امکان غیرممکن به قلم مهدیه فیروزی
پارت دوازده :
فصل دوم: «کوراب»
در سیاهچالی مهآلود زمستانی پرسوز حاکم، آوای نفسهایی به دیوارهای نامرئی کوچهای گلآلود کوفته شدند و پژواکشان گوش کر کرد از او که فراری و غرق جنون پاهایش را به قدرت زلزلهزدهاش در مسیر دویدن پیش میکشید. هرچه میدوید اما به مقصد نمیرسید! قطار خاطراتی خوفانگیز در سرش به راه افتاد، سوت کشید و درد عنکبوتی شد که گوشهگوشهی جمجمهاش را تار زد. گویی وزنهâ
لطفا صبر کنید...
