پارت بیست و دوم :
داشت دفترچه رو بو می کرد.
ماتئو دوباره بهم نگاه کرد.
ماتئو_ خوب نقطه ضعف های منو بلده... پسرک زرنگ
با صدایی ضعیف پرسیدم:
_ منظورتون رو متوجه نشدم.
ماتئو گوشهی دفترچه رو لمس کرد.
ماتئو_ لیمو.
مکث کوتاهی کرد.
ماتئو_ حتی دفترچه ات هم بوی لیمو میده.
نگاهم روی دفترچه خشک شد.
بوی لیمو؟!
ماتئو آروم ادامه داد:
ماتئو_ بوی مورد علاقهی منه.
چشم هام کمی گرد ش
مطالعهی این پارت حدودا ۱۳ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۹ روز پیش تقدیم شما شده است.

کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
دو حس ضد و نقیض😂
۱۸ ساعت پیشزیور
0عزیزم خواستم بگم رمانت فوق العاده است حسابی حین خوندن هیجان دارم و همزمان نگران این دخترای بدبختم😅
۷ روز پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
ای جانم چه خوب😍بمونی برام عزیزم
۵ روز پیشستایش
0وای چی سر لیلیان اوردن؟
۱ هفته پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید که چی قراره بشه عزیزم
۵ روز پیشحنانه
0من فقط نگران اینم بدتر از لنزو کنه
۱ هفته پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید
۱ هفته پیشحنانه
0متاسفانه حق با ماتئوهه کار امیلی اشتباه بود🥲💔
۱ هفته پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🥲👍
۱ هفته پیشالمیرا
0لیلیان بدبخت از چاله در اومد افتاد تو چاه
۱ هفته پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
بله متاسفانه🥲
۱ هفته پیشالمیرا
0ماتئو هرچی باشه از لنزو بهتره. امیدوارم ناامیدم نکنی مرتیکه
۱ هفته پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
انشالله😉😂
۱ هفته پیشسارا
0ولی من هنوز از ماتئو خوشم میاد چون مراقب امیلی بود و امیلیو نفروخت
۱ هفته پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
فعلا ماتئو کاری نکرده که بخوایید ازش بدتون بیاد
۱ هفته پیشسارا
0منم دلم میخواد با امیلی موافق باشم و ماتئو صرفا اون حرفاش از سر تهدید بوده باشه که امیلی بترسه🥲خدای من انگار ماتئو میتونه از لنزو خیلی بدتر باشه🥲
۱ هفته پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید که قراره چی بشه عزیزم😉
۱ هفته پیشسارا
0اخجون پارت یهویی😂😍😍وای کیانا مرسی لطفا امشب هم طبق معمول پارت بذار😍❤️
۱ هفته پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
چشم قشنگم میذارم
۱ هفته پیش
لطفا صبر کنید...

ستایش
0هم حس خوب به ماتئو دارم هم نگرانم میکنه😗