جغد انبار به قلم حمیده خوشبخت
پارت صد و دوازده :
- چی شده بابا؟
صدای لرزون و مبهوتم توی کل اتاق فرمان پیچید و تازه فهمیدم تا الان نفس کشیدن برام یه جوک بوده... .
تمام مسیر اتاقم تا اینجا دستهام میلرزید و توی شوک بودم.
چند بار نزدیک بود بیفتم؛ تا جایی که ایلیا مجبور شد بازوم رو بگیره و کمکم کنه.
تصویر هیاهوی پایگاه هنوز جلوی چشمام بود... جوری که نمیتونستم روی بابا و فرماندههای توی اتاق تمرکز کنم.
اصلا چیزی که میدیدم
مطالعهی این پارت حدودا ۵۲ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۳۵ روز پیش تقدیم شما شده است.
هیتر هانا
5هانا یه جوری میگفت نه تروخدا شیث میخوام پیشت بمونم ، انگار مثلا اگه میموند چه غلطی میکرد ، بابا تهش گند میزدی به همچی دیگه دختر خوب .
۴ هفته پیشددی ایلیا
11"میدونی پشت سرمون چی میگن؟ میگن ما باعث مرگ مامانیم" سه قلو ها و نگار توی یه دنیای دیگه؟
۴ هفته پیشسهیل۳۰
7دمت گرم کیک نرم وانیلی🤩😍 چه نقشه هایی که نمیکشی
۴ هفته پیش..ا
3از هانا به شدت بدم اومد
۴ هفته پیشبابونه
7ومنی که چپ میرم راست میام ته دلم میگه ایلیابه شیث خیانت کرده
۱ ماه پیشدماغ قوس دار ایلیا
12در کل یسری وقتا هانا جوری رفتار میکنه انگار دلقک باباشیم (شیث من سگتم)
۱ ماه پیشریحآنه
8چرا ایلیا با هانا قهر نمیکنه واقعا؟ این سلیطه خانم هر سری میهاچه بهش و بعدش معذرت خواهی هم نمیکنه (درسته پشیمون میشه ولی به زبون نمیاره)
۱ ماه پیشجد پفیوز اندرس
12اره والا اگه من جای ایلیا میبودم بخاطر حرفای هانا صدرصد ک.ن هانا رو سرخ میکردم🤓
۱ ماه پیشدماغ قوس دار ایلیا
5درود بر شرفت گل بعد حالا فک کن ایلیا کاری کنه هانا میگه ولی دلمو شکستی(با لحنه لوس و عشوه گرانه) اه حمیده این هانا رو بکش از همه جهت این بشر مشکل داره تازه باعث جدایی ایلیا و کوروشم میشع
۱ ماه پیشجد پفیوز اندرس
10هانا داره از ایلیا هم زرنگ تر میشه🤣
۱ ماه پیشدماغ قوس دار ایلیا
5منظورت چیهه؟ نه تو ب من بگو منظورت چیه فقط (در حال گشتن دنباله ایموجیه چاقو)
۱ ماه پیشجد پفیوز اندرس
2بیا عیزم بیا اینم چاقو😂🔪
۱ ماه پیشدماغ
1ممنونم از شما ک در اسرع وقت و در ساعت اتی چاقو رو بدست من رسوندید حالا برگرد
۱ ماه پیشموی زائد طلایی ایلیا
5حمیده جان یه سوال خیلی خیلی خیلی حیاتی تو پارت قبل ایلیا با حوله رفت رو تخت دراز کشید بعد هم هانا ریت بغلش بعد خوابیدن میخوام بدونم احیانا اون حوله اهم اهم کنار اهم اهم نرفت اهم اهم طول شب؟
۱ ماه پیشهانالیا
1اهم ااهم 😂بزار مغزمون راجب این مسئله سالم فکر کنه اهم اهم 🎀💔😊
۱ ماه پیشموی زائد طلایی ایلیا
5چقدم که مغز بچه های حمیده سالم می اندیشه🤣😏🙏
۱ ماه پیش
حمیده خوشبخت | نویسنده رمان
نه دیگه خوابشون برد😂
۱ ماه پیشجد پفیوز اندرس
0خدا لعنتت کنه زن🤣🤣
۱ ماه پیشدماغ
0ع پرسیدی🤣🤣 داداش بیا تو رابطه مردم دخالت نکنیم اگه خودشون میخواستن مثه پارت ۶۹ ، ۱۰۶ شرح میدادن
۱ ماه پیشجد پفیوز اندرس
0احتمالا این بار حمیده هانا رو حامله کرده🤣🤣
۱ ماه پیشدماغ
3نه امکان نداره فک کن هانا بخواد حامله شه و ما تاریخ تولید و انقضا رو ندونیم🫨🤧 ولی ب امیده بدنیا اومدن نیکیتا ایوانف
۱ ماه پیشجد پفیوز اندرس
2وایی اندرس نیست که هانا رو با گفتن این کلمه سر به سر بزاره الهی بمیرم براش😭😭
۱ ماه پیشدماغ قوس دار
0عشقم تو ک جزوه جده پفیوزش هستی تو بگو✨️🫶🏻🥳
۱ ماه پیشریحآنه
2تنها جامینی دوست داشتنی فقط ایلیاست و بس🧿❤️
۱ ماه پیشجد پفیوز اندرس
1پس جامین چی😭🛐
۱ ماه پیشزهرا
2یعنی کل پارت یه طرف کامنت بچه ها هم یه طرف 🤣🤣
۱ ماه پیشریحآنه
3کل تایمی که تو تونل داشتن حرف میزدنو با یه احساس نفس تنگی ای خوندم💔
۱ ماه پیشجد پفیوز اندرس
0دماغ قوس دار کجایی نکنه مردی 😭😭(؟؟
۱ ماه پیشدماغ قوس دار ایلیا
0ن مشتی بودم همون اول کامنت گذاشتم اتفاقا منتظره تو بودم هی چک میکردم ببینم پیام میدی😭🤧
۱ ماه پیشجد پفیوز اندرس
0دلم برات تنگ شده بود کامنتای اولی رو نخوندم😂🥹
۱ ماه پیشدماغ
0ایجان سیسی قربونت برم😭🫶🏻 تو کامنتای پارته بعد همو دوباره. ملاقات میکنیم
۱ ماه پیشلیا
4آیا فقط منم که خیلی به بچه های کلوپ فکر میکنم که توی این وضعیت کجان و چیکار میکنن😭
۱ ماه پیشموی زائد طلایی ایلیا
7من عاشق دوران تو پایگاهشون بودم خیلی گادد بود، وایب رمان اونموقع 🛐
۱ ماه پیشجد پفیوز اندرس
3فقط توی سیاهچاله خوب بود🤣🤣
۱ ماه پیشدماغ قوس دار ایلیا
3اونجاییم ک بالای درخت بودن بعد هانا بدنه ایلیا رو گرفته بود تا تیوفته بعدش گفت کاشکی مرزی نبود اون پارتم خیلی خوب بود ایتحسحبخحسحسم🩷🫶🏻😭🦋🎀🪼
۱ ماه پیشجد پفیوز اندرس
1وایی اره خیلی جذاب بود🍓😭
۱ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

زن شیث
0مثل سگ مغزم میگه ایلیا همچیو لو داده