پارت هشتاد و دوم :
***
فضای ویلا رو سکوت سنگینی گرفته بود. توی سالن اصلی، دور میز بزرگ وسط پذیرایی، حلقه زده بودیم و روی زمین نشسته بودیم.
نور ملایم چراغها روی صورتهای خسته و زخمیمون افتاده بود.
رویا، نگاهش روی آرکا بود و کسرا و کارن هم با چهرههای جدی، انگار قراره برای یه عملیات نظامی آماده بشن، به مدارک زل زده بودن. بماند که اولش چقدر از دیدن رویا شوکه شده بودن.
آرکا، در حالی که یه دس
مطالعهی این پارت حدودا ۱۲ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۴ ساعت پیش تقدیم شما شده است.
نیلو
0همچی خوب پیش بره و این دوتا بدبخت مثل آدم بتونن زندگی کنن🫠
۲ ساعت پیشنیلو
1ان شاالله که همچی خوب پیش بره بیایید اصلا به احتمال های بد فکر نکنیم😂🤌🏻
۲ ساعت پیشنیلوفر ابی
1عالی بود ممنون خسته نباشید پارت زیبایی بود
۶ ساعت پیشHasti
2چرا احساس میکنم کارن قراره همه رو بفروشم و دوباره یکیشون بمیره بخدا افسردگیی میگیرم
۱۱ ساعت پیشHasti
1مگاان یعنی واقعا آیناز کور شد یا خوب میشه؟
۱۱ ساعت پیشلیا
5یه سوال فقط منم که حس میکنم قرار نیس همه چی به خیر و خوشی تموم شه؟مثلا قراره بمیره یا یه بلایی سر آیناز یا سایفر بیاد 😐
۱۱ ساعت پیشلیا
1"پسر افتضاحی بود" مطمئنی آیناز؟عاشق همین مردک افتضاح شدیی🤣🤣
۱۱ ساعت پیشنیکا
5بچه ها چرا یه حس بدی دارم. نمیدونم یه حس بد نسبت به کارن..احساس میکنم یه چیطیش میشه..ریلکس کن نیکا..همش یه حسه..وای خدا..حتی نسبت به سایفر هم همینه. نمیدونم شاید اثر فیلم هایی باشه که پسره میگه بعد از این اتفاق با هم میریم یه جای دور، بعد که میمیره دختره میگهمگه قرار نبود بریم به جای دور؟
۱۱ ساعت پیششیما
3دقیقا..منم نسبت به کارن و سایفر همچین حسی دارم..مخصوصا سایفر.
۱۱ ساعت پیشنیکا
2وای خدا، منم عاشق بزن و بکوبم. مگان به خدا اثر ارکانا روم موند امروز با یکی از هم کلاسی هام توی کلاس زبان دعوا کردم زدم دماغش رو شکوندم. بابا پول دیه گرون شده مگان چرا اینقدر رمانت تاثیر گذاره؟ اصلا یه لحظه فاز آیناز رو برداشتم و موهاش رو گرفتمُ صورتش رو زدم داخل دیوار..و بله، زِرتی دماغش شکست😁
۱۱ ساعت پیش...
8میترسم درخواست بوسه و صحنه عاشقانه کنم پارت بعدش همه اشونو از دماغ دار بزنی
۱۳ ساعت پیشپرنیا
2نکن عشقم ، درخواست نکن، ما خاطره ی خوبی نداریم .ایشالله تو پارت بعدی همین چص عاشقونه هم از دماغمون در میاد😂
۱۳ ساعت پیشکوهیار
2دقیقاا اما من میدونم به نیکا نگید ها اما مکاعیلل زنده میشهه باید بشهه
۱۲ ساعت پیشنیکا
2نه بابا..منم که کور. بابا میکائیل مرد دیگه..ریلکس کنین..خاکش کردیم..حلواش رو هم خوردیم..گریه زاری رو هم کردم و تِمام. البته درک میکنم بعضی هاتون ناراحتیت..به نطر هاتون احترام میزارم بچه ها🫡💖
۱۱ ساعت پیشنیکا
1بچه ها..رمان همینه، پر از هیجان. ما رمان میخونیم تا به چالش کشیده شدن کاراکتر ها رو ببینیم. آخه مگه میشه رمان همینجوری و بدون هیچ مانعی پیش بره. من که درخواست صحنه های عاشقانه دارمم🫠🫡💖 اوی خدا..ارزشش رو داره🫠🥹🥹
۱۲ ساعت پیشمریم
1خداکنه بلای سرشون نیاد و اینکه رمانت عالیهه
۱۱ ساعت پیشبتمن
1وای یجوری غم کل عالم نشست رو دلم که اصلا برگام هم آیناز کور شد هم میکائیل مُرد:)💔
۱۳ ساعت پیشکوهی
1راستی خیلی بدهه
۱۲ ساعت پیشفاطمه
2ایشالا اتفاقی برای هیچ کدوم نیوفته 😔
۱۲ ساعت پیشسار ✨
3امیدوارم اتفاقی براشون نیفته🥹
۱۳ ساعت پیش
لطفا صبر کنید...

میو
0فقط آیناز میتونه به شوهرش که حاضره جونشو براش بده بگه آدم افتضاح 🤣🤣