پارت صد و نود و چهارم :
رادان_ خوبه... حرف های جدید میشنوم... حتما توی ذهنت کلی به من بد و بیراه میگی نه؟
_ خب راسیتش رو بخوایی وقتی زیادی توی شرکت بهم سخت می گیری یه کوچولو...
بقیه حرفم رو با دیدن نگاه عصبی رادان خوردم و به صندلیم عین یه دختر مودب تکیه دادم و کمربندم رو بستم.
_ بستن کمربند ایمنی یکی از واجباته.
رادان_ بستن دهنتم همینطور.
_ چشم.
بعد رومو ازش گرفتم و خودم رو زدم کوچه علی چپ.
کل مسیر
مطالعهی این پارت کمتر از ۴۲ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۱ ساعت پیش تقدیم شما شده است.
🕊️ سعیده
0حالا رادان چقد دوست داره دلوین یادش بیاد حس دخترونه بهش دست بده بهش زنگ بزنه،شتر در خواب بیند پنبه دانه🙄😤😠😡پسرک خوش خیال🤨 میگم اردوان بیاد خشتکتو پرچم کنه هاا بزنه سر در هولدینگ تا درس عبرت بشه دیگه نزدیک دلوین نشی🤣
۱ ساعت پیشالمیرا
1من میگم برم با ماشین به دلوین بزنم، سرش اینا یکم آسیب ببینه شاید گذشته یادش اومد
۱۰ ساعت پیشسارا(منشی کیانا)
0خیلی خوب بود🤣🤣به نظرم با کامیون بهش بزن شدت ضربه زیاد باشه دیگه لازم نباشه یه بار دیگه بهش بزنیم😂🥲
۱۰ ساعت پیشالمیرا
0حالا میمیره میوفته رو دستم😂
۱۰ ساعت پیشمیم
0مواافقم، زودتر میفهمیم چی شده😂
۴ ساعت پیشالمیرا
0اون ۴ برادری گه عکسشون اضافه شده کیان؟ فکر کن داداش های دلوین باشن🤣🔫🤣
۱۰ ساعت پیشمریم
0اگه دلوینو از پرورشگاه آورده باشن یا از جایی دیگه و بزرگش کرده باشن ممکنه اون چهار تا برادر خانواده واقعیش باشن؟🤔 چون حرف از ۳ قلو های شرک شد یعنی ممکنه این حرف الکی گفته نشده باشه؟😐😂
۹ ساعت پیشفائزه(زن صابر)
0یعنیی بین کلا کارمون به جایی کشیده شده از هر چیزی یه سرنخ میخواییم به زور بکشیم بیرون🤣🤣
۹ ساعت پیشمریم
0هی میبینی فائزه 😂😂 ولی ما بالاخره میتونیم 😂
۸ ساعت پیشفائزه(زن صابر)
0کیانا اسماشونو گفت ولی نگفت کی هستن😂
۹ ساعت پیشفائزه
0چرا برای من عکس جدید نیومده؟
۷ ساعت پیشفائزه
0رفتم تو سایت بود😚 فکرکنم ۴برادر اردوان و هومان و رادان و داروین باشن
۷ ساعت پیشفائزه
0اونجاش که رادان بهش گفت چون من میتونم آرومت کنم🥹
۷ ساعت پیشحنانه
1پس اون تابوتی که زیر تخت گذاشت برای خوراکی بوده🤣اونجایی که یاد اون جمله ای که به رادان گفته بود افتاد داشتم خودمو جر میدادم توروخدا بیشتر فشارر بیار لعنتی بقیشم به یاد بیار😂😒
۱۰ ساعت پیشمریم
0یعنی برا داخل اون طابوت به هر چی فک کردم جز شیرینی 😂😂
۹ ساعت پیشحنانه
1لعنتی حتی از این بابت هم غیرقابل پیشبینی بود😂💔
۹ ساعت پیشفائزه(زن صابر)
0اقای ضد شکر د شیرینی😂😂دیدی گفت با عذاب وجدان یه بیسکویت باز کردم🤣
۹ ساعت پیشمریم
0اره بابت دورغ گفتن به اردوان عذاب وجدان میگیره ولی کار خودشو میکنه 😂😂 ولی دلوین خیلی دوس داره اعتماد اردوانو از دست نده🥲
۸ ساعت پیشمریم
0فک کنم فقط منم که شرک ندیدم😂البته بچه بودم فصل اولشو دیدم ولی یادم نمیاد 🥴
۹ ساعت پیشحنانه
