آشوب به قلم حدیث بلیار
پارت صد و نهم :
کلاه کاسکت رو با یه دست از سرش جدا کرد که موهاش به هم ریخته روی پیشونیش ریخت.
وحشت زده از حضورش، اون هم به این شکل توی فضای شلوغ و پر ازدحامِ ساحل، زانوهامو به طرفش کشیدم و فاصلهمو باهاش به اتمام رسوندم.
همهی تنم خیس از عرق سرد شده بود و توی یک کلمه: وحشت بود که از بابت دیده شدن عرفان توسط مهراب، مغزم که نه، کل وجودم رو به رعشه انداخته بود که اونطور جلوش در اومدم تا احتمال دیده شد
مطالعهی این پارت حدودا ۱۷ دقیقه زمان میبرد.
این پارت دیروز تقدیم شما شده است.
یه بنده خدا
2..که زیاد گوه نخور عزیزم.من موندم لهراسبی چرا به جای ژیلاهمینو نکشت ماراحت بشیم؟واینکه یه عزیزی گفت که این اتفاقابرا اینه که کم کم اشوب ازش متنفر بشه واینا خواستم بهت بگم عزیزم نه والا از این خبرانیست عرفان گور به گوری بزنه مهرابو زبونم لال، لال شم ایشالا بکشه میگه آخیشش ازدسش راحت شدم
۲۴ ساعت پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
عاشقتم اوکی؟😂😂
۲۴ ساعت پیشیه بنده خدا
0قربونت برم عزیزم منم عاشقتم فقط به پسرت عرفان بگو که کمتر مارا حرص بده که دیکه مغز من کشش نداره💖😂😂
۲۴ ساعت پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
گوش نمیده پسرم
۲۲ ساعت پیشآتاناز دلارام
0وای یه بنده خدای عزیزم دقیقا حرف دلم وزدی بیا اینجا ماچت کنم البته اگه دختری
۲۴ ساعت پیشیه بنده خدا
0بیاا بغلمم دخترر 🫂💖(اره بابا دخترم)
۲۴ ساعت پیشآتاناز دلارام
7میگم بیاید ما مهراب فنا دست به دست هم بدیم این عرفان و با هم بکشیم چطوره مهراب فنا لایک کنن
۲۳ ساعت پیشیه بنده خدا
0آرهه بابا من مث کوه پشتتمم 😂🤝 نقشه اتم عالیه، پایه ام باهات 😭😂
۲۲ ساعت پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
اِوا👀🫣
۲۲ ساعت پیش.....
2منم هستمم بیاییدیه کاری کنیم آشوب دیگه همش بگه مهراب کل داستان با عرفان عرفان آشوب تموم شد😒😒
۲۲ ساعت پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
نه هنوز تموم نشده، امیدوار باشید🤣🤣
۲۲ ساعت پیشماهی
1به خدا این عرفان هر غلطی بکنه اشوب میگه الان عذاداره حق داره😐😐 هعیی دست بردار دیگه اشوب این عرفان دیگه ادم بشو نیست بچسب به مهراب که جونشو واست میده
۱۷ ساعت پیشآتاناز دلارام
0وای آره ماهی جونم میبینی هی عرفان عذاداره عرفان اینجوریه همش عرفان عرفان عرفان دیگه به اسم عرفان آلرژی پیدا کردم به جون پسر عموم آخرش خودم این عرفان و میکشم
۱۶ ساعت پیشماهی
0این عرفان دیگه اون عرفان قبل نیست و درست بشو هم نیست فقط به فکر انتقامه حتی به اشوب هم فکر نمیکنه و درواقع اون روهم مقصر میدونه این دیگه چه وضعشه قشنگ زده به سیم اخر
۱۲ ساعت پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
آره خیلی عوض شده متاسفانه:)💔
