۴ ساعت پیشمحرابی
0راست میگی حدیث جان کلا یادم نبود که طناز همون زن سوریشه اسمشو یادم رفته بود فکرکردم اسم جدیدی هست باعرض پوزش اشتباه شد
۲۳ ساعت پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
عیب نداره پیش میاد عزیزم
۲۳ ساعت پیشاَسماء
0حدیث جون چقدر این پیچیدگی رمانت رو دوست دارم خدا قوت
دیروز
حدیث بلیار | نویسنده رمان
دورت بگردم مرسی
دیروزیه بنده خدا
0تو این همه هیری ویری و حرص و جوش از کارای اشوب فقط یه نسیم کم داشتیم که خداراشکر به پکیجمون اضافه شد😃
دیروز
حدیث بلیار | نویسنده رمان
عیب نداره حالا آشوب از خجالتش در اومد
دیروز
لطفا صبر کنید...

سارا
0دعوا دعوا سر طناز 💚