0خب اشتباه کردی ۴ قسمته حتما ببین خیلی بامزه است😍
۹ ساعت پیشمریم
0احساس میکنم کششی بهش ندارم😂😬
۸ ساعت پیشZahra
2چرا حس می کنم دلوین بعد از اینکه بهوش امد اون چیزایی که داشت یادش می امد از گذشته رو دوباره فراموش کرده؟؟
۱۰ ساعت پیشZahra
2انگار هر چی رو به یاد بیاره بازم فراموش می کنه. فکر کنم به یه محرک خیلی قوی نیاز داره که همه چی رو درست یادش بیاد و هم چهره افرادی که نمی تونه فعلا ببینه
۱۰ ساعت پیشحنانه
0زهرا چه قدر به اون کلمه محرکی کا گفتی موافقم شک ندارم یه شوک خیلی زیاد باید بهش وارد بشه یهو همه چی یادش میاد
۱۰ ساعت پیشحنانه
0وقتی ادم مست میشه یا از خود بی خود میشه ممکنه خاطراتو از یاد ببره اون خاطره ای که یادش اومد توی دوران مستی بود به خاطر همینه الان یه جمله کوتاه به ذهنش اومد و نفهمید از کجا اومده وگرنه قطعا برمیگشت خونه میگفت به اردوان چه طور داداش داری و من خبر ندارم
۱۰ ساعت پیشمریم
0فک کنم دلوین باید همش مست کنه که گذشته رو به یاد بیاره😂😂🤣
۹ ساعت پیشفائزه(زن صابر)
0بیچاره اون فاجعخ اتفاق افتاده معلومه بهش اسیب زیاد زده ولی قطعا همونطور که زهرا گفت با یه شوک بزرگ کار درمیاد
۹ ساعت پیشمریم
0اره👍👍 قراره المیرا با کامیون بهش شوک وارد کنه 😂😂
۸ ساعت پیشمریم
0بچه ها ممکنه دلوین بچه پرورشگاهی باشه؟😐🤔
۹ ساعت پیشمینا
0خیلی خیلی دیالوگ ها و مونولوگ ها زیبا بود این رمان صبیه هیچ رمانی نیست حتی جو صمیمی بین بچه ها حتی کامنت ها و دنیای تحلیل هایی که هر شب و هر روز همگی با هم داریم واقعا همه و همه عالی و لذت بخش هستن و این رمانو تبدیا به یه فضای تعاملی زیبا کرده حتی اگاهیمون از خیلی چیزا بالا میره عالی❤️خسته نباشی🤗💋
۱۰ ساعت پیشمینا
0و من چه قدر دلم خواست شرک ببینم😂لعنتی
۱۰ ساعت پیشمینا
0فقط یه دختر که باباش رو از دست داده باشه اون حسرت حرفای دلوینو میفهمه:) خدا سر هیچ دختری نیاره به خصوص باباهایی که برای دختراشون فرشته هستن🖐💔
۱۰ ساعت پیشحنانه
1چه قدر خاطراتش با پدرش خوب بوده نمیدونم چرا هر دختری که عاشف باباشه و از باباش لذت میبره باباش زود میمیره🤦 ♀️قربونت برم خدا چرا اخه
۱۰ ساعت پیشسارا(منشی کیانا)
1این پارت خیلی خیلی خوب بود حتی دلم خواست برم شرک ببیم😂😍خیلی وقته ندیدمش
۱۰ ساعت پیشسارا(منشی کیانا)
2فقط دیالوگاش با رادان😍🤣وای خیلی عالی بود یا اونجایی که اردوان درو باز کرد گفت خانوم پفک مغزی اینم با استدس جواب داد مردفسیل مغز🤣🤣
۱۰ ساعت پیشالمیرا
0وای اونجایی که دلوین زنگ زد به رادان مثل خودش باهاش صحبت کرد داشتم از خنده میمردم🤣
۱۰ ساعت پیش
لطفا صبر کنید...

🕊️ سعیده
0سلام سلام،وای چجوری با رادان صحبت می کنه خیلی عالی بود اداش دراورد😆پسرم چقد منتظرش بوده 🥺خانم پفک مغزی😉خیلی خندیدم مورفی شبیه دلوین شده گوش نمیکنه به اردوان بچم چقد باید از دست این دوتا حرص بخوره🥴 و رابطه پدر دختری دلوین واقعاً قشنگ بود😭پیش اردوان گریه کرد برای بار دوم😭پسرم بغلش کن🤨منقلب نشدی