۱۱ ساعت پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
مواظب عرفان فنها باشید😂🫣
۱۱ ساعت پیشیه بنده خدا
0ووایی دقیقاا ماهی چقدر حق نواختی. خب عزاداره که عزاداره چه ربطی داره؟ فکر کنم تا ده سال اینده هر غلطی بکنه باز هم اشوب میگه عذاداره و اشکال نداره و خودم کمکش میکنم🤬خب دختر چشاتو واکن توروخدا این عرفان اون عرفانی که میشناختی نیستت مهرابو نگا کن خداوکیلیی، چه قدر آقا و خوب و گله تازه عاشقتم هست
۱۴ ساعت پیشماهی
1واقعا اشوب لیاقت عشق مهراب رو نداره😒😒
۱۲ ساعت پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
خب شما عرفان رو در نظر بگیرید دیگه، اصلاً قبل از اینکه مهرابی وجود داشته باشه، آشوب و عرفان عاشق هم بودن
۱۱ ساعت پیشآتاناز دلارام
1عشقم کجا عاشق هم بودن فقط همکار بودن تازه بعد این که لهراسبی با آشوب اون کارو کردو مهراب با آشوب ازدواج کرد آقا عرفان یادش افتاد به عشقش اعتراف کنه بعدشم این آقا عرفان عاشق الان کلا عشقشویادش رفته وبه فکر انتقامه حتی به فکر آشوبم نیست و داره بهش صدمه می زند
۴ ساعت پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
نه عزیزم منظورم اینه که قبل از ورود مهراب، عرفان عشقش رو اعتراف کرده بود
۲ ساعت پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
اوففف خدا😂😂
۱۱ ساعت پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
ببینید از یه جایی به بعد دیگه رفتارهای عرفان زیادهروی خواهد شد ولی فعلاً نه، فعلاً داغش تازهست
۱۱ ساعت پیشآمنه
0یعنی خدایی با رمانهای حدیث خانم مودی شدیم ولی خواهر مگه ما نبودیم که از عرفان دفاع میکردیم و مهراب رو لعنت میکردیم اخه الان بنده خدا هم از دست دادن عشقش و هم بی آبرو شدن مادرش و مرگ مادرش اونو به مرز جنون رسونده شاید اگه بدونه و یکجورایی قانعش کنند که مهراب تسخیر شده هست کمی آروم بگیره و لیانا برای
۱۲ ساعت پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
تقصیر من نیست، مهراب همه رو گول زده
۱۱ ساعت پیشیه بنده خدا
0ععهه حدییثث؟؟ باز که همه چی افتاد گردن مهراب خب خواهر مگه نمیگی کارایی که کرد را همه رو لهراسبی تو بدن مهراب کرده؟خب مهذاب این وسط بی تقصیرهه دیگهه تازه محافظ جون هم تایید کرده
۱ ساعت پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
ببینیم چی میشه دیگه😉
۱۲ دقیقه پیشیه بنده خدا
0خب من حقیقتا هیچ وقت ازعرفان خوشم نمیومد ومهراب فن بودم.و از اون ورعرفان هنوز عشقشو از دست نداده و هنوزم اشوب طرفشه و دوستش داره اگر هم از دست بده همش تقصیر خودشه با این کاراش(اگه هم منظورت اینه که چون اشوب شوهر کرد عرفان از دستش داد نه عزیزم اینجور نیست)
۱ ساعت پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
خیلی چیزا دست به دست هم دادن تا عشق این دوتارو خراب کن...
