پارت یازده :
روز بعد، به محض اینکه از کتابفروشی بیرون زد، مستقیما به یک مغازهی تعمیرات موبایل رفت.
فروشنده نگاهی به گوشی خرد شدهاش انداخت و گفت:
_ ارزش تعمیر نداره.
دنا که دیگر به شنیدن این جمله عادت کرده بود، اصرار کرد.
_ میدونم. خیلیا اینو بهم گفتن. ولی اگه حتی یه درصدم امکان تعمیر داشته باشه، من هنوز میخوام درستش کنم. راستش.... تعمیر این.. خیلی برام حیاتیه.
_ شاید بشه یه کاریش Ú
مطالعهی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۲۸ روز پیش تقدیم شما شده است.

نگار حبیبی | نویسنده رمان
عزیزم❤ به نظر خودم رمان اصلا ترسناک نیست ولی اگه فکر می کنید ممکنه بترسونتتون، تو روز بخونیدش :)
۴ هفته پیش...
0ترناسک نیست..یعنی هست ها ولی بیشتر از اینکه بهترین جوگیر میشم😂😂ادرنالین خونم می ره بالا
۴ هفته پیش
نگار حبیبی | نویسنده رمان
👍 👍 👍 :)
۴ هفته پیشرز سفید
0ای خدا تا هفته بعد چجوری دووم بیارم نویسنده جان حداقل گاهی اوقات پارت هدیه بدید شبیه غذایی شده داستان که با یه پارت تا هفته دیگه از دهن افتاده
۴ هفته پیش
نگار حبیبی | نویسنده رمان
خبر خوب اینه که نوشتن جلد دوم تموم شده. الان دارم اشکالاتش رو اصلاح می کنم. تموم بشه، انشالله حداقل سه روز تو هفته براتون پست میذارم ❤
۴ هفته پیشرز سفید
0وای چقد خوشحال شدمم نویسنده جونم خسته نباشی قلمت همیشه مانا باشه
۴ هفته پیش
نگار حبیبی | نویسنده رمان
سلامت باشی عزیزم ❤
۴ هفته پیشپرنیا
0خب من این پارتو الان یک شب خوندم چجوری بخوابم🤗
۴ هفته پیش
نگار حبیبی | نویسنده رمان
دیشب خوب خوابیدی؟ :)
۴ هفته پیشپرنیا
0اره عزیزم💋
۴ هفته پیش
نگار حبیبی | نویسنده رمان
خدا رو شکر :))
۴ هفته پیشنفس
0دنا دنا خدا کنه مشکلاتش زودتر حل بشه سربلند بیاد بیرون
۴ هفته پیشاَسماء
1پس تازه مشکلات دنا جون شروع شد آخی طفلی بابا یکی بیاد کمک
۴ هفته پیش
نگار حبیبی | نویسنده رمان
❤❤❤
۴ هفته پیشکلوپاترا
1خبب، از اینجا یا آرمان نجاتش میده یا مهرداد. البته احتمالا خود مهرداد جنی باشه. گلدون هم بخاطر حضور دنا زرد شده. در کل خیلی عالی بود❤✨
۴ هفته پیش
نگار حبیبی | نویسنده رمان
هنوز زوده تا کسی بخواد کمکش کنه. ❤❤❤
۴ هفته پیشSin f f
1خب از اینجا به بعد اتفاقای ترسناک شروع میشه . عجیب دلم میخواد جای دنا باشم خوشبحالش. نگاری این پارتم عالیی بود 👌. دنا پسرکم تو خوابگاه هم دست از سرش بر نمی دارن😭
۴ هفته پیش
نگار حبیبی | نویسنده رمان
چرا می خوای جای دنا باشی؟! ❤❤❤
۴ هفته پیشرز.
1مرسی پارت عالی و ترسناکی بود😅
۴ هفته پیش
نگار حبیبی | نویسنده رمان
❤❤❤
۴ هفته پیش
لطفا صبر کنید...

...
0اوه..ساعت دو شبه..من گفتم نباید این رمانو شب بخونم ولی دیگه دیره شده بود از موقعی که پارت جدید گذاشتید درگیر بودم نتونستم بخونم داشتم از فضولی و کمبود پارت جدید منفجر میشدم.. آخی دنا گوگولومو یکی نجات بدهه به خدا الان خودمو تو گوشی جا میکنم نجاتش میدم بهش کمک میکنم