پارت صد و نود و چهارم :

رادان_ خوبه... حرف های جدید میشنوم... حتما توی ذهنت کلی به من بد و بیراه میگی نه؟
_ خب راسیتش رو بخوایی وقتی زیادی توی شرکت بهم سخت می گیری یه کوچولو...
بقیه حرفم رو با دیدن نگاه عصبی رادان خوردم و به صندلیم عین یه دختر مودب تکیه دادم و کمربندم رو بستم.
_ بستن کمربند ایمنی یکی از واجباته.
رادان_ بستن دهنتم همینطور.
_ چشم.
بعد رومو ازش گرفتم و خودم رو زدم کوچه علی چپ.
کل مسیر

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۴۲ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۱ ساعت پیش تقدیم شما شده است.

شخصیت مهنا در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) مهنا
شخصیت مهسان در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) مهسان
شخصیت مرد مخفی در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) مرد مخفی
شخصیت نویان در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) نویان
تصویر شخصیت احتشام در رمان مرد فسیل مغز احتشام
تصویر شخصیت الیزا در رمان مرد فسیل مغز الیزا
تصویر شخصیت صابر در رمان مرد فسیل مغز صابر
تصویر شخصیت آرکا در رمان مرد فسیل مغز آرکا
تصویر شخصیت دلویس در رمان مرد فسیل مغز دلویس
تصویر شخصیت لاله در رمان مرد فسیل مغز لاله
تصویر شخصیت نیکا در رمان مرد فسیل مغز نیکا
تصویر شخصیت رافائل در رمان مرد فسیل مغز رافائل
تصویر شخصیت سهراب در رمان مرد فسیل مغز سهراب
تصویر شخصیت نونا در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) نونا
تصویر شخصیت نیک راد در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) نیک راد
تصویر شخصیت بهار در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) بهار
تصویر شخصیت ویولا در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) ویولا
تصویر شخصیت فرامرز و خشایار در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه فرامرز و خشایار
تصویر شخصیت مهبد در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه مهبد
تصویر شخصیت رادان در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه رادان
تصویر شخصیت اردوان در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه اردوان
تصویر شخصیت دلوین در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه دلوین
تصویر شخصیت داروین در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه داروین
تصویر شخصیت پونه در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه پونه
تصویر شخصیت بهراد در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه بهراد
تصویر شخصیت البرز در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه البرز
تصویر شخصیت هومان در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه هومان
تصویر شخصیت نوید در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه نوید
تصویر شخصیت نیواد در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه نیواد
تصویر شخصیت برهان در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه برهان
تصویر شخصیت نیکولو در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه نیکولو
تصویر شخصیت سونا در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه سونا
تصویر شخصیت الورا در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه الورا
آخرین نظرات ارسال شده
  • 🕊️ سعیده

    0

    سلام سلام،وای چجوری با رادان صحبت می کنه خیلی عالی بود اداش دراورد😆پسرم چقد منتظرش بوده 🥺خانم پفک مغزی😉خیلی خندیدم مورفی شبیه دلوین شده گوش نمیکنه به اردوان بچم چقد باید از دست این دوتا حرص بخوره🥴 و رابطه پدر دختری دلوین واقعاً قشنگ بود😭پیش اردوان گریه کرد برای بار دوم😭پسرم بغلش کن🤨منقلب نشدی

    ۱ ساعت پیش
  • 🕊️ سعیده

    0

    حالا رادان چقد دوست داره دلوین یادش بیاد حس دخترونه بهش دست بده بهش زنگ بزنه،شتر در خواب بیند پنبه دانه🙄😤😠😡پسرک خوش خیال🤨 میگم اردوان بیاد خشتکتو پرچم کنه هاا بزنه سر در هولدینگ تا درس عبرت بشه دیگه نزدیک دلوین نشی🤣