۱۳ دقیقه پیشیه بنده خدا
0خب پس اکه عشقشون خراب شده پس چرا اشوب هنوزز هم اینقدر طرف عرفان هست و تو هر پنج خط حداقل یه بار اسم عرفانو میاره؟اکه خراب هم شده فقط از طرف عرفانه نه اشوب تازه فعلا انتقام کور کرده چشم عرفانو وگرنه هنوز دوسش داره مگه نه؟(جدی سوالمه وگرنه قصد مسخره کردن و تیکه ندارم)
۳ دقیقه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
چون دوستش داره درحال حاضر
۲۴ ساعت پیشSara
2کاش میتونستمم یقه عرفانوبگیرم ازهواپیماپرتش کنم بیرون😂😂
۱۵ ساعت پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
هم مهراب رو پرت میکنم پایین، هم عرفانو🙏🏻
۱۱ ساعت پیشSara
2نه عرفانوپرت کن مهرابونچ😂
۵۹ دقیقه پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
هردوشون باهم تو بغل هم
۱۱ دقیقه پیششهناز
1سلام این قدر عالیه وهیجانی که نمیدونی چی بگی فقط لطفا پارت تشویقی هم بذارین ممنون خسته نباشی
۱ ساعت پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
این هفته کلاً پارت هدیه دادم❤️:)
۱۱ دقیقه پیشمعصومه
1خسته نباشی حدیث خانم پارت خوشگلی بود
۱ ساعت پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
فدای تو
۱۲ دقیقه پیشمعصومه
1بعد آشوب باهوشمونم تازه داره میفهمه این حالتاش از بارداریه، زوده عزیزم حالا متوجه میشدی چه عجله ایه؟عرفانم که فراری داد، یکی نیست بگه دختر خوب تو انقدر به عرفان اهمیت میدی اون چی؟ اصلا اهمیتی میده؟داره با رفتاراش بهت میگه ولم کن ولی تو نمیفهمی
۱ ساعت پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
😂😂وایی
۱۳ دقیقه پیشمعصومه
0جون هر کی دوست داری عرفان دست بردار از این کارات، وسط هواپیما میخوای چیکار کنی مثلا؟اونجا جای آدم کشتنه مگه؟ الان مهرابم اومد و اصلا عالی، هواپیما سقوط نکنه خوبه😂
۱ ساعت پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
سقوط کنه به نفع هردوشونه😂
۱۴ دقیقه پیشنگار
1قیافه ی بنده 😨😩😖یعنی الان من عر عر گریه میکنم بخدا چرا واقعا این عرفان میخواد منو سکته بده چرا مگه من چیکار کردم مگه آشوب چیکار کرده بچم که باید تو این وضعیتی که نود درصد احتمال بارداریش هست آنقدر استرس بگیره حالا دفعه باشه نقشش بد نبود ولی دیگه تو هواپیما آدم کشتن احمق بودنشو داره نشون میده💙💙
۱۸ ساعت پیشنگار
0حالا دفعه قبل آشوب نجاتش داد ولی الان دیگه چیکار می کنه آخه این عرفان انقدر کم عقل نبودا نمی دونم چش شده امیدوارم اتفاق بدی رخ نده که والا بعید می دونم😞😒💙💙
۱۸ ساعت پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
نباید به این شکل پا پیش میذاشت، کاش یکمی حواسش سرجاش بود یا سامان و رفقاش حواسشون به عرفان میبود...
۱۷ ساعت پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
اینکه میخواد تو هواپیما مهراب رو بکشه نشون دهندهی حالِ وخیمشه که فکرش به جایی قد نمیده و فقط میخواد دلشو خنک کنه...
