هلگورد به قلم آرزو مهاجر
پارت صد و بیست و ششم :
هلگورد سرش را بالا انداخت و با همان لبخند گفت: بذار آهنگ بذارم ترست بریزه.
ضبط را روشن کرد و آهنگ گذاشت و با خواننده لبخوانی کرد: یکی بود یکی نبود من بودم و تو / تو سرت تو کارت و من هم پی تو / ندارم حرفشِنوی نمیرم از رو.
جاهایی که خواننده میخواند: «سلامعلیکم» هلگورد هم دستش را بالا میآورد و خطاب به تمام اهالی که از کنارشان رد میشدند و یا دنبالشان افتاده بودند سلام میدا
لطفا صبر کنید...