    ۱ ساعت پیش
  • المیرا

    1

    من میگم برم با ماشین به دلوین بزنم، سرش اینا یکم آسیب ببینه شاید گذشته یادش اومد

    ۱۰ ساعت پیش
  • سارا(منشی کیانا)

    0

    خیلی خوب بود🤣🤣به نظرم با کامیون بهش بزن شدت ضربه زیاد باشه دیگه لازم نباشه یه بار دیگه بهش بزنیم😂🥲

    ۱۰ ساعت پیش
  • المیرا

    0

    حالا میمیره میوفته رو دستم😂

    ۱۰ ساعت پیش
  • میم

    0

    مواافقم، زودتر میفهمیم چی شده😂

    ۴ ساعت پیش
  • المیرا

    0

    اون ۴ برادری گه عکسشون اضافه شده کیان؟ فکر کن داداش های دلوین باشن🤣🔫🤣

    ۱۰ ساعت پیش
  • مریم

    0

    اگه دلوینو از پرورشگاه آورده باشن یا از جایی دیگه و بزرگش کرده باشن ممکنه اون چهار تا برادر خانواده واقعیش باشن؟🤔 چون حرف از ۳ قلو های شرک شد یعنی ممکنه این حرف الکی گفته نشده باشه؟😐😂

    ۹ ساعت پیش
  • فائزه(زن صابر)

    0

    یعنیی بین کلا کارمون به جایی کشیده شده از هر چیزی یه سرنخ میخواییم به زور بکشیم بیرون🤣🤣

    ۹ ساعت پیش
  • مریم

    0

    هی میبینی فائزه 😂😂 ولی ما بالاخره میتونیم 😂

    ۸ ساعت پیش
  • فائزه(زن صابر)

    0

    کیانا اسماشونو گفت ولی نگفت کی هستن😂

    ۹ ساعت پیش
  • فائزه

    0

    چرا برای من عکس جدید نیومده؟

    ۷ ساعت پیش
  • فائزه

    0

    رفتم تو سایت بود😚 فکرکنم ۴برادر اردوان و هومان و رادان و داروین باشن

    ۷ ساعت پیش
  • فائزه

    0

    اونجاش که رادان بهش گفت چون من میتونم آرومت کنم🥹

    ۷ ساعت پیش
  • حنانه

    1

    پس اون تابوتی که زیر تخت گذاشت برای خوراکی بوده🤣اونجایی که یاد اون جمله ای که به رادان گفته بود افتاد داشتم خودمو جر میدادم توروخدا بیشتر فشارر بیار لعنتی بقیشم به یاد بیار😂😒

    ۱۰ ساعت پیش
  • مریم

    0

    یعنی برا داخل اون طابوت به هر چی فک کردم جز شیرینی 😂😂

    ۹ ساعت پیش
  • حنانه

    1

    لعنتی حتی از این بابت هم غیرقابل پیشبینی بود😂💔

    ۹ ساعت پیش
  • فائزه(زن صابر)

    0

    اقای ضد شکر د شیرینی😂😂دیدی گفت با عذاب وجدان یه بیسکویت باز کردم🤣

    ۹ ساعت پیش
  • مریم

    0

    اره بابت دورغ گفتن به اردوان عذاب وجدان میگیره ولی کار خودشو میکنه 😂😂 ولی دلوین خیلی دوس داره اعتماد اردوانو از دست نده🥲

    ۸ ساعت پیش
  • مریم

    0

    فک کنم فقط منم که شرک ندیدم😂البته بچه بودم فصل اولشو دیدم ولی یادم نمیاد 🥴

    ۹ ساعت پیش
  • حنانه

    0

    خب اشتباه کردی ۴ قسمته حتما ببین خیلی بامزه است😍

    ۹ ساعت پیش
  • مریم

    0

    احساس میکنم کششی بهش ندارم😂😬

    ۸ ساعت پیش
  • Zahra

    2

    چرا حس می کنم دلوین بعد از اینکه بهوش امد اون چیزایی که داشت یادش می امد از گذشته رو دوباره فراموش کرده؟؟

