پارت نود :

از آن جایی که من به تازگی به بیماری کرونا مبتلا شده ام، تصمیم بر آن می شود که از پلاسمای خونم به بدن عطا بزنند تا بدنش برای مقابله با این بیماری ناشناخته و نوظهور بتواند از خودش دفاع کند و خودش را از شر این ویروس خلاص کند.
تمام شب و در زمان استراحتم فقط و فقط بالای سر می مانم و دانه های عرقی که روی پیشانی اش نشسته را پاک می کنم که دکتر وحدتی را در چهارچوب در اتاق و در حال تماشای خودم می بیÙ

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • ماهرخ

    0

    عاشقانه هاشون عالیه خداقوت عزیزم

    ۴ روز پیش
  • شهناز

    0

    بیصبرانه منتظر پارت جذاب بعدیم که صنم اعتراف کنه کی اولین بار عطا رو دیده و عاشقش شده😍😍

    ۷ روز پیش
  • سعیده براز | نویسنده رمان

    آخ چشم شهنازجونم

    ۶ روز پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️