۱۷ ساعت پیشنگار
0کاملا باهات موافقم بچم عقلش یکمی تاب برداشته نمیدونه باید چیکار کنه،سامان اون رفقاش باید حواسشون بهش باشه که خب این طور که معلومه نیست😞💙💙
۲ ساعت پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
آخه عرفانم عوض شده، شاید فکرشو نمیکردن دست به همچین کاری بزنه:)
۲ ساعت پیشنگار
0اگه بدونید من چه حدس هوایی در مورد پارت بعد دارم فکر کنم کلمو بکنید😁😁ولی خدایی خیلی کنجکاوم(همون فضولیم گل کرده) برا پارت بعدی میخوام ببینم چی میشه نکنه اینجا عرفان یا مهراب یکیشون بمیره یا آسیب ببینه طرف بره زندان هون صحنه ای که تو زندان بودن شکل بگیره یا نکنه آشوب قاتل یکی بشه (ناخواسته)🤔🤔💙💙
۱۸ ساعت پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
آره شاید، به هرحال تو پارت بعدی یکیشون باید بمیره که جو آروم بشه😂راهی جز این نیست
۱۷ ساعت پیشنگار
0نهه😮😦یعنی یکی حتما حتما باید بمیره؟خدایی؟💙💙
۲ ساعت پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
دیگه راهی جز این برای ختم قائله نیست
۲ ساعت پیشسارا
0شاید فقط رو به رو شدن یا همین حین چاقو زده به شکمش یا قبلش اشوب بیهوش بشه و حواس مهراب پرت بشه عرفان هم رد بشه دلم نمیخواد بمیره 🥺یا بمیره اشوب زندش کنه نمیشه؟ 😁💚
۱۱ ساعت پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
به هرحال اون چاقو باید به یکیشون بخوره تا آتیش معرکه بخوابه
۲ ساعت پیشآمنه
1بنده خدا هم مادرش رو از دست داده و هم عشقش نابود شده و واقعا مرگ مادرش که با *** هست خیلی خیلی تحملش سخته و باعث جنون میشه و از کجا میخواد بدونه که مهراب تسخیر شده بود و کلا حتی اگه بهش بگن شاید باور نکنه ما بودیم که مهراب رو لعنت میکردیم و برای عرفان دلسوزی میکردیم البته حدیث بانو گذاشت مودی بشیم
۱۲ ساعت پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
آره خب میگم که عرفانم گناه داره💔
۱۱ ساعت پیشابی
0آشوب حامله هست اتفاقی برای مهراب نیوفته که من افسرده میشم
۱۲ ساعت پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
با این پارت متوجه شدم ۹۹ درصد مخاطبا کاملاً به مهراب رو آوردن و این خیلی عجیبه
۱۱ ساعت پیشابی
1عالیی مثل همیشعهه
۱۲ ساعت پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
زنده باشید
۱۱ ساعت پیشقرمزی
1فوق العاده بود دختر .هر پارتی که میدی آدم بیشتر جذب نوشته هات میشه.واقعا خسته نباشی عزیز
۱۴ ساعت پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
لطف داری خوشگل من🫠❤️
۱۱ ساعت پیشفاطی
1من نظر بدم اینه که تو کلن نوشتنت غیرقابل پیش بینی پس خودت بگو چی میشه 🙂🙂
۱۵ ساعت پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
بذار راهنمایی کنم تهش چی میشه...یه اتفاقاتی میفته که ورق کاملاً برمیگرده:) حالا خودتون حدس بزنید چه اتفاقاتی
۱۱ ساعت پیشفاطی
3از اول رمان مهراب فن بودم تا الان اخه لعنتی جذابه حالا خطاهاش هم ک بخاطر باباش بوده پس کلن مهراب یدونس تو قلب من دُردونس اخ اشوب بیا وعاشق شو وعرفان وبیخی..
۱۵ ساعت پیش
حدیث بلیار | نویسنده رمان
اصلاً نایس😂🤌🏻🔥
۱۱ ساعت پیش
لطفا صبر کنید...

یه بنده خدا
1نهه کی گفته من الان به شدت عصبی و حرصیم؟ هرکی گفته بیاد اینجا تا با پشت دست دهنشو نوازش کنم بفهمه دیکه دروغ نگهه. آشوبب به جای اینکه یکی بزنی زیر گوشش که چرا میخواست مهرابو بکشه فراریش دادی؟ تازه وقتی هم زدیش تا بیهوش بشه میگی بشکنه دستت اشوب؟؟ عرفان جان اولا که عوضی خودتی گگلمم دوما که..ادامه👇