طعم گس انتقام به قلم رویا یزدانپور
پارت سی و سوم :
با خروج از خانه، انواع مختلفی از صداها به گوش میرسید. صدای جابجایی وسایل، صدای فواره های آب، صدای ماشین چمن زنی علی آقا.
از زیر سایه ی کلاه نگاهی به در ورودی انداختم. میدانستم در همین ساعت پرویز بازمیگردد. با باز شدن در، لبخندی بر لبانم نشست که آن را فرو خوردم. درست رأس ساعت پنج. همیشه در این ساعت می آمد. یکی از ماشینهایی که در زمان کشیک کشیدنهایم دیده بودم. با پایین آمدن شیشه ی عقب ماشی
لطفا صبر کنید...