    ۱۰ ساعت پیش
  • Zahra

    2

    انگار هر چی رو به یاد بیاره بازم فراموش می کنه. فکر کنم به یه محرک خیلی قوی نیاز داره که همه چی رو درست یادش بیاد و هم چهره افرادی که نمی تونه فعلا ببینه

    ۱۰ ساعت پیش
  • حنانه

    0

    زهرا چه قدر به اون کلمه محرکی کا گفتی موافقم شک ندارم یه شوک خیلی زیاد باید بهش وارد بشه یهو همه چی یادش میاد

    ۱۰ ساعت پیش
  • حنانه

    0

    وقتی ادم مست میشه یا از خود بی خود میشه ممکنه خاطراتو از یاد ببره اون خاطره ای که یادش اومد توی دوران مستی بود به خاطر همینه الان یه جمله کوتاه به ذهنش اومد و نفهمید از کجا اومده وگرنه قطعا برمیگشت خونه میگفت به اردوان چه طور داداش داری و من خبر ندارم

    ۱۰ ساعت پیش
  • مریم

    0

    فک کنم دلوین باید همش مست کنه که گذشته رو به یاد بیاره😂😂🤣

    ۹ ساعت پیش
  • فائزه(زن صابر)

    0

    بیچاره اون فاجعخ اتفاق افتاده معلومه بهش اسیب زیاد زده ولی قطعا همونطور که زهرا گفت با یه شوک بزرگ کار درمیاد

    ۹ ساعت پیش
  • مریم

    0

    اره👍👍 قراره المیرا با کامیون بهش شوک وارد کنه 😂😂

    ۸ ساعت پیش
  • مریم

    0

    بچه ها ممکنه دلوین بچه پرورشگاهی باشه؟😐🤔

    ۹ ساعت پیش
  • مینا

    0

    خیلی خیلی دیالوگ ها و مونولوگ ها زیبا بود این رمان صبیه هیچ رمانی نیست حتی جو صمیمی بین بچه ها حتی کامنت ها و دنیای تحلیل هایی که هر شب و هر روز همگی با هم داریم واقعا همه و همه عالی و لذت بخش هستن و این رمانو تبدیا به یه فضای تعاملی زیبا کرده حتی اگاهیمون از خیلی چیزا بالا میره عالی❤️خسته نباشی🤗💋

    ۱۰ ساعت پیش
  • مینا

    0

    و من چه قدر دلم خواست شرک ببینم😂لعنتی

    ۱۰ ساعت پیش
  • مینا

    0

    فقط یه دختر که باباش رو از دست داده باشه اون حسرت حرفای دلوینو میفهمه:) خدا سر هیچ دختری نیاره به خصوص باباهایی که برای دختراشون فرشته هستن🖐💔

    ۱۰ ساعت پیش
  • حنانه

    1

    چه قدر خاطراتش با پدرش خوب بوده نمیدونم چرا هر دختری که عاشف باباشه و از باباش لذت میبره باباش زود میمیره🤦 ♀️قربونت برم خدا چرا اخه

    ۱۰ ساعت پیش
  • سارا(منشی کیانا)

    1

    این پارت خیلی خیلی خوب بود حتی دلم خواست برم شرک ببیم😂😍خیلی وقته ندیدمش

    ۱۰ ساعت پیش
  • سارا(منشی کیانا)

    2

    فقط دیالوگاش با رادان😍🤣وای خیلی عالی بود یا اونجایی که اردوان درو باز کرد گفت خانوم پفک مغزی اینم با استدس جواب داد مردفسیل مغز🤣🤣

    ۱۰ ساعت پیش
  • المیرا

    0

    وای اونجایی که دلوین زنگ زد به رادان مثل خودش باهاش صحبت کرد داشتم از خنده میمردم🤣

    ۱۰ ساعت